دوره و شماره: دوره 32، شماره 109، تابستان 1404 

عوامل موثر بر ترک تحصیل دانشآموزان در ایران؛ مرور سیستماتیک بر مطالعات انجام شده

صفحه 1-43

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.86153.2891

محسن نوغانی دخت بهمنی، مهلا محمدی

چکیده چکیده
با توجه به گستره و شدت پیامدهای ترک تحصیل دانش‌آموزان بر عدالت آموزشی و توسعه اجتماعی-اقتصادی جوامع، شناسایی عوامل موثر بر این پدیده ضرورتی اساسی است؛ ازاین‌رو، مطالعه حاضر به شناسایی عوامل مؤثر بر ترک تحصیل دانش‌آموزان در ایران پرداخته است. پژوهش حاضر با رویکرد مرور سیستماتیک تلفیقی و طی سه مرحله پیشایند، فرایند و برآیند مرور انجام شد. پس از مراحل غربال‌گری، 25 مقاله منتشرشده از سال 1370 تا 1404 برای تحلیل انتخاب شد. یافته‌ها نشان می‌دهد عوامل موثر بر ترک تحصیل در دو دسته درون‌مدرسه‌ای، شامل ضعف نهادی آموزش، ضعف سرمایه اجتماعی و کمبود زیرساخت‌های آموزشی، و برون‌مدرسه‌ای، شامل کمبود سرمایه اقتصادی و فرهنگی خانواده، ضعف توانمندی و انگیزه فردی، خانواده نابسامان، محدودیت‌های محیط کالبدی، تضعیف کارکرد سرمایه فرهنگی و محدودیت‌های اجتماعی قرار دارند. با توجه به برهم‌کنش پویای این عوامل، مداخله موثر مستلزم اتخاذ رویکردی سیستمی و توجه به شبکه روابط علی میان آن‌هاست. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آتی با رویکردی سیستمی و نگاهی کل‌گرا، زمینه مداخله موثر در مسئله ترک تحصیل را فراهم آورند.

جامعه شناسی

روایت دانش‌آموزان از کشاکش ساختار و عاملیت در آموزش: مطالعه‌ای کیفی در دورۀ متوسطۀ اول شهر ایلام

صفحه 45-77

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.89996.2939

یارمحمد قاسمی، فاطمه هواس بیگی، رضا وحدتی

چکیده چکیده
   هدف از انجام این پژوهش فهم روایت دانش‌آموزان از نظام آموزشی بوده است. پارادایم پژوهش تفسیری؛ رویکرد کیفی و روش روایت‌پژوهی بوده است. میدان مطالعه دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطۀ اول (شهر ایلام) بوده و برای گردآوری اطلاعات از مصاحبۀ عمیق استفاده شده و تا مرحلۀ اشباع نظری از 12 نفر مصاحبه به عمل آمد. برای تحلیل داده ها از کدگذاری بهره گرفته شد و از تحلیل تماتیک (مضمونی) برای دسته‌بندی کد‌ها استفاده شد. در مجموع 120 مضمون فرعی؛ 33 مضمون اصلی و 10 فرامضمون حاصل شد. که عبارتند از: کشاکش جبر و اختیار در حضور، نهاد مدرسه به مثابۀ جزیرۀ حبس، رهبری آموزشی همدلانه در مدرسه، زوال سرمایۀ فرهنگی- اجتماعی در مدرسه، در تکاپوی آرمان، ضرورت بازنگری در فناوری انضباطی، انسداد خلاقیت و تخصص، نابسندگی تام (زیرساخت‌های آموزشی)، فقدان بازنگری در سیاست‌های آموزشی و نابرابری در نظام آموزشی. می‌توان بیان داشت که ارزیابی دانش‌آموزان از نظام آموزشی، دو وجهی است. این ارزیابی یک وجه مثبت دارد که ناشی از وجود صمیمیت و دوستی میان دانش‌آموزان در مدرسه است و وجه دوم ارزیابی منفی است و وجهۀ پررنگ‌تری دارد که گاه فضای زندان را برای آنان تداعی می‌کند و در صورت بی‌توجهی مسئولین امر، به سوی فقدان مرجعیت و رهاشدگی خواهد رفت.

مطالعات فرهنگی

مطالعه سازگاری روانی-اجتماعی مهاجرین موفق افغانستانی ساکن ایران

صفحه 79-118

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.84628.2876

فرامرز سهرابی، عبدالله معتمدی، محمد عسگری، ابوالقاسم عیسی مراد، سید موسی حسینی

چکیده بزرگترین مجموعه مهاجرین در ایران، افغانستانی هستند. مهاجرت چالش های مختلفی را بر سر راه فرد مهاجر قرار می دهد. اما حتی با وجود شرایط نسبتا برابر، برخی از این مهاجرین می‌توانند در زندگی، کار و ابعاد مختلف تعاملات اجتماعی موفق تر از بقیه باشند. مساله مهم این است که زمینه های موثر بر سازگاری روانی - اجتماعی آنها در ایران چیستند؟ طرح پژوهش حاضر، مطالعه کیفی سازگاری روانی ـ اجتماعی تجارب زیسته مهاجران افغانستانی ساکن ایران به روش «پدیدارشناسی توصیفی» است که در آن 21 نفر از شرکت کنندگان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق استفاده شد. نمونه های این مطالعه، توانسته اند یک تعادل مثبت بین هویت‌های فردی، اجتماعی، شغلی، فرهنگی و ملی خود ایجاد کرده و مسیرهای سازگاری موثر روانی - اجتماعی را طی کرده اند. از مهمترین مفاهیم نظری این تحقیق، نظریه مقابله و سبک های مقابله ای، نظریه ادغام و نظریه سازگاری است. پس از تجزیه و تحلیل داده ها از کدهای اولیه، 24 مضمون فرعی در قالب سه مضمون اصلی: وضعیت روانشناختی مهاجران، ظرفیت های مهارتی مهاجران، بسترهای موقعیتی مهاجران، استخراج گردید.

جامعه شناسی

فهم تجربه زیسته شغلی کارگران معدن: چالش‌ها و پیامدها (موردمطالعه معدن سنگ‌آهن)

صفحه 119-161

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.90505.2950

ستار پروین، مفید کردی بروجنی، محمدعلی حق دین

چکیده این مقاله تلاش دارد تا با رویکرد انتقادی- همدلانه آلام و رنج های کارگران معدن را به تصویر بکشد. شرایط نامساعد کار در معدن سنگ آهن موجب اختلال در زندگی عادی کارگران معدن، از لحاظ جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی می‌گردد. مقاله حاضر به توصیف تجربه شغلی کارگران در معدن می پردازد و برای شناخت و توصیف این تجربه از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی استفاده شده اسـت؛ برای بررسی این موضوع، 30 نفر از کارگران شاغل در یکی از معادن در شرق ایران به شیوه نمونه گیری هدفمند مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفته شده اند . نتایج نشان می دهد که تجربیات کارگران شامل تجربیات زیسته ناخوشایند (در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی، محیط کار) و تجربیات زیسته خوشایند (در ابعاد فردی و اجتماعی) می شود ، همچنین پیامدهای زیست کارگری شامل بعد مثبت و منفی و منفی می شود. نتایج این پژوهش می تواند در تدوین برنامه های حمایتی از کارگران بخش معدن در ایران موثر واقع شود.

جامعه شناسی

جهان زندگی انسان دارای معلولیت از منظر نیازها: از واقعیت کالبد محدود تا تجربه ناب سوژگی

صفحه 163-204

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.84447.2863

قادر بالاخانی

چکیده مسئله مداری تحقیق بر سهم ناچیز انسان های دارای معلولیت در ادبیات علوم اجتماعی، مبتنی است. روش شناسی تحقیق بر رویکرد تلفیقی مبتنی است.جامعه آماری، توان خواهان تحت پوشش بهزیستی اردبیل هستند.داده های کمی با استفاده از پرسشنامه استاندارد و از بین نمونه آماری 374 نفری گردآوری شده است.روش تحقیق در رویکرد کیفی تحلیل مضمون است. داده های کیفی به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با 19 نفر گردآوری شده است. تحلیل داده های کمی نشان دهنده تراکم نیازهای اساسی بی پاسخ مانده در جمعیت نمونه است. فقر، بیماری، نگرانی،آرزومندی، عزت طلبی،مغفول ماندن،حذف شدن و تحقیر مضامین پایه استخراج شده هستند که در قالب سه مضمون درماندگی، تکاپو برای گذر از بدن محدود و دیگری تعمیم نیافته سازماندهی شدند. بر پایه یافته های کمی و کیفی برای توصیف جهان زندگی این افراد از مضمون فراگیر «تقلا برای بودن با تنانگی قیدمند» استفاده شد. جهان زندگی انسان دارای معلولیت نه قابل تقلیل به معلولیت است و نه می توان در شناخت جهان زندگی اش از کالبد محدود او غفلت کرد. مواجهه این انسان با نیازهای خود به واسطه تنانگی قیدمندش، تجربه ای ناب از سوژگی است. تجربه ای که شناخت آن می تواند برای شناخت نوع انسان، راهگشا باشد.

مددکاری اجتماعی

تحلیل میزان رضایت مندی خانوارهای روستایی از وام های اشتغال زایی کمیته امداد امام خمینی (ره)

صفحه 205-237

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.86224.2892

سیروس قنبری، مهدی نادریان فر

چکیده چکیده
جمعیت روستایی کشور با چالش‌هایی مانند بیکاری، فقر و مهاجرت مواجه است که نیازمند تقویت راهکارهای توانمندسازی اقتصادی است. تسهیلات اشتغال‌زایی کمیته امداد امام خمینی (ره) به‌عنوان ابزاری مؤثر برای ایجاد اشتغال پایدار و بهبود معیشت خانوارهای محروم ارائه شده است. با این حال، بررسی میزان رضایت‌مندی دریافت‌کنندگان این وام‌ها و ارزیابی اثربخشی آن‌ها می‌تواند راهنمای مناسبی برای بهینه‌سازی سیاست‌ها و عملکردهای حمایتی باشد. لذا این پژوهش با هدف بررسی میزان رضایت‌مندی خانوارهای روستایی دهستان نهضت‌آباد شهرستان رودبار جنوب از این وام‌ها انجام شده است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و کاربردی بوده و داده‌ها از طریق پرسش‌نامه گردآوری و با آزمون t تک‌نمونه‌ای و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شده‌اند. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی خانوارهای دریافت‌کننده وام (220 خانوار) در دهستان نهضت‌آباد بود. نتایج نشان داد که میانگین رضایت‌مندی خانوارهای روستایی از این تسهیلات (میانگین 89/3) به‌طور معناداری بالاتر از مقدار معیار بوده و در سطح رضایت متوسط به بالا ارزیابی شد. همچنین یافته‌های رگرسیونی حاکی از آن بود که افزایش مبلغ وام اثر مثبت و معناداری بر سطح خوداشتغالی، درآمد و بهبود وضعیت اقتصادی خانوارهای روستایی داشته است، به‌طوری‌که وام‌های بیش از 6۰ میلیون تومان تأثیر قابل توجه‌تری در ایجاد شغل‌های پایدار و افزایش معیشت روستاییان نسبت به وام‌های خرد داشتند.