نشریه علوم اجتماعی، در پاسخ به پیشرفت های صورت گرفته در حوزه علوم اجتماعی، و به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث علوم اجتماعی پایه گذاری شده است و از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی، به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی، به دو صورت چاپی و آنلاین در ایران منتشر می شود. هدف فصلنامه، فراهم آوردن امکان دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی مرتبط با مسائل و موضوعات مهم در علوم اجتماعی برای محققان و پژوهشگران است. داوری مقالات ارسال شده به فصلنامه علوم اجتماعی به صورت بسته و دوسو ناشناس صورت می پذیرد.

فصلنامه علوم اجتماعی در تاریخ 86/6/12 موفق به اخذ رتبه علمی -پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با شماره 3/4869 گردید.

نشریه مبلغ دو میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می کند و در صورت پذیرفته شدن مقاله مبلغ چهار میلیون ریال بابت بخشی از هزینه‌های پردازش مقالات از نویسندگان دریافت میگردد، مابقی هزینه‌ها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود.

قابل توجه نویسندگان محترم مقالات:

  • این نشریه انواع ناراستی ها و ناروایی های علمی و ادبی را با استفاده از نرم افزارهای مشابه یاب بررسی و با آن مقابله می کند.
  • اطلاع از کلیه مراحل بررسی مقالات صرفاً از طریق مراجعه دوره ای به صفحه شخصی ارسال کنندگان مقالات در سامانه فصلنامه علوم اجتماعی امکان پذیر می باشد.
  • این نشریه، با انجمن انسان شناسی ایران از تاریخ 1402/10/1 الی 1403/10/1 تفاهم نامه همکاری منعقد نموده است.

ویژه نامه پیامدهای اجتماعی تورم در جامعه ایرانی 


 

جامعه شناسی

هژمونی اقتصاد مرز و زوال مرجعیت مدرسه: تجربه‌زیسته ترک تحصیل دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه در شهرستان بانه

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.73307.2634

ابراهیم اخلاصی، محمد حکمت

چکیده مقدمه پژوهش حاضر به ارائه یک تحلیل کیفی و جامعه‌شناختی از تارک‌تحصیلی دانش‌آموزان پسر دوره متوسطه دوم در شهرستان بانه می‌پردازد. برخلاف دیدگاه‌های نخستین که ترک‌تحصیل را به شکست فردی، انحراف اخلاقی یا صرفاً کاستی‌های آکادمیک تقلیل می‌دادند، این پدیده امری پیچیده و چندبعدی است که در تقاطع ساختارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شکل می‌گیرد. در مناطق مرزی مانند بانه، این پدیده بازنمایی ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ زیرا منطق متمرکز آموزش رسمی با زیست‌بوم خاص «اقتصاد مرزی» مواجه می‌شود. شکل‌گیری بازارهای مرزی و گردش سریع سرمایه تجاری در بانه، چارچوب جدیدی برای منزلت اجتماعی ایجاد کرده و تعارضی عمیق میان «ارزش‌های نقدِ بازار» و «وعده‌های انتزاعی و معوقِ مدرسه» پدید آورده است. بر این اساس، هدف اصلی این مطالعه، فهم ساخت معنایی ترک‌تحصیل و توصیف شرایط ساختاری موجد آن در بستر مرزی بانه است. چارچوب مفهومی این پژوهش، نظریه‌های تولید فضا و انباشت سرمایه (دیوید هاروی)، بازتولید ساختاری و سرمایه فرهنگی (پیر بوردیو)، کدهای زبانی (بسیل برنشتاین)، نظریه فشار (روبرت کی. مرتون)، کنش متقابل نمادین و مفهوم «دانش قدرتمند» (مایکل یانگ) را ترکیب می‌کند تا مواجهه میان دو منطق ساختاری متعارض—یعنی سیطره بازار در برابر نظام آموزش رسمی—را تبیین نماید. روش‌شناسی این پژوهش از رویکردی کیفی با جهت‌گیری‌های پدیدارشناختی و ساختارگرایانه بهره برده و از روش تحلیل مضمون استقرایی بر اساس چارچوب شش‌مرحله‌ای براون و کلارک استفاده کرده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شدند. برای جلوگیری از سوگیری یادآوری و پوشش کامل پیچیدگی‌های میدان، نمونه‌گیری هدفمند مبتنی بر معیار در سه لایه متمایز تا دستیابی به اشباع نظری انجام شد: لایه اول (نمونه هسته‌ای): ۱۵ دانش‌آموز پسر تارک‌تحصیل شاغل در بازار (۱۵ تا ۲۵ ساله، که طی ۵ سال گذشته ترک‌تحصیل کرده‌اند)؛ لایه دوم (بسترهای طبقاتی): ۱۵ نفر از والدین دانش‌آموزان تارک‌تحصیل شاغل در بازار (۳۸ تا ۶۰ ساله)؛ لایه سوم (ساختار آموزشی): ۱۰ نفر از معلمان، مشاوران و مدیران دبیرستان‌های بانه (با حداقل ۵ سال سابقه کار). در جریان تحلیل داده‌ها، ابتدا ۲۳۵ کد باز توصیفی استخراج شد که از طریق مقایسه مداوم، به‌صورت نظام‌مند در ۲۹ خرده‌‌مضمون دسته‌بندی و در نهایت، شبکه‌ای متراکم از ۱۰ مضمون اصلی بازسازی گردید. روایی و قابلیت اعتماد داده‌ها از طریق چندسویه‌سازی، بازبینی توسط مشارکتی‌کنندگان و بازاندیشی انتقادی مورد ملاحظه قرار گرفت. یافته‌ها تحلیل داده‌های کیفی به شناسایی ۱۰ مضمون اصلی منجر شد که در دو سطح ساختاری و ادراکی/زیست‌جهان سازماندهی شده‌اند: در سطح اول، بسترهای ساختاری و نهادی—از طریق «سیطره شهر-بازار و تفوق کسب‌وکارهای مرزی» در کنار تجاری‌شدن فضای شهری—ملاک موفقیت را از تحصیلات آکادمیک به درآمد نقدی و فوری تغییر داده‌اند. هم‌زمان، «ناکارآمدی و تصلب نظام آموزشی» ناشی از عدم انطباق سرفصل‌های انتزاعی با نیازهای زیست‌بوم، به بیگانگی شغلی دانش‌آموزان انجامیده است. علاوه بر این، «کالایی‌شدن مدرک و انسداد شایسته‌سالاری»—که با افت ارزش مدارک دانشگاهی در بازار کار و ناشایسته‌سالاری در استخدامی‌های بخش دولتی شناخته می‌شود—در کنار «تضعیف منزلت معلمان و تغییر گروه‌های مرجع»، پایگاه اجتماعی معلمان را فروکاسته و تجار و بازاریان را به عنوان الگوهای جدید جایگزین آن‌ها ساخته و بدین‌ترتیب سوژه «پیله‌ور-کولبر» را بازتولید نموده است. در سطح دوم، زیست‌جهان معنایی دانش‌آموزان تحت تأثیر «رویاهای زودرس و عطش استقلال مالی» با هدف دستیابی به بلوغ مردانه زودرس شکل می‌گیرد. این امر در پیوند با «ادراک گسست زمانی تحصیلی و تقابل عقلانیت فوری و معوق»، باعث می‌شود دانش‌آموزان روند کندِ مدرسه‌رفتن را عقب‌ماندن از بازدهی سریع بازار تلقی کنند. این پویایی با «ترجیح ارزش‌های سوداگرانه بر ارزش‌های دانشی» و غلبه عقلانیت ابزاری عمیق‌تر شده و خروج از مدرسه را به عنوان یک «کنش مثبت و عاملیت خودخواسته»—تصمیمی عقلانی و آگاهانه—بازتعریف می‌کند. با این حال، این فرآیند با «بازسازی روانی و تجربه تحقیر و طرد طبقاتی» ناشی از مقایسه‌های مادی مداوم و بروز مدرسه‌هراسی همراه است که در نهایت به «تقلیل مدرک به کالایی خریدنیِ صرفاً برای رفع موانع اداری» و زوال کامل ارزش ذاتی یادگیری می‌انجامد. بحث و نتیجه‌گیری یافته‌ها نشان می‌دهد که ترک‌تحصیل دانش‌آموزان پسر دبیرستانی در بانه را نمی‌توان به فقر مطلق، هوش پایین یا کاستی‌های فردی تقلیل داد؛ بلکه خروج از نظام آموزش رسمی، برآیند تعارضی بنیادین میان منطق زیست‌بوم مرزی و سیستم آموزشی متمرکز کشوری است. در بانه، غلبه اقتصاد مرزی، شتاب گردش سرمایه و موفقیت مادیِ مشهود نوکیسه‌گان، منزلت نمادین نهادهای آموزشی و کادر آموزشی را به‌شدت فرسوده و تخریب کرده است. دانش‌آموزان با مشاهده بیکاری و فقر مادی در میان افراد تحصیل‌کرده و همچنین احساس عدم شفافیت در جذب بخش دولتی، نوعی «گسست زمانی تحصیلی» را تجربه می‌کنند و زمان صرف‌شده در مدرسه را اتلاف وقتی می‌دانند که باعث عقب‌ماندگی آن‌ها از بازار پرشتاب می‌شود. در چنین شرایطی، ترک‌تحصیل به یک «فرآیند عاملانه و عقلانی» تبدیل می‌شود. کنشگران، خروج از مدرسه را به عنوان میان‌بری برای دستیابی به استقلال مالی، منزلت در میان همسالان، رهایی از تحقیر طبقاتی و ورود به دنیای بزرگسالی و مردانگی بازتفسیر می‌کنند. در نهایت، مدارک تحصیلی از دستاوردهای فکری دارای ارزش ذاتی، به کالاهای اداریِ صرفاً خریدنی تنزل می‌یابند. مواجهه با این بحران نیازمند بازنگری بنیادی در سرفصل‌های متمرکز، تمرکززدایی آموزشی، اجرای آموزش‌های فنی‌و‌حرفه‌ای متناسب با زیست‌بوم مرزی و احیای منزلت اقتصادی و نمادین مدرسه است.

جامعه شناسی

فراسوی امپراتوری دانشگاه: چگونگی تکثر آموزش علوم اجتماعی در ایران در پرتو شبکه‌های اجتماعی و مدرسه‌های آزاد

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.90046.2944

حامد کیا

چکیده در دهۀ اخیر، دانشگاه ایرانی با افول اقتدار معرفتی و شکاف میان ساختار رسمی و نیازهای فکری نسل جدید مواجه شده است. همزمان، شبکه‌های اجتماعی، اقتصاد توجه و مدرسه‌های آزاد علوم اجتماعی، ساختار سنتی قدرت/دانش را دگرگون و فضای تازه‌ای از یادگیری سیال، پلتفرمی و غیررسمی پدید آورده‌اند. این پژوهش کیفی تفسیری با استفاده از داده‌های طرح ملی فرهنگ رسانه‌های اجتماعی (۱۴۰۲) و چهار مصاحبۀ نیمه‌ساخت‌یافته با مدیران مؤسسات آموزشی، سازوکارهای شکل‌گیری این فضاهای بدیل را بررسی می‌کند. چارچوب نظری مقاله بر مفاهیم فوکو (دانش/قدرت)، دلوز و گتاری (خطوط پرواز و ماشین میل)، آگامبن (سوژه‌سازی)، هال (مفصل‌بندی فرهنگی) و برگسون (زمان‌مندی سیال) استوار است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در وضعیت پسادیجیتال، سوژۀ ایرانی به «بدن گشوده» و «سوژۀ مردد اما فعال» تبدیل شده و الگوهای نوینی از مصرف و تولید دانش را دنبال می‌کند. در این زمینه، مدرسه‌های آزاد نه مکمل و نه جایگزین دانشگاه، بلکه «دیگری ساختاری» آن هستند که در منطق شبکه‌ای پلتفرم‌ها، اقتصاد توجه و زیبایی‌شناسی دیجیتال عمل می‌کنند. این فضاها موجب تولید فیگورهای نظری جدید، مشارکت جمعی و برساخت رژیم تازه‌ای از مشروعیت معرفتی خارج از دانشگاه شده و اقتدار سنتی دانشگاه را تضعیف کرده‌اند.

جامعه شناسی

زیستْ‌منازعه و بازتعریف اعتراض در دانشگاه طی سال ۱۴۰۱

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.91033.2964

سعیده امینی، عباسعلی رهبر، سولماز حمیدی

چکیده اعتراضات سال ۱۴۰۱ دانشگاه‌های ایران را به یکی از کانون‌های اصلی اعتراض تبدیل کرد؛ با این حال، بخش عمده‌ پژوهش‌های موجود، اعتراضات دانشگاهی را یا در چارچوب جنبش‌های اجتماعی کلاسیک تحلیل کرده‌اند یا آن را صرفاً امتدادی از ناآرامی‌های خیابانی دانسته‌اند. این مقاله به دنبال فهم ماهیت اعتراضات دانشجویی در بستر دانشگاه‌های ایران (مورد مطالعه‌ دانشگاه علامه طباطبایی) در سال ۱۴۰۱ است. داده‌ها شامل ۲۹ مصاحبه‌ی نیمه‌ساخت‌یافته با دانشجویان رشته‌های مختلف است که به روش گراندد تئوری و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد اعتراضات دانشگاهی ۱۴۰۱ واجد منطقی متمایز هستند که در این پژوهش با مفهوم «زیست‌منازعه» صورت‌بندی می‌شود. زیست‌منازعه "وضعیتی" است که در آن منازعه بر سر شیوه‌های زیستن، تعاملات روزمره، تجربه بدن و امکان بیان شکل می‌گیرد و در بستر روزمره‌ی دانشگاهی تجربه می‌شود. این مفهوم از رابطه‌ی علّی-فرایندی میان ۱۳ مقوله فرسایش هنجاری نظم نهادی، برانگیختگی حساسیت‌های اخلاقی-عاطفی، انباشت تجربه‌های منازعه‌آمیز، گسست در تداوم زیست اجتماعی، امکان‌مندی نهادی کنشگری در دانشگاه، تغییرات ارزشی-هنجاری نسلی، دگرگونی در افق‌های ذهنی، تکثر و گسست‌های ساختاری در بافت دانشجویی، پویایی‌های کنترلی-تنظیمی دانشگاه، بازنمایی‌ها و گردش معانی در فضای رسانه‌ای-مجازی، دینامیک‌های درونی دانشجویی، فرسایش ادراکی-عاطفی کنشگری و مداخلات و شوک‌های برون‌زاد صورت‌بندی شده است.

مردم شناسی

روایتِ کنشگر-شبکه‌ای از چرخه‌ی حیات یک سایت دپوی زباله شهری: مورد انجیلسی بابل و دلالت‌های آن برای فهم مسئله‌ی پسماند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مهر 1405

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.95217.3019

محمد حسین میرزاده معلم، زهره انواری

چکیده این پژوهش با نقد رویکرد فنی ـ مدیریتی به مدیریت پسماند شهری، می‌کوشد نقش اجتماعی، سیاسی و معنایی سایت‌های دفن زباله را در نسبت با جوامع پیرامون آن‌ها بررسی کند. مطالعه موردی پژوهش، سایت دپوی انجیلسی در بابل طی سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۴۰۳ است که پرسش آغازین «چرا این پروژه شکست خورد» در پرتو نظریه کنشگر-شبکه بازصورت‌بندی می‌شود. روش پژوهش بر مردم‌نگاری میدانی در انجیلسی و روستاهای پیرامون و مصاحبه با نهادها استوار است. همچنین اهالی، نهادها، شیرابه و پرندگان را با نگاهی برابر به‌مثابه کنشگر تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که وضعیت سایت حاصل تعامل و تثبیت شبکه‌ای متشکل از کنشگران انسانی و غیرانسانی بوده و مفاهیم اجتماعی و مدیریتی نیز در همین فرایند شکل گرفته‌اند. مقاله استدلال می‌کند فهم این وضعیت مستلزم عبور از رویکرد فنی-مهندسیِ محدود به فضای سایت است؛ زیرا زباله ذاتی ثابت ندارد و سایت زباله امری اجتماعی است که فراتر از دوگانه‌ی طبیعت/فرهنگ تعریف می‌شود، و از این‌رو خوانشی از تاریخ اجتماعی است که از منطق دوگانه‌انگار فرادست/فرودست فراتر می‌رود.

مطالعات زنان

واکاوی الگوهای زمینه‌ساز ازدواج زودهنگام در بافت روستایی شهرستان کوهدشت

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.92427.2977

رحمان باقری، کبری کرم پور، الهام عباسی

چکیده نوشتار حاضر با هدف واکاوی الگوهای زمینه‌ساز ازدواج زودهنگام در بافت روستایی شهرستان کوهدشت با استفاده رویکرد کیفی انجام شده است. مشارکت‌کنندگان شامل 16 زن در دهستان زیرتنگ‌سیاب شهرستان کوهدشت بود که در کمتر از 18 سالگی ازدواج کرده بودند و با روش نمونه-گیری گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها با مصاحبه‌های عمیق و حضوری گردآوری شده و با استفاده از روش تماتیک، تحلیل شدند. میانگین سن ازدواج مشارکت‌کنندگان 6/14سال بود. طی کدگذاری اولیه 179 کد به دست آمد که با حذف موارد تکراری 92 مفهوم باقی ماند. سپس با دسته‌بندی مفاهیم مشابه، 13 مضمون فرعی استخراج شد که نهایتاً در قالب 3 مضمون اصلی تلفیق و سازماندهی شدند: «پایداری الگوهای فرهنگی اجتماعیِ سُنتی»، «فقر و محرومیت اقتصادی و غیراقتصادی» و «ناپختگیِ فردی و کودکیِ ناتمام». یافته‌ها نشان داد که کودک همسری مسأله‌ای پیچیده است که موارد متعدد آن در مناطق روستایی، ناشی از درهم‌تندیگی سنت‌ها و ساختارهای فرهنگی و نابرابر،‌ محدودیت‌های اجتماعی و فشارهای اقتصادی‌ است که تصمیم‌گیری آگاهانه برای ازدواج را دشوار می‌کند. از لوازم تغییر در چنین وضعیتی آگاهی‌دادن به والدین و خانواده‌ها پیرامون سنت‌های فرهنگی نامناسب و زیان‌های جبران‌ناپذیر روانی و جسمانی آن برای دختران است.

روش شناسی علوم اجتماعی

بازاندیشی علیت در علوم اجتماعی: گذار از پارادایم خطی به منطق ترکیبی و نامتقارن با تمرکز بر FsQCA

دوره 33، شماره 112، بهار 1405، صفحه 179-204

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.90833.2960

اسماعیل عالی زاد

چکیده این مقاله با بازاندیشی در منطق علیت در علوم اجتماعی، محدودیت‌های رویکردهای متغیرمحور در تحلیل پدیده‌های پیچیده و زمینه‌مند را بررسی می‌کند. رویکردهای متغیرمحور علیت را عمدتاً بر اساس همبستگی یا اثر آماری میان متغیرها تعریف کرده و آن را خطی، تقارنی و عمدتاً احتمالی می‌دانند؛ امری که پاسخ به پرسش‌های «تحت چه شرایطی» را محدود می‌سازد. در مقابل، منطق مجموعه‌محور علیت با تمرکز بر روابط لازم و کافی، امکان تحلیل ترکیب‌های علّی، چندمسیرگی و نامتقارنی روابط را فراهم می‌آورد. این منطق با به رسمیت شناختن ناهمگنی تجربی و حساسیت به تفاوت‌های درجه‌ای میان موارد، پیوند میان نظریه، مفهوم‌پردازی و تحلیل تجربی را تقویت می‌کند. چارچوب FsQCA به‌عنوان صورت‌بندی عملیاتی این منطق معرفی می‌شود که با استفاده از مجموعه‌های فازی، تحلیل هم‌زمان شرایط لازم و ترکیب‌های کافی را ممکن می‌سازد. با این حال، کاربست موفق آن مستلزم چارچوب نظری روشن، کالیبراسیون مفهومی دقیق و تعریف صحیح مجموعه‌هاست. مقاله نشان می‌دهد گذار از علیت خطی به علیت ترکیبی، پیامدهای مهمی برای پرسش‌های پژوهشی، تعمیم و اعتبار تبیینی دارد و می‌تواند به تولید تبیین‌های واقع‌بینانه‌تر و نظری غنی‌تر در پژوهش اجتماعی بینجامد.

جامعه شناسی

مروری بر تحقیقات جامعه شناختی پیرامون عوامل موثر بر هویت قومی در ایران

دوره 33، شماره 112، بهار 1405، صفحه 145-178

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.91841.2972

ایوب منتی، طاها عشایری، حسین محسنی

چکیده هویت قومی، حس تعلق به گروهی مبتنی بر نسب خویشاوندی، زبان و فرهنگ مشترک، حافظه تاریخی و آداب و رسوم متمایز است و تعلق افراطی به آن می‌تواند مانع شکل‌گیری سرمایه اجتماعی ملی شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تعلق به هویت قومی در ایران، به فراتحلیل تحقیقات جامعه‌شناختی انجام‌شده در این حوزه پرداخته است. روش تحقیق فراتحلیل کمی با نمونه‌گیری تعمدی-غیراحتمالی بود. از میان 65 سند علمی از پایگاه‌های نورمگز، مگ‌ایران، ایران داک و پایگاه جهاد دانشگاهی، 46 سند در بازه زمانی 1381 تا 1403 بر اساس ملاک‌های ورود و خروج انتخاب و با آزمون‌های d کوهن و f فیشر تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهد که جامعه‌پذیری، انسجام اجتماعی، اعتماد قومی، تعلق اجتماعی و تبعیض اجتماعی (عوامل اجتماعی)؛ مصرف رسانه جمعی، باورهای دینی، سرمایه فرهنگی، آگاهی و سواد فرهنگی، هنجارها و باورهای قومی (عوامل فرهنگی)؛ توسعه سیاسی، مشارکت سیاسی، اثربخشی سیاسی، الگوی مرجع نخبگان قومی (عوامل سیاسی)؛ محرومیت نسبی، مشارکت اقتصادی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، عدالت و برابری اقتصادی (عوامل اقتصادی) و تصورات قالبی، برچسب قومی و هنجاری، منزلت اجتماعی، احساس رضایت (عوامل روانی) در تعلق به هویت قومی تأثیر داشته است.

جامعه شناسی

تجردگزینی در گذرگاه تنگ عافیت

دوره 33، شماره 112، بهار 1405، صفحه 1-52

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.91594.2970

احمد غیاثوند، اردشیر انتظاری، محمدرضا مؤذن پور

چکیده ازدواج در جامعۀ ایران، به‌ویژه در میان جوانان، دیگر یک الزام بدیهی و ازپیش‌تعریف‌شده در مسیر زندگی تلقی نمی‌شود و با الگوهای جدیدی از تأخیر و تعلیق مواجه شده است. هدف این پژوهش، فهم فرایندهای اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر این دگرگونی و تبیین منطق کنش افرادی است که ازدواج را به تعویق انداخته یا از آن اجتناب می‌کنند. پژوهش با رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختار‌یافته با 30 ‌نفر از مجردان 32 سال به‌بالای شهر تهران گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها به شناسایی پدیدۀ مرکزی «تجردگزینی در گذرگاه تنگ عافیت: بازتعریف ازدواج به‌مثابۀ انتخابی مشروط و پرمخاطره» انجامید؛ فرایندی که در آن ازدواج از یک جبر زیستی و هنجاری، به تصمیمی مشروط، محاسبه‌گرانه و پرمخاطره بازتعریف می‌شود. شرایط علّیِ این پدیده شامل فردی‌شدن ارزش‌ها، تغییر در اقتصاد عاطفی ازدواج، بحران معنابخشی به نهاد ازدواج، تجارب منفی نزدیکان و ناامنی‌های ساختاری است. این پدیده در بستری شکل می‌گیرد که با تضعیف فشارهای هنجاری سنتی، دگرگونی معیارهای کُفویَت، تغییر جایگاه اجتماعی زنان و طولانی‌شدن گذار به بزرگسالی همراه است.

جامعه شناسی

ارزیابی تأثیرات اجتماعی طرح ساماندهی اتباع خارجی غیرقانونی

دوره 33، شماره 112، بهار 1405، صفحه 53-99

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.89520.2922

مصطفی کشوری چرمی، علی جنادله

چکیده حضور اتباع افغانستانی در ایران طی پنج دهه اخیر، با موج‌های گوناگون مهاجرت همراه بوده است. تحولات اخیر افغانستان و بازگشت طالبان، ورود گسترده مهاجران (عمدتاً غیرقانونی) را تشدید کرده و «طرح ساماندهی اتباع خارجی» با هدف شناسایی، کنترل و اخراج آن‌ها، جدیدترین سیاست ایران در این زمینه محسوب می‌شود. این پژوهش با روش ارزیابی تأثیرات اجتماعی (SIA) و تحلیل داده‌های اسنادی، میدانی و آماری، به ارزیابی متوازن پیامدهای مثبت و منفی احتمالی طرح در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و بین‌المللی پرداخته است. یافته‌ها حاکی از آن است که اگرچه اجرای طرح با دستاوردهای مثبتی همچون کاهش جرائم شهری، کاهش فشار بر یارانه‌های پنهان و افزایش احساس امنیت اجتماعی همراه است، اما در سطوح اجتماعی و اقتصادی با پیامدهایی نظیر افزایش مهاجرهراسی، ترویج خشونت، نقض حقوق کودکان، فروپاشی شبکه‌های اشتغال ارزان، تضعیف صنایع کوچک و احتمال تشدید افراط‌گرایی و قاچاق انسان مواجه خواهد بود. همچنین در سطح بین‌المللی، این سیاست می‌تواند چالش‌هایی برای روابط خارجی و اعتبار حقوق بشری ایران ایجاد کند. در نهایت، با تکیه بر رویکرد SIA، مجموعه‌ای از سیاست‌های پیشگیرانه، تعدیلی و جبرانی برای مدیریت تبعات منفی و تقویت دستاوردهای مثبت این طرح پیشنهاد شده است تا امکان اجرای انسانی، مؤثر و متوازن آن فراهم آید.

جامعه شناسی

نهادگرایی برساخت‌گرا و تکوین سازمان‌های مشارکتی محلی: الگویی برای تحلیل تحولات نهادی در بستر توسعه‌ای

دوره 33، شماره 112، بهار 1405، صفحه 205-252

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.86950.2900

نرگس نیازی، محسن نوغانی دخت بهمنی، احمدرضا اصغرپور ماسوله

چکیده این پژوهش با هدف طراحی الگویی نظری برای تحلیل فرآیند تکوین، تثبیت و تحول سازمان‌های محلی مشارکتی انجام شده است. این مطالعه در پاسخ به محدودیت رویکردهای عقلانیت‌محور و کارکردگرا در تبیین پویایی‌های نهادی و درون‌سازمانی کنش جمعی، با تکیه بر نهادگرایی برساخت‌گرا، سازمان را به‌مثابه میدان چندلایه‌ای از کنش، معنا، گفتمان و ساختارهای نهادی باز می‌فهمد. در این راستا با مرور انتقادی ادبیات نهادگرایی برساخت‌گرا، مفاهیم کلیدی چون نهادینه‌سازی، مشروعیت، گفتمان و عاملیت استخراج و در قالب الگویی تحلیلی سامان‌دهی شده‌اند. الگوی پیشنهادی، با تلفیق تحلیل روایت‌محور و سه‌سطحی‌سازی ساختاری، کنشگرانه و گفتمانی، امکان بازسازی فرآ یندهای نهادی در سازمان‌هایی را فراهم می‌سازد که در بسترهای تاریخی–اجتماعی خاص و تحت فشارهای متعارض نهادی عمل می‌کنند. این رهیافت نه‌تنها سازمان را به‌مثابه موجودیتی برساخته اما نهادینه‌شده می‌فهمد، بلکه با پیوند سطح خرد و کلان، تحلیلی پویا، معناساز و زمینه‌مند از کنش جمعی و تحولات نهادی آن ارائه می‌دهد. الگوی پیشنهادی می‌تواند در مطالعه‌ی سازمان‌های محلی با ساختار مشارکتی، اشتراک منابع و منافع و تنوع گفتمانی به‌ویژه در جوامع در حال گذار به‌کار گرفته شود.

جامعه شناسی

بررسی جامعه‌شناختی مشارکت اقتصادی زنان: آزمون تجربی نظریه نظم‌های اجتماعی داگلاس نورث

دوره 33، شماره 112، بهار 1405، صفحه 101-144

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.90379.2952

مهدی مالمیر، فاطمه بارفروش

چکیده با وجود افزایش سطح تحصیلات و توانمندی‌های فردی زنان در ایران، نرخ مشارکت اقتصادی آنان همچنان پایین‌تر از میانگین جهانی و نامتناسب با ظرفیت‌های انسانی کشور است. این شکاف جنسیتی در بازار کار بیانگر موانع ساختاری و نهادی عمیقی ا‌ست که امکان ورود و تثبیت زنان در بازار کار را با وجود رشد آموزش زنان، محدود کرده و مانع از حضور برابر آنان در عرصه‌های اقتصادی شده‌ است. پرسش اصلی آن است که چه مؤلفه‌هایی در سطح نهادی و اجتماعی، مشارکت اقتصادی زنان را محدود می‌کنند و چگونه می‌توان این وضعیت را از منظر جامعه‌شناختی تحلیل کرد؟
پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه نظم‌های اجتماعی داگلاس نورث، به بررسی تأثیر کیفیت نهادها و ساختارهای قدرت بر وضعیت مشارکت اقتصادی زنان در ایران می‌پردازد. چهارچوب مفهومی تحقیق مبتنی بر تمایز میان نظم‌های دسترسی باز و محدود است و ایران به‌عنوان نمونه‌ای از نظم نهادی محدود، در تحلیل مورد توجه قرار گرفته است. داده‌های تحقیق از منابع آماری بین‌المللی استخراج شده و مربوط به بازه زمانی ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ است. روش تحقیق، تحلیل ثانویه‌ کمی است. نتایج نشان داد، عواملی چون ضعف حاکمیت قانون، تمرکز قدرت و محدودیت ساختاری در دسترسی به فرصت‌های برابر، از مهم‌ترین موانع مشارکت اقتصادی زنان هستند.

جامعه شناسی

زیستْ‌منازعه و بازتعریف اعتراض در دانشگاه طی سال ۱۴۰۱

دوره 33، شماره 113، تابستان 1405

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.91033.2964

سعیده امینی، عباسعلی رهبر، سولماز حمیدی

چکیده اعتراضات سال ۱۴۰۱ دانشگاه‌های ایران را به یکی از کانون‌های اصلی اعتراض تبدیل کرد؛ با این حال، بخش عمده‌ پژوهش‌های موجود، اعتراضات دانشگاهی را یا در چارچوب جنبش‌های اجتماعی کلاسیک تحلیل کرده‌اند یا آن را صرفاً امتدادی از ناآرامی‌های خیابانی دانسته‌اند. این مقاله به دنبال فهم ماهیت اعتراضات دانشجویی در بستر دانشگاه‌های ایران (مورد مطالعه‌ دانشگاه علامه طباطبایی) در سال ۱۴۰۱ است. داده‌ها شامل ۲۹ مصاحبه‌ی نیمه‌ساخت‌یافته با دانشجویان رشته‌های مختلف است که به روش گراندد تئوری و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد اعتراضات دانشگاهی ۱۴۰۱ واجد منطقی متمایز هستند که در این پژوهش با مفهوم «زیست‌منازعه» صورت‌بندی می‌شود. زیست‌منازعه "وضعیتی" است که در آن منازعه بر سر شیوه‌های زیستن، تعاملات روزمره، تجربه بدن و امکان بیان شکل می‌گیرد و در بستر روزمره‌ی دانشگاهی تجربه می‌شود. این مفهوم از رابطه‌ی علّی-فرایندی میان ۱۳ مقوله فرسایش هنجاری نظم نهادی، برانگیختگی حساسیت‌های اخلاقی-عاطفی، انباشت تجربه‌های منازعه‌آمیز، گسست در تداوم زیست اجتماعی، امکان‌مندی نهادی کنشگری در دانشگاه، تغییرات ارزشی-هنجاری نسلی، دگرگونی در افق‌های ذهنی، تکثر و گسست‌های ساختاری در بافت دانشجویی، پویایی‌های کنترلی-تنظیمی دانشگاه، بازنمایی‌ها و گردش معانی در فضای رسانه‌ای-مجازی، دینامیک‌های درونی دانشجویی، فرسایش ادراکی-عاطفی کنشگری و مداخلات و شوک‌های برون‌زاد صورت‌بندی شده است.

رتبه نشریه در ارزیابی وزارت علوم،

تحقیقات و فناوری در سال 1404

الف می باشد.

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان