دوره و شماره: دوره 33، شماره 113، تابستان 1405 
جامعه شناسی

هژمونی اقتصاد مرز و زوال مرجعیت مدرسه: تجربه‌زیسته ترک تحصیل دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه در شهرستان بانه

صفحه 1-51

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.73307.2634

ابراهیم اخلاصی، محمد حکمت

چکیده پژوهش پیش‌رو به تحلیل کیفی و جامعه‌شناختی تجربه‌زیسته ترک تحصیل‌کنندگان پسر مقطع متوسطه در بانه می‌پردازد. فهم صورت‌بندی معنایی پدیده ترک تحصیل و توصیف بسترهای ساختاری موجد آن، هدف اصلی مقاله است؛ ازاین‌رو مسئله پژوهش ناظر بر چیستی و چرایی افزایش چشمگیر نرخ خروج زودهنگام دانش‌آموزان از نظام آموزشی رسمی در جغرافیای مرزی بانه است. داده‌ها از طریق مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته گردآوری و در دو سطح «ساختار» و «زیست‌جهان معنایی» تحلیل شده‌اند. بر اساس یافته‌ها، ترک تحصیل پیامد مواجهه دو منطق متعارض است: در سطح کلان، بسترهایی چون «هژمونی پاساژشهر و جاذبه مرز»، «تصلب و ناکارآمدی متون درسی انتزاعی»، «کالایی‌شدن مدرک و انسداد شایسته‌سالاری» و «جابه‌جایی گروه‌های مرجع از معلمان به تجار نوظهور کم‌سواد» زمینه‌ساز طرد آموزشی شده‌اند. در سطح خرد نیز مضامینی نظیر «ادراک زمان‌پریشی تحصیلی و تقابل عقلانیت نقد در برابر نسیه»، «گذار روان‌شناختی به سوژگی و بلوغ زودرس مردانه»، «تجربه روان‌شناختی طرد و تحقیر طبقاتی»، «مدرسه هراسی و بیگانگی با محتوای آموزشی»، «مواجهه با زوال مرجعیت دانایی و فقر عینی تحصیل‌کردگان» و «تقلیل مدرک به کالای خریدنی جهت رفع موانع اداری» زیست‌جهان ترک تحصیل‌کنندگان را شکل داده‌اند. درنهایت، ترک تحصیل در زیست‌بوم بانه نه انحراف انفعالی یا شکست فردی، بلکه «کنش عقلانی و عاملیت‌یافته» در پاسخ به انسداد ساختاری مدرسه تلقی می‌شود. دانش‌آموزان با درک افول منزلت نمادین آموزش و ترجیح عینیت ملموس بازار بر انتزاع بی‌کارکرد مدرسه، خروج از نظام آموزشی را به‌عنوان میان‌بری شجاعانه برای دستیابی به بلوغ اقتصادی، رهایی از هویت تبعی و کسب منزلت اجتماعی بازتعریف می‌کنند.

جامعه شناسی

ورای امپراتوری دانشگاه: چگونگی تکثر آموزش علوم اجتماعی در ایران در پرتو شبکه‌های اجتماعی و مدرسه‌های آزاد

صفحه 53-94

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.90046.2944

حامد طاهری کیا

چکیده در دهۀ اخیر، دانشگاه ایرانی با افول اقتدار معرفتی و شکاف میان ساختار رسمی و نیازهای فکری نسل جدید مواجه شده است. هم‌زمان، شبکه‌های اجتماعی، اقتصاد توجه و مدرسه‌های آزاد علوم اجتماعی، ساختار سنتی قدرت/دانش را دگرگون و فضای تازه‌ای از یادگیری سیال، پلتفرمی و غیررسمی پدید آورده‌اند. این پژوهش کیفی تفسیری با استفاده از داده‌های طرح ملی فرهنگ رسانه‌های اجتماعی (۱۴۰۲) و چهار مصاحبۀ نیمه‌ساخت‌یافته با مدیران مؤسسات آموزشی، سازوکارهای شکل‌گیری این فضاهای بدیل را بررسی می‌کند. چارچوب مفهومی مقاله بر مفاهیم فوکو (دانش/قدرت)، دلوز و گتاری (خطوط پرواز و ماشین میل)، آگامبن (سوژه‌سازی)، هال (مفصل‌بندی فرهنگی) و برگسون (زمان‌مندی سیال) استوار است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در وضعیت پسادیجیتال، سوژۀ ایرانی به بدن گشوده و سوژۀ مردد اما فعال تبدیل شده و الگوهای نوینی از مصرف و تولید دانش را دنبال می‌کند. در این زمینه، مدرسه‌های آزاد نه مکمل و نه جایگزین دانشگاه، بلکه دیگری ساختاری آن هستند که در منطق شبکه‌ای پلتفرم‌ها، اقتصاد توجه و زیبایی‌شناسی دیجیتال عمل می‌کنند. این فضاها موجب تولید فیگورهای نظری جدید، مشارکت جمعی و برساخت رژیم تازه‌ای از مشروعیت معرفتی خارج از دانشگاه شده و اقتدار سنتی دانشگاه را تضعیف کرده‌اند.

جامعه شناسی

زیستْ‌منازعه و بازتعریف اعتراض در دانشگاه طی سال ۱۴۰۱

صفحه 95-141

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.91033.2964

سعیده امینی، عباسعلی رهبر، سولماز حمیدی

چکیده اعتراضات سال ۱۴۰۱ دانشگاه‌های ایران را به یکی از کانون‌های اصلی اعتراض تبدیل کرد؛ بااین‌حال، بخش عمده‌ پژوهش‌های موجود، اعتراضات دانشگاهی را یا در چارچوب جنبش‌های اجتماعی کلاسیک تحلیل کرده‌اند یا آن را صرفاً امتدادی از ناآرامی‌های خیابانی دانسته‌اند. این مقاله به دنبال فهم ماهیت اعتراضات دانشجویی در بستر دانشگاه‌های ایران (موردمطالعه‌ دانشگاه علامه طباطبایی) در سال ۱۴۰۱ است. داده‌ها شامل ۲۹ مصاحبه‌ی نیمه‌ساخت‌یافته با دانشجویان رشته‌های مختلف است که به روش گراندد تئوری و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد اعتراضات دانشگاهی ۱۴۰۱ واجد منطقی متمایز هستند که در این پژوهش با مفهوم «زیست‌منازعه» صورت‌بندی می‌شود. زیست‌منازعه «وضعیتی» است که در آن منازعه بر سر شیوه‌های زیستن، تعاملات روزمره، تجربه بدن و امکان بیان شکل می‌گیرد و در بستر روزمره‌ی دانشگاهی تجربه می‌شود. این مفهوم از رابطه‌ی علّی-فرایندی میان ۱۳ مقوله فرسایش هنجاری نظم نهادی، برانگیختگی حساسیت‌های اخلاقی-عاطفی، انباشت تجربه‌های منازعه‌آمیز، گسست در تداوم زیست اجتماعی، امکان‌مندی نهادی کنشگری در دانشگاه، تغییرات ارزشی-هنجاری نسلی، دگرگونی در افق‌های ذهنی، تکثر و گسست‌های ساختاری در بافت دانشجویی، پویایی‌های کنترلی-تنظیمی دانشگاه، بازنمایی‌ها و گردش معانی در فضای رسانه‌ای-مجازی، دینامیک‌های درونی دانشجویی، فرسایش ادراکی-عاطفی کنشگری و مداخلات و شوک‌های برون‌زاد صورت‌بندی شده است.

مردم شناسی

روایتِ کنشگر-شبکه‌ای از چرخه‌ی حیات یک سایت دپوی زباله شهری: مورد انجیلسی بابل و دلالت‌های آن برای فهم مسئله‌ی پسماند

صفحه 143-181

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.95217.3019

محمد حسین میرزاده معلم، زهره انواری

چکیده این پژوهش با نقد رویکرد فنی ـ مدیریتی به مدیریت پسماند شهری، می‌کوشد نقش اجتماعی، سیاسی و معنایی سایت‌های دفن زباله را در نسبت با جوامع پیرامون آن‌ها بررسی کند. مطالعه موردی پژوهش، سایت دپوی انجیلسی در بابل طی سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۴۰۳ است که پرسش آغازین «چرا این پروژه شکست خورد» در پرتو نظریه کنشگر-شبکه بازصورت‌بندی می‌شود. روش پژوهش بر مردم‌نگاری میدانی در انجیلسی و روستاهای پیرامون و مصاحبه با نهادها استوار است. همچنین اهالی، نهادها، شیرابه و پرندگان را با نگاهی برابر به‌مثابه کنشگر تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که وضعیت سایت حاصل تعامل و تثبیت شبکه‌ای متشکل از کنشگران انسانی و غیرانسانی بوده و مفاهیم اجتماعی و مدیریتی نیز در همین فرایند شکل گرفته‌اند. مقاله استدلال می‌کند فهم این وضعیت مستلزم عبور از رویکرد فنی-مهندسیِ محدود به فضای سایت است؛ زیرا زباله ذاتی ثابت ندارد و سایت زباله امری اجتماعی است که فراتر از دوگانه‌ی طبیعت/فرهنگ تعریف می‌شود و ازاین‌رو خوانشی از تاریخ اجتماعی است که از منطق دوگانه‌انگار فرادست/فرودست فراتر می‌رود.

جامعه شناسی

ارزیابی الگوهای پژوهش در علوم اجتماعی محاسباتی در بستر تحولات فناورانه؛ تحلیل کتاب‌سنجی

صفحه 183-234

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.92815.2983

سید مهدی ٍاعتمادی فرد، حسین رحمتی

چکیده گسترش فناوری‌های دیجیتال، منابع داده‌ای جدید و روش‌های محاسباتی، زمینه توسعه علوم اجتماعی محاسباتی و تنوع رویکردهای پژوهشی آن را فراهم کرده است. پژوهش حاضر باهدف ارزیابی الگوهای پژوهش در این حوزه، ساختار همکاری علمی، سازمان مفهومی و روش‌شناختی و روابط استنادی آن را بررسی می‌کند. بدین منظور، ۹۲۶ مقاله انگلیسی‌زبان نمایه‌شده در پایگاه Scopus که به‌صراحت به علوم اجتماعی محاسباتی اشاره داشته‌اند، با استفاده از روش‌های کتاب‌سنجی شامل تحلیل هم‌نویسندگی، هم‌رخدادی واژگان کلیدی، هم‌استنادی و جفت‌های کتاب‌شناختی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد شبکه همکاری علمی از اجتماعات پژوهشی متعدد و نسبتاً پراکنده تشکیل شده و مفاهیم مرتبط با رسانه‌های اجتماعی، کلان‌داده‌ها، یادگیری ماشین و پردازش زبان طبیعی در ساختار مفهومی حوزه جایگاه مرکزی دارند. همچنین، تحلیل روابط استنادی از پیوند علوم اجتماعی محاسباتی با رشته‌های گوناگون و برجستگی مجلات میان‌رشته‌ای و داده‌محور حکایت دارد. درمجموع، یافته‌ها نشان‌دهنده جایگاه برجسته فناوری‌ها و روش‌های محاسباتی در ساختار مفهومی این حوزه، همراه با تنوع همکاری‌های علمی و روابط استنادی است. بااین‌حال، نتایج صرفاً الگوهای مشاهده‌شده را توصیف می‌کنند و دلالتی بر تأثیر علّی تحولات فناورانه بر جهت‌گیری پژوهش‌ها ندارند.

مطالعات زنان

واکاوی الگوهای زمینه‌ساز ازدواج زودهنگام در بافت روستایی شهرستان کوهدشت

صفحه 235-277

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.92427.2977

رحمان باقری، کبری کرم پور، الهام عباسی

چکیده نوشتار حاضر باهدف واکاوی الگوهای زمینه‌ساز ازدواج زودهنگام در بافت روستایی شهرستان کوهدشت با استفاده رویکرد کیفی انجام شده است. مشارکت‌کنندگان شامل 16 زن در دهستان زیرتنگ‌سیاب شهرستان کوهدشت بود که در کمتر از 18 سالگی ازدواج کرده بودند و با روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها با مصاحبه‌های عمیق و حضوری گردآوری شده و با استفاده از روش تماتیک، تحلیل شدند. میانگین سن ازدواج مشارکت‌کنندگان 6/14 سال بود. طی کدگذاری اولیه 179 کد به دست آمد که با حذف موارد تکراری 92 مفهوم باقی ماند. سپس با دسته‌بندی مفاهیم مشابه، 13 مضمون فرعی استخراج شد که نهایتاً در قالب 3 مضمون اصلی تلفیق و سازمان‌دهی شدند: «پایداری الگوهای فرهنگی اجتماعیِ سُنتی»، «فقر و محرومیت اقتصادی و غیراقتصادی» و «ناپختگیِ فردی و کودکیِ ناتمام». یافته‌ها نشان داد که کودک همسری مسئله‌ای پیچیده است که موارد متعدد آن در مناطق روستایی، ناشی از درهم‌تندیگی سنت‌ها و ساختارهای فرهنگی و نابرابر،‌ محدودیت‌های اجتماعی و فشارهای اقتصادی‌ است که تصمیم‌گیری آگاهانه برای ازدواج را دشوار می‌کند. از لوازم تغییر در چنین وضعیتی آگاهی‌دادن به والدین و خانواده‌ها پیرامون سنت‌های فرهنگی نامناسب و زیان‌های جبران‌ناپذیر روانی و جسمانی آن برای دختران است.