سعیده سعیدی
چکیده
ایران در یکی مهمترین و فعالترین گذرگاههای مهاجرتی درجهان موقعیت استراتژیکی دارد چراکه بهطور همزمان کشور مبدا، ترانزیت و مقصد میلیونها مهاجر است سوال اصلی پژوهشواکاوی انتقادی سیاستگذاری جمهوری اسلامی ایران در قبال اتباع افغانستانی میباشداین پژوهش چندبعدی و در پارادایم کیفی انجام شده است. روش جمع-آوری دادهها و اطلاعات ...
بیشتر
ایران در یکی مهمترین و فعالترین گذرگاههای مهاجرتی درجهان موقعیت استراتژیکی دارد چراکه بهطور همزمان کشور مبدا، ترانزیت و مقصد میلیونها مهاجر است سوال اصلی پژوهشواکاوی انتقادی سیاستگذاری جمهوری اسلامی ایران در قبال اتباع افغانستانی میباشداین پژوهش چندبعدی و در پارادایم کیفی انجام شده است. روش جمع-آوری دادهها و اطلاعات ترکیبی از منابع اسنادی مصاحبه متخصصان، برگزاری پانل خبرگان جلسات کارشناسی و کسب نقطه نظرات دستگاهها و نهادهای مرتبط با موضوع بوده است.ایران علیرغم مواجه شدن با تحریمهای گسترده بینالمللی نزدیک به پنج دهه میزبان یکی ازبزرگترین جمعیتهای مهاجرتی در جهان است. گام اول در سیاستگذاری، تبیین مسئله است. حکمرانی و سیاستگذاری درحوزه اتباع افغانستانی نیازمند رویکردی پیشدستانه، بهگزین هوشمندانه و درازمدت است. حضور بلندمدت اتباع افغانستانی درایران ابعاد مختلفی از زیست جامعه را تحتالشعاع قرار داده و سببساز چالش و فرصتهای متعددی در حوزههای سیاسیفرهنگی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی شده است که به نظر میرسد فقدان سیاستگذاری منسجم و آیندهنگرانه در این حوزه میتواند مخاطرات جدی ایجادنماید. این پژوهش ضمن تبیین وجوه مختلفمهاجرت اتباع افغانستانی به ایران مدل مفهومی 7 مرحلهای حکمرانی مهاجرت را به عنوان شالوده سیاستگذاری در این حوزه ارائه نماید که شامل مرحله پیشامهاجرت، ترانزیت، مدیریت مرز، ورود و شناسایی، ادغام، اخراج و بازادغام می باشد.
مطالعات فرهنگی
مینا حسنی؛ احسان آقابابایی؛ علی قنبری برزیان
چکیده
این مقاله به مطالعه بازنمایی تغییرات فرهنگی در سینمای ایران طی دههی 1390 میپردازد و با بهرهگیری از روش تحلیل روایت، نشانهشناسی و چارچوب مفهومی گذار ارزشهای رونالد اینگلهارت به تحلیل این تغییرات در شکلهای روایی، بصری و کنش محور آن می پردازد. نمونهگیری به صورت هدفمند از پرفروشترین و پرمخاطبترین فیلمهای این سالها انجام ...
بیشتر
این مقاله به مطالعه بازنمایی تغییرات فرهنگی در سینمای ایران طی دههی 1390 میپردازد و با بهرهگیری از روش تحلیل روایت، نشانهشناسی و چارچوب مفهومی گذار ارزشهای رونالد اینگلهارت به تحلیل این تغییرات در شکلهای روایی، بصری و کنش محور آن می پردازد. نمونهگیری به صورت هدفمند از پرفروشترین و پرمخاطبترین فیلمهای این سالها انجام شده است. یافتهها نشان میدهد سینمای این دوره تصویری چندلایه از «گذار ناقص ارزشها» ترسیم میکند؛ وضعیتی که در آن سرمایه اجتماعی فرسوده، ناپایداری اقتصادی و بیاعتمادی نهادی مانع تثبیت ارزشهای جدید میشود و کنشگران را در موقعیتی میانی قرار میدهد. کنشگران در روایتها غالباً در وضعیت اضطراری، واکنشی و فاقد فاعلیت مؤثر تصویر میشوند و گرهگشاییها نه محصول اراده جمعی، بلکه پیامد تصادف، فرسایش یا مداخله بیرونی است. در سطح سینمایی، تحلیل میزانسن، نمادها و ساختار روایی فیلمها نشان میدهد که قهرمان معاصر ایرانی از تیپ اصلاحگر فعال به کنشگری آسیبدیده، محافظهکار و در جستوجوی حداقلی از امنیت روانی و کرامت فردی تغییر کرده است. مطالعه حاضر نتیجه میگیرد سینمای نوین ایران نه فقط بازتابدهندهی بحران ارزشها، بلکه سندی فرهنگی از مرحلهی میانی و ناتمام گذار ارزشی در جامعه ایرانی است؛ مرحلهای که آیندهمندی در سطحی حداقلی و مبتنی بر مدیریت بحران بازنمایی میشود.
جامعه شناسی
سید مصطفی حسینی؛ امیر اکبری قمصری
چکیده
شایستهسالاری، بهعنوان اصل بنیادین توزیع عادلانه فرصتها و منابع، در ایران با چالشهای پیچیدهای مواجه است که ریشه در نابرابریهای ساختاری، ساختارهای قدرت و پویاییهای اجتماعی _ فرهنگی دارد. این پژوهش با استفاده از فراتحلیل کیفی تماتیک، یافتههای 30 مقاله داخلی (1380-1404) را تحلیل کرده و شایستهسالاری را از منظر سه تم ساختاری ...
بیشتر
شایستهسالاری، بهعنوان اصل بنیادین توزیع عادلانه فرصتها و منابع، در ایران با چالشهای پیچیدهای مواجه است که ریشه در نابرابریهای ساختاری، ساختارهای قدرت و پویاییهای اجتماعی _ فرهنگی دارد. این پژوهش با استفاده از فراتحلیل کیفی تماتیک، یافتههای 30 مقاله داخلی (1380-1404) را تحلیل کرده و شایستهسالاری را از منظر سه تم ساختاری (1.نابرابریهای ساختاری، 2. ساختارهای قدرت، و 3. پویاییهای اجتماعی _ فرهنگی) بررسی میکند. روششناسی پژوهش شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابیِ عوامل مؤثر و موانع بازدارنده است که در سطح ساختاری سازماندهی شدهاند. در این 30 مقاله، تعداد عوامل مؤثر در سطح کلان 93 و موانع بازدارنده 103 مانع بودند. یافتهها نشان میدهند که نابرابریهای ساختاری به طور یکجانبه و منفی عمل کرده و دسترسی برابر را محدود میکند؛ ساختارهای قدرت دوگانه هستند اما موانع بازدارنده آن غالب بوده و شفافیت را مختل میکنند؛ پویاییهای اجتماعی _ فرهنگی نیز دوگانهاند اما گرایشهای روابطمحور آن غالب بوده و انگیزه تلاش فردی را کاهش میدهند. تعامل بازدارندههای سه تم، (بهویژه موانع نابرابریهای اقتصادی، تمرکز قدرت و پارتیبازی)، چرخهای منفی ایجاد کرده که شایستهسالاری را به شدت محدود کرده و مانع تحقق عدالت اجتماعی شده است.
مددکاری اجتماعی
محمد خادمی کله لو؛ فاطمه جلالی؛ یاسمن مبین رهنی؛ هدیه موحدی
چکیده
این پژوهش باهدف شناسایی ابعاد و مسائل کودکان آسیبپذیر در ایران انجامشده است. ابتدا با استفاده از مرور نظاممند، 56 مقاله انتخاب و تحلیل شدند و سپس با مطلعین در سه سطح: تصمیمگیرندگان حوزه ستادی، کارشناسان، خانواده و خود کودکان آسیبپذیر مصاحبه بعمل آمده است. تجزیهوتحلیل دادهها با روش تحلیل مضمون و با کمک نرمافزار مکس کیودا ...
بیشتر
این پژوهش باهدف شناسایی ابعاد و مسائل کودکان آسیبپذیر در ایران انجامشده است. ابتدا با استفاده از مرور نظاممند، 56 مقاله انتخاب و تحلیل شدند و سپس با مطلعین در سه سطح: تصمیمگیرندگان حوزه ستادی، کارشناسان، خانواده و خود کودکان آسیبپذیر مصاحبه بعمل آمده است. تجزیهوتحلیل دادهها با روش تحلیل مضمون و با کمک نرمافزار مکس کیودا انجام شده است. یافتهها نشان میدهد مسائل کودکان آسیبپذیر در ایران ماهیتی چندبعدی، درهمتنیده و ساختاری دارد و نمیتوان آن را صرفاً به فقر اقتصادی تقلیل داد. چهار بعد اصلی شامل زمینههای آسیبپذیری، مسائل فردی، مسائل اجتماعی و مسائل اقتصادی است. بعد زمینهای نشان میدهد ساختار نامناسب اقتصاد، نابرابری اجتماعی، توسعه نامتوازن و افزایش مهاجرت، بستری کلان برای بازتولید آسیبپذیری کودکان فراهم کرده است. در بعد فردی، ضعف سلامت جسمانی، سوءتغذیه، فقدان مهارت و مشکلات روانی بهعنوان پیامدهای مستقیم فقر و محرومیت، توانمندی کودکان را تضعیف کرده و چرخه آسیب را تقویت میکند. بعد اجتماعی نیز حاکی از گسست شبکههای حمایتی، ناتوانی در برقراری روابط اجتماعی، تبعیض جنسیتی و کاهش منزلت اجتماعی است که به طرد اجتماعی و بازتولید حاشیهنشینی منجر میشود. در بعد اقتصادی، اشتغال کودک، فقر پایدار خانوار و نامناسب بودن فضای کالبدی محل زندگی بهعنوان عوامل کلیدی محرومیت شناسایی شدهاند. تحلیل تلفیقی یافتهها نشان میدهد که آسیبپذیری کودکان حاصل همپوشانی این ابعاد است و سیاستهای تکبعدی نمیتوانند بهطور مؤثر به حل این مسئله کمک رساند.
جامعه شناسی
علی یوسفی؛ روح الله اسلامی
چکیده
مقاله حاضر با هدف بازخوانی انتقادی جایگاه انسجام اجتماعی در سیاست گذاری عمومی ایران در دوره پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نوشته شده است. جامعه ایران در چهار دهه گذشته بارها با شوکها و بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه بوده است؛ بحرانهایی که اگرچه در مقاطع مختلف موجب فعالشدن سرمایه اجتماعی و همبستگی کوتاهمدت شدهاند، ...
بیشتر
مقاله حاضر با هدف بازخوانی انتقادی جایگاه انسجام اجتماعی در سیاست گذاری عمومی ایران در دوره پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نوشته شده است. جامعه ایران در چهار دهه گذشته بارها با شوکها و بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه بوده است؛ بحرانهایی که اگرچه در مقاطع مختلف موجب فعالشدن سرمایه اجتماعی و همبستگی کوتاهمدت شدهاند، اما به دلیل ضعف اعتماد نهادی و فقدان اصلاحات ساختاری، نتوانستهاند به انسجامی پایدار منجر شوند. یافتههای تحقیق حاضر که به روش تحلیل نظری و ثانویه حاصل شده نشان میدهد چرخه انسجام و تابآوری اجتماعی در ایران ماهیتی ناپایدار و متناوب دارد. در دورههایی مانند سازندگی و اصلاحات، سیاستهای توسعه زیرساختی، گسترش آموزش عالی، بهبود نسبی رفاه اجتماعی و تقویت طبقه متوسط، به افزایش اعتماد، مشارکت و امید اجتماعی کمک کرده و زمینهساز انسجام بیشتر شدهاند. در مقابل، تعلیق اصلاحات، غلبه رویکردهای ایدئولوژیک، تمرکزگرایی سیاسی و نادیدهگرفتن مطالبات اجتماعی در سالهای بعد، موجب فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش تعلق ملی، گسترش فساد و تعمیق شکافهای اجتماعی شده است. این ناپایداری ریشه در ساختار متمرکز سیاستگذاری، غلبه نگاه امنیتی کوتاهمدت و فقدان عدالت ساختاری دارد. بر این اساس، بازسازی انسجام اجتماعی نیازمند گذار به حکمرانی یادگیرنده و مشارکتی، تقویت اعتماد نهادی، شفافیت، عدالت اجتماعی و اتخاذ سیاستهای ایرانمحور و عقلانی است.