دوره و شماره: دوره 33، شماره 112، بهار 1405 
جامعه شناسی

تجردگزینی در گذرگاه تنگ عافیت

صفحه 1-52

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.91594.2970

احمد غیاثوند، اردشیر انتظاری، محمدرضا مؤذن پور

چکیده ازدواج در جامعۀ ایران، به‌ویژه در میان جوانان، دیگر یک الزام بدیهی و ازپیش‌تعریف‌شده در مسیر زندگی تلقی نمی‌شود و با الگوهای جدیدی از تأخیر و تعلیق مواجه شده است. هدف این پژوهش، فهم فرایندهای اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر این دگرگونی و تبیین منطق کنش افرادی است که ازدواج را به تعویق انداخته یا از آن اجتناب می‌کنند. پژوهش با رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختار‌یافته با 30 ‌نفر از مجردان 32 سال به‌بالای شهر تهران گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها به شناسایی پدیدۀ مرکزی «تجردگزینی در گذرگاه تنگ عافیت: بازتعریف ازدواج به‌مثابۀ انتخابی مشروط و پرمخاطره» انجامید؛ فرایندی که در آن ازدواج از یک جبر زیستی و هنجاری، به تصمیمی مشروط، محاسبه‌گرانه و پرمخاطره بازتعریف می‌شود. شرایط علّیِ این پدیده شامل فردی‌شدن ارزش‌ها، تغییر در اقتصاد عاطفی ازدواج، بحران معنابخشی به نهاد ازدواج، تجارب منفی نزدیکان و ناامنی‌های ساختاری است. این پدیده در بستری شکل می‌گیرد که با تضعیف فشارهای هنجاری سنتی، دگرگونی معیارهای کُفویَت، تغییر جایگاه اجتماعی زنان و طولانی‌شدن گذار به بزرگسالی همراه است.

جامعه شناسی

ارزیابی تأثیرات اجتماعی طرح ساماندهی اتباع خارجی غیرقانونی

صفحه 53-99

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.89520.2922

مصطفی کشوری چرمی، علی جنادله

چکیده حضور اتباع افغانستانی در ایران طی پنج دهه اخیر، با موج‌های گوناگون مهاجرت همراه بوده است. تحولات اخیر افغانستان و بازگشت طالبان، ورود گسترده مهاجران (عمدتاً غیرقانونی) را تشدید کرده و «طرح ساماندهی اتباع خارجی» با هدف شناسایی، کنترل و اخراج آن‌ها، جدیدترین سیاست ایران در این زمینه محسوب می‌شود. این پژوهش با روش ارزیابی تأثیرات اجتماعی (SIA) و تحلیل داده‌های اسنادی، میدانی و آماری، به ارزیابی متوازن پیامدهای مثبت و منفی احتمالی طرح در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و بین‌المللی پرداخته است. یافته‌ها حاکی از آن است که اگرچه اجرای طرح با دستاوردهای مثبتی همچون کاهش جرائم شهری، کاهش فشار بر یارانه‌های پنهان و افزایش احساس امنیت اجتماعی همراه است، اما در سطوح اجتماعی و اقتصادی با پیامدهایی نظیر افزایش مهاجرهراسی، ترویج خشونت، نقض حقوق کودکان، فروپاشی شبکه‌های اشتغال ارزان، تضعیف صنایع کوچک و احتمال تشدید افراط‌گرایی و قاچاق انسان مواجه خواهد بود. همچنین در سطح بین‌المللی، این سیاست می‌تواند چالش‌هایی برای روابط خارجی و اعتبار حقوق بشری ایران ایجاد کند. در نهایت، با تکیه بر رویکرد SIA، مجموعه‌ای از سیاست‌های پیشگیرانه، تعدیلی و جبرانی برای مدیریت تبعات منفی و تقویت دستاوردهای مثبت این طرح پیشنهاد شده است تا امکان اجرای انسانی، مؤثر و متوازن آن فراهم آید.

جامعه شناسی

بررسی جامعه‌شناختی مشارکت اقتصادی زنان: آزمون تجربی نظریه نظم‌های اجتماعی داگلاس نورث

صفحه 101-144

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.90379.2952

مهدی مالمیر، فاطمه بارفروش

چکیده با وجود افزایش سطح تحصیلات و توانمندی‌های فردی زنان در ایران، نرخ مشارکت اقتصادی آنان همچنان پایین‌تر از میانگین جهانی و نامتناسب با ظرفیت‌های انسانی کشور است. این شکاف جنسیتی در بازار کار بیانگر موانع ساختاری و نهادی عمیقی ا‌ست که امکان ورود و تثبیت زنان در بازار کار را با وجود رشد آموزش زنان، محدود کرده و مانع از حضور برابر آنان در عرصه‌های اقتصادی شده‌ است. پرسش اصلی آن است که چه مؤلفه‌هایی در سطح نهادی و اجتماعی، مشارکت اقتصادی زنان را محدود می‌کنند و چگونه می‌توان این وضعیت را از منظر جامعه‌شناختی تحلیل کرد؟
پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه نظم‌های اجتماعی داگلاس نورث، به بررسی تأثیر کیفیت نهادها و ساختارهای قدرت بر وضعیت مشارکت اقتصادی زنان در ایران می‌پردازد. چهارچوب مفهومی تحقیق مبتنی بر تمایز میان نظم‌های دسترسی باز و محدود است و ایران به‌عنوان نمونه‌ای از نظم نهادی محدود، در تحلیل مورد توجه قرار گرفته است. داده‌های تحقیق از منابع آماری بین‌المللی استخراج شده و مربوط به بازه زمانی ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ است. روش تحقیق، تحلیل ثانویه‌ کمی است. نتایج نشان داد، عواملی چون ضعف حاکمیت قانون، تمرکز قدرت و محدودیت ساختاری در دسترسی به فرصت‌های برابر، از مهم‌ترین موانع مشارکت اقتصادی زنان هستند.

جامعه شناسی

مروری بر تحقیقات جامعه شناختی پیرامون عوامل موثر بر هویت قومی در ایران

صفحه 145-178

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.91841.2972

ایوب منتی، طاها عشایری، حسین محسنی

چکیده هویت قومی، حس تعلق به گروهی مبتنی بر نسب خویشاوندی، زبان و فرهنگ مشترک، حافظه تاریخی و آداب و رسوم متمایز است و تعلق افراطی به آن می‌تواند مانع شکل‌گیری سرمایه اجتماعی ملی شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تعلق به هویت قومی در ایران، به فراتحلیل تحقیقات جامعه‌شناختی انجام‌شده در این حوزه پرداخته است. روش تحقیق فراتحلیل کمی با نمونه‌گیری تعمدی-غیراحتمالی بود. از میان 65 سند علمی از پایگاه‌های نورمگز، مگ‌ایران، ایران داک و پایگاه جهاد دانشگاهی، 46 سند در بازه زمانی 1381 تا 1403 بر اساس ملاک‌های ورود و خروج انتخاب و با آزمون‌های d کوهن و f فیشر تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهد که جامعه‌پذیری، انسجام اجتماعی، اعتماد قومی، تعلق اجتماعی و تبعیض اجتماعی (عوامل اجتماعی)؛ مصرف رسانه جمعی، باورهای دینی، سرمایه فرهنگی، آگاهی و سواد فرهنگی، هنجارها و باورهای قومی (عوامل فرهنگی)؛ توسعه سیاسی، مشارکت سیاسی، اثربخشی سیاسی، الگوی مرجع نخبگان قومی (عوامل سیاسی)؛ محرومیت نسبی، مشارکت اقتصادی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، عدالت و برابری اقتصادی (عوامل اقتصادی) و تصورات قالبی، برچسب قومی و هنجاری، منزلت اجتماعی، احساس رضایت (عوامل روانی) در تعلق به هویت قومی تأثیر داشته است.

روش شناسی علوم اجتماعی

بازاندیشی علیت در علوم اجتماعی: گذار از پارادایم خطی به منطق ترکیبی و نامتقارن با تمرکز بر FsQCA

صفحه 179-204

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.90833.2960

اسماعیل عالی زاد

چکیده این مقاله با بازاندیشی در منطق علیت در علوم اجتماعی، محدودیت‌های رویکردهای متغیرمحور در تحلیل پدیده‌های پیچیده و زمینه‌مند را بررسی می‌کند. رویکردهای متغیرمحور علیت را عمدتاً بر اساس همبستگی یا اثر آماری میان متغیرها تعریف کرده و آن را خطی، تقارنی و عمدتاً احتمالی می‌دانند؛ امری که پاسخ به پرسش‌های «تحت چه شرایطی» را محدود می‌سازد. در مقابل، منطق مجموعه‌محور علیت با تمرکز بر روابط لازم و کافی، امکان تحلیل ترکیب‌های علّی، چندمسیرگی و نامتقارنی روابط را فراهم می‌آورد. این منطق با به رسمیت شناختن ناهمگنی تجربی و حساسیت به تفاوت‌های درجه‌ای میان موارد، پیوند میان نظریه، مفهوم‌پردازی و تحلیل تجربی را تقویت می‌کند. چارچوب FsQCA به‌عنوان صورت‌بندی عملیاتی این منطق معرفی می‌شود که با استفاده از مجموعه‌های فازی، تحلیل هم‌زمان شرایط لازم و ترکیب‌های کافی را ممکن می‌سازد. با این حال، کاربست موفق آن مستلزم چارچوب نظری روشن، کالیبراسیون مفهومی دقیق و تعریف صحیح مجموعه‌هاست. مقاله نشان می‌دهد گذار از علیت خطی به علیت ترکیبی، پیامدهای مهمی برای پرسش‌های پژوهشی، تعمیم و اعتبار تبیینی دارد و می‌تواند به تولید تبیین‌های واقع‌بینانه‌تر و نظری غنی‌تر در پژوهش اجتماعی بینجامد.

جامعه شناسی

نهادگرایی برساخت‌گرا و تکوین سازمان‌های مشارکتی محلی: الگویی برای تحلیل تحولات نهادی در بستر توسعه‌ای

صفحه 205-252

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.86950.2900

نرگس نیازی، محسن نوغانی دخت بهمنی، احمدرضا اصغرپور ماسوله

چکیده این پژوهش با هدف طراحی الگویی نظری برای تحلیل فرآیند تکوین، تثبیت و تحول سازمان‌های محلی مشارکتی انجام شده است. این مطالعه در پاسخ به محدودیت رویکردهای عقلانیت‌محور و کارکردگرا در تبیین پویایی‌های نهادی و درون‌سازمانی کنش جمعی، با تکیه بر نهادگرایی برساخت‌گرا، سازمان را به‌مثابه میدان چندلایه‌ای از کنش، معنا، گفتمان و ساختارهای نهادی باز می‌فهمد. در این راستا با مرور انتقادی ادبیات نهادگرایی برساخت‌گرا، مفاهیم کلیدی چون نهادینه‌سازی، مشروعیت، گفتمان و عاملیت استخراج و در قالب الگویی تحلیلی سامان‌دهی شده‌اند. الگوی پیشنهادی، با تلفیق تحلیل روایت‌محور و سه‌سطحی‌سازی ساختاری، کنشگرانه و گفتمانی، امکان بازسازی فرآ یندهای نهادی در سازمان‌هایی را فراهم می‌سازد که در بسترهای تاریخی–اجتماعی خاص و تحت فشارهای متعارض نهادی عمل می‌کنند. این رهیافت نه‌تنها سازمان را به‌مثابه موجودیتی برساخته اما نهادینه‌شده می‌فهمد، بلکه با پیوند سطح خرد و کلان، تحلیلی پویا، معناساز و زمینه‌مند از کنش جمعی و تحولات نهادی آن ارائه می‌دهد. الگوی پیشنهادی می‌تواند در مطالعه‌ی سازمان‌های محلی با ساختار مشارکتی، اشتراک منابع و منافع و تنوع گفتمانی به‌ویژه در جوامع در حال گذار به‌کار گرفته شود.