دوره و شماره: دوره 32، شماره 108، بهار 1404 
جامعه شناسی

تحلیل تطبیقی شرایط معطوف به کیفیت بوروکراسی در کشورهای درحال ‌توسعه

صفحه 1-52

https://doi.org/10.22054/qjss.2025.89071.2918

محمد شمسی، رضا همتی، مهدی مالمیر

چکیده اگرچه همة دولت‌های امروزی به یک معنا بوروکراتیک محسوب می‌شوند، اما تجربه نشان داده است بوروکراسی‌ها در جوامع مختلف کیفیت‌های متفاوتی را بروز می‌دهند. دستیابی به یک بوروکراسی با کیفیت، به ویژه در کشورهای در حال توسعه مستلزم وجود شرایط و زمینه‌های گوناگون اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. پژوهش حاضر با اتکا به رویکرد تطبیقی-کیفی و با بهره‌گیری از رهیافت منطق فازی به مطالعه شرایط علی معطوف به کیفیت بورکراسی در میان بیست کشور در حال توسعه جهان پرداخته است. یافته‌های پژوهش در بخش آزمون ضرورت و کفایت نشان داد «پاسخگویی»، «شفافیت» و «نظارت» به عنوان مؤلفه‌های توسعه سیاسی به همراه «اصلاح‌جویی اداری» شروط کافی برای دستیابی به کیفیت بوروکراسی در کشورهای در حال توسعه‌اند. «خوداتکایی بوروکراتیک» نیز به عنوان مؤلفه یک دولت باظرفیت شرط لازم برای تحقق این امر است. نتایج آزمون علیت عطفی نیز نشان داد شروط نظارت، جهانی‌شدن اقتصاد و نبود اقتصاد رانتی در ترکیب با اصلاح‌جویی اداری یا خوداتکایی بوروکراتیک یک پیکربندی علی قوی برای تحقق کیفیت بوروکراسی است. مقادیر شاخص‌های سازگاری و پوشش کل برای این پیکربندی به ترتیب 0/95 و 0/62 بوده است.

جامعه شناسی

بازنمایی سرمایه اجتماعی حاکمیت در اعتراضات ۱۴۰۱: داده‌کاوی کلان‌داده‌های شبکه‌های اجتماعی

صفحه 53-105

https://doi.org/10.22054/qjss.2025.86591.2897

علیرضا حدادی

چکیده سرمایه اجتماعی حاکمیت، معمولاً از طریق پیمایش سنجیده شده، اما در عصر اطلاعات که مردم زیست‌جهانی مجازی یافته‌اند، شبکه‌های اجتماعی می‌تواند بهترین نبض‌ آشکارکننده ذهن جمعی کاربران باشد. این مقاله با استفاده از کلان‌داده‌های موجود در فضای مجازی، از چارچوبی نوین برای سنجش سرمایه اجتماعی حاکمیت بهره برده است. روش علوم اجتماعی محاسباتی، پنداشت جامعه آماری کاربران شبکه‌های اجتماعی توئیتر، اینستاگرام و تلگرام را در ۴ مقطع فصلی سال 1401 بررسی کرده و به چالش‌های سرمایه اجتماعی حاکمیت در اعتراضات ایران پرداخته‌است. نتایج نشان می‌دهد این شاخص ترکیبی، همزمان با رخدادهای اعتراضی، روند نزولی شدید را طی کرده است و در بازه ۰ تا ۱۰۰، ۱۱.46 درصد از نظر تحلیل احساسات کاهش یافته است. یافته‌ها با نظریاتی که اعتراضات را به‌عنوان سیگنال کاهش اعتماد و ضعف نهادی در عملکرد ارزش‌های حاکمیت و نقض قراردادهای اجتماعی صورت‌بندی می‌کند، همراستا است. اختلال در زیست‌جهان، معضل ناکارآمدی ساختاری و تدبیر در وضع بحرانی، ابهام افق امیدوارکننده، کاهش تاب‌آوری عمومی، فعال‌شدن گسل‌های طبقاتی، جنسیتی، قومی و نسلی علیه حاکمیت، بحران طبقه میانجی و جامعه مدنی و کاهش مشارکت، بی‌اعتباری خیرخواهی مسئولان و استهلاک فرصت ارزش‌های مشترک و هویت ملی، هفت چالش سرمایه اجتماعی حاکمیت در ارتباطات با اعتراضات ۱۴۰۱ ایران قلمداد می‌شوند.

جامعه شناسی

حاشیه‌نشینی، محرومیت و گرایش‌های خودکشی

صفحه 107-142

https://doi.org/10.22054/qjss.2025.82555.2848

سیاوش قلی پور، علیرضا مرادی، اسرا الرماحی

چکیده پدیده خودکشی در کشور به نسبت میانگین جهانی در وضعیت نرمالی قرار دارد؛ اما به نظر می‌رسد واریانس آن در بین گروه‌های اجتماعی و به ویژه استان‌های کشور بالاست. به طوری که نرخ خودکشی در برخی از استان‌های کشور همچون کرمانشاه، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد و ایلام بالاتر از نرخ‌ کشوری است. علاوه بر این، میزان گسترش این پدیده در مناطق حاشیه‌نشین بالاتر است و نرخ شیوع آن طی سال‌های اخیر چشمگیر بوده است. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال آن بوده است تا به فهمی در خصوص وضعیت و دلایل خودکشی در محله‌های حاشیه‌نشین شهر کرمانشاه دست یازد. روش پژوهش حاضر ترکیبی و فنون گردآوری داده پرسشنامه و مصاحبه هستند. نتایج نشان می‌دهند که: 1. از اواسط دهه 40 خورشیدی تا کنون، 34 محله حاشیه‌نشین در شهر کرمانشاه به وجود آمده‌اند که بالغ بر 30 درصد جمعیت شهر را تشکیل می‌دهند؛ 2. نرخ گرایش به خودکشی در محلات حاشیه-نشین، در سه بعد تفکر، قصد و اقدامات ناموفق خودکشی زیاد است؛ 3. وضعیت یاد شده متأثر از حاشیه‌نشینی، مشکلات اقتصادی و احساس نابرابری است؛ 4. حمایت اجتماعی به میزان زیادی مانع اصلی و بازدارنده خودکشی در میان افراد است.

جامعه شناسی

تبیین جامعه شناختی نگاه اقلیت ها به تضاد بین قومی (مورد مطالعه: قوم بلوچ در سیستان و بلوچستان)

صفحه 143-184

https://doi.org/10.22054/qjss.2025.81400.2818

محمد عثمان حسین بر، اسلم بلوچ زهی

چکیده پژوهش حاضر می‌کوشد به این سوال پاسخ دهد که چه عواملی بر تشدید تضاد بین قومی از نگاه بلوچ‌ها به عنوان یک گروه اقلیت دخیل هستند؟ بدین منظور، برای پاسخ به این سوال مدل تبیینی‌ای ارائه شده است که با تأسی از چارچوب نظری پژوهش حاضر، تأثیر متغیرهای ارزیابی از سیاست‌های قومی دولت، احساس تبعیض، کنش قوم‌مدارانۀ نخبگان قومی و هویت‌‌های ملی، قومی و مذهبی را تبیین کند. برای جمع‌آوری داده‌ها از تکنیک پیمایش با ابزار پرسشنامۀ ساختمند استفاده شد. این داده‌ها از میان نمونه‌ای به حجم 250 نفر از قوم بلوچ با انتخاب از طریق روش نمونه‌گیری خوشه‌ای متناسب با حجم به دست آمدند. داده‌های گردآوری شده با به کارگیری مدلسازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد از نگاه بلوچ‌ها، عامل ارزیابی از سیاست‌های قومی دولت(0.63**)، ارزیابی از کنش قوم-مدارانۀ نخبگان قومی(0.38**)، احساس تبعیض(0.27**)، هویت ملی(0.52-**)، هویت مذهبی(0.41**) و هویت قومی(0.34**) اثر معناداری بر تضاد بین ‌قومی دارند. علاوه بر این، از میان کلیۀ متغیرهای معنادار، متغیر ارزیابی از سیاست‌های قومی دولت بیشترین تاثیر و متغیر احساس تبعیض کمترین اثر را بر تضاد بین قومی از نگاه بلوچ‌ها داشته‌اند.

مردم شناسی

طرد اجتماعی و شکل گیری هویت شرم آلود در میان کولی های شهر ایلام

صفحه 185-218

https://doi.org/10.22054/qjss.2025.87221.2902

منصور منصوری مقدم

چکیده مقاله حاضر در پی واکاوی سازوکارهای اجتماعی، فرهنگی و جنسیتی است که منجر به بازتولید طرد و شرم در میان کولی‌های ساکن در شهر ایلام می‌شود. این پژوهش با رویکرد کیفی و بهره‌گیری از روش مردم‌نگاری، تلاش دارد تا از خلال روایت‌های زیسته، به فهمی عمیق از مناسبات قدرت، استیگما و فرآیندهای درونی‌سازی هویت در این گروه برسد.
یافته‌ها نشان می‌دهد که بدن کولی همچون یک «برچسب متحرک» در فضاهای شهری عمل کرده و موجب مرئی‌سازی تفاوت و فعال شدن مکانیسم‌های طرد می‌شود. طرد اجتماعی نه‌فقط در سطح کلان، بلکه در سطح روابط همسایگی و خُرد نیز بازتولید می‌شود؛ جایی که اشیا، ظروف و غذاها حامل نشانه‌هایی از «آلودگی نمادین» هستند و مرز میان «ما» و «دیگری» را در سکوتی اجتماعی تحکیم می‌کنند.
در واکنش به این طرد چندلایه، هویتی شرم‌آلود و پنهان شکل می‌گیرد که کولی ها را به عقب‌نشینی، سکوت، و گاه پنهان سازی هویت سوق می‌دهد. نتایج مقاله نشان می‌دهد که هویت کولی نه صرفاً به‌دلیل تفاوت فرهنگی، بلکه به‌واسطه مناسبات نابرابر قدرت، از مسیرهای نمادین و مادی درون‌افکنی شده و به سوژه‌ای طردشده، ساکت و شرمگین تبدیل می‌شود؛ سوژه‌ای که همزمان تلاش می‌کند در این حاشیه‌مندی، راه‌هایی برای بقا و معنا یافتن بیابد.

جامعه شناسی

صداهایی برای گذار: مطالعه‌ای بر مسیر بازتطبیق جنسیت در خود‌‌روایتگری‌های عمومی

صفحه 219-252

https://doi.org/10.22054/qjss.2025.89770.2934

مهدی اعتمادی‌فرد، آلاء نجمی

چکیده در ایران معاصر، زیست تراجنسیتی در وضعیت پارادوکسیکالِ «پذیرش قانونی» و «طرد اجتماعی» گرفتار شده است. سلطه‌ی نگاه پزشکی‌‌ـ‌حقوقی، شکافی عمیق میان «دانش رسمی» (مبتنی بر آسیب‌شناسی) و «تجربه‌ی زیسته‌ی افراد» ایجاد کرده است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی برساختِ اجتماعی فرایند گذار در این شکاف، به دنبال فهم شیوه‌های روایت و تجربه این مسیر توسط کنشگران است. این مطالعه در چارچوب «برساخت‌گرایی انتقادی» و با روش کیفی دومرحله‌ای سامان یافته است: نخست، تحلیل مضمونِ بیش از ۱۰۰ ساعت پادکست فارسی (به‌عنوان بایگانی عمومی) و دوم، اتنوگرافی مشارکتی در اصفهان که بر ۸۰ ساعت مصاحبه عمیق با ۱۵ فرد تراجنسیتی و ۵ متخصص استوار است. یافته‌ها حاکی از آن است که در حالی که خود‌روایتگری‌های عمومی، فرایند گذار را در مدلی خطی و پنج‌مرحله‌ای (گسست، ترجمه و نام‌گذاری، چانه‌زنی نهادی، هم‌سازی موقت، بازآفرینی) صورت‌بندی می‌کنند، شواهد میدانی نشان می‌دهد که واقعیت زیسته در عمل نه مسیری خطی، بلکه وضعیتی از «تعلیق ساختاری مداوم» است. نهایتاً با تکیه بر کنش متقابل نمادین انتقادی، استدلال می‌شود که مدل خطیِ پادکست‌ها، در واقع تقلای نمادینِ سوژه برای نظم‌بخشی به آشوبِ وضعیت تعلیق و دستیابی به «خوانایی» است؛ تلاشی که ازقضا، ناخواسته به بازتولیدِ منطقِ خطیِ مطلوبِ نهادهای رسمی نیز منتهی می‌شود.