کلیدواژه‌ها = ایران
جامعه شناسی

مروری بر تحقیقات جامعه شناختی پیرامون عوامل موثر بر هویت قومی در ایران

دوره 33، شماره 112، بهار 1405، صفحه 145-178

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.91841.2972

ایوب منتی، طاها عشایری، حسین محسنی

چکیده هویت قومی، حس تعلق به گروهی مبتنی بر نسب خویشاوندی، زبان و فرهنگ مشترک، حافظه تاریخی و آداب و رسوم متمایز است و تعلق افراطی به آن می‌تواند مانع شکل‌گیری سرمایه اجتماعی ملی شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تعلق به هویت قومی در ایران، به فراتحلیل تحقیقات جامعه‌شناختی انجام‌شده در این حوزه پرداخته است. روش تحقیق فراتحلیل کمی با نمونه‌گیری تعمدی-غیراحتمالی بود. از میان 65 سند علمی از پایگاه‌های نورمگز، مگ‌ایران، ایران داک و پایگاه جهاد دانشگاهی، 46 سند در بازه زمانی 1381 تا 1403 بر اساس ملاک‌های ورود و خروج انتخاب و با آزمون‌های d کوهن و f فیشر تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهد که جامعه‌پذیری، انسجام اجتماعی، اعتماد قومی، تعلق اجتماعی و تبعیض اجتماعی (عوامل اجتماعی)؛ مصرف رسانه جمعی، باورهای دینی، سرمایه فرهنگی، آگاهی و سواد فرهنگی، هنجارها و باورهای قومی (عوامل فرهنگی)؛ توسعه سیاسی، مشارکت سیاسی، اثربخشی سیاسی، الگوی مرجع نخبگان قومی (عوامل سیاسی)؛ محرومیت نسبی، مشارکت اقتصادی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، عدالت و برابری اقتصادی (عوامل اقتصادی) و تصورات قالبی، برچسب قومی و هنجاری، منزلت اجتماعی، احساس رضایت (عوامل روانی) در تعلق به هویت قومی تأثیر داشته است.

جامعه شناسی

پارادوکس ادغام: بررسی عوامل موثر بر ادغام اجتماعی اتباع افغانستانی در جامعه ایران

دوره 32، شماره 111، زمستان 1404، صفحه 69-101

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.89722.2933

فرشاد کرمی، علیرضا حدادی، امیرحسین گنجی آزاد

چکیده ایران به لحاظ موقعیت ژئوپلتیکی خود، یکی از کانون‌های اصلی حرکت‌های مهاجرتی طی چند دهه اخیر در جهان بوده و در حال حاضر بر اساس برآوردهای وزارت کشور بیش از شش میلیون اتباع خارجی در کشور حضور دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت ادغام اجتماعی اتباع در ایران و عوامل موثر بر آن به انجام رسیده است. در این پژوهش که با روش پیمایش صورت گرفته، از چارچوب نظری آجر و استرانگ استفاده شده و جامعه‌آماری آن را کلیه مهاجران خارجی بالای 18 سال حاضر در کشور تشکیل داده‌اند. بر این اساس 3545 نفر به عنوان نمونه به سوالات پاسخ داده‌اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از نظر ساختاری میانگین دسترسی اتباع به بخش ابزارها و خدمات شهروندی (بهداشتی، آموزشی و اشتغال) 44.8 از 100؛ همبسته‌سازهای اجتماعی (ارتباطات اجتماعی، حلقه‌های اجتماعی و واسطه‌های اجتماعی) 59.6؛ تسهیل‌کننده‌ها (تسلط به زبان، آشنایی با آداب، رسوم و فرهنگ، احساس امنیت و ثبات)، 79.2، رعایت حقوق و مسئولیت شهروندی، (69.15) بوده است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می‌دهد، متغیرهای مستقل ، ۴۵ درصد از تغییرات متغیر وابسته را پیش‌بینی کرده‌اند و متغیر رعایت حقوق شهروندی با بتای 0.498 بیشترین تاثیر را بر متغیر وابسته دارد.

بررسی انتقادی سیاست های مهاجرتی ایران در قبال اتباع افغانستانی: ارائه نمونه بدیل

دوره 32، شماره 110، پاییز 1404، صفحه 1-39

https://doi.org/10.22054/qjss.2026.90437.2948

سعیده سعیدی

چکیده ایران در یکی مهمترین و فعال‌ترین گذرگاه‌های مهاجرتی درجهان موقعیت استراتژیکی دارد چراکه به‏طور هم‏زمان کشور مبدا، ترانزیت و مقصد میلیون‏ها مهاجر است سوال اصلی پژوهشواکاوی انتقادی سیاستگذاری جمهوری اسلامی ایران در قبال اتباع افغانستانی میباشداین پژوهش چندبعدی و در پارادایم کیفی انجام شده است. روش جمع-‌آوری داده‌ها و اطلاعات ترکیبی از منابع اسنادی مصاحبه متخصصان، برگزاری پانل خبرگان جلسات کارشناسی و کسب نقطه نظرات دستگاه‌ها و نهادهای مرتبط با موضوع بوده است.ایران علیرغم مواجه شدن با تحریم‌های گسترده بین‌المللی نزدیک به پنج دهه میزبان یکی ازبزرگترین جمعیت‌های مهاجرتی در جهان است. گام اول در سیاستگذاری، تبیین مسئله است. حکمرانی و سیاست‌گذاری درحوزه اتباع افغانستانی نیازمند رویکردی پیشدستانه، به‌گزین هوشمندانه و درازمدت است. حضور بلندمدت اتباع افغانستانی درایران ابعاد مختلفی از زیست جامعه را تحت‏الشعاع قرار داده و سبب‏ساز چالش و فرصت‏‏های متعددی در حوزه‏های سیاسیفرهنگی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی شده است که به نظر می‏رسد فقدان سیاست‏گذاری منسجم و آینده‌نگرانه در این حوزه می‌تواند مخاطرات جدی ایجادنماید.
این پژوهش ضمن تبیین وجوه مختلفمهاجرت اتباع افغانستانی به ایران مدل مفهومی 7 مرحله‌ای حکمرانی مهاجرت را به عنوان شالوده سیاستگذاری در این حوزه ارائه نماید که شامل مرحله پیشامهاجرت، ترانزیت، مدیریت مرز، ورود و شناسایی، ادغام، اخراج و بازادغام می باشد.

جامعه شناسی

روایت مهاجرت و منزلت نظامیان دولت پیشین افغانستان

دوره 30، شماره 103، زمستان 1402، صفحه 93-130

https://doi.org/10.22054/qjss.2024.82120.2837

صدیقه پیری، احمد غیاثوند، محمد بصیرت

چکیده یکی از این گسست‍های مهم سیاسی اجتماعی کشور افغانستان زمانی رخ داد که طالبان برای بار دوم قدرت سیاسی این کشور را در دست گرفتند. در پی این تحول، نظم جامعه برهم خورد و سراسیمگی، آحاد جامعه را فرا گرفت. در میان اقشار جامعه، نیروهای نظامی ازجمله کسانی بودند که شرایط بغرنجی را تجربه کردند؛ چراکه در مقابل کسانی قرارگرفته‌اند که سال‍ها در برابر هم جنگیده بودند و حال چاره‌ای به‌جز هجرت نداشتند. مقاله حاضر درصدد مطالعه روایت این قشر از تغییرات پایگاهی و منزلت آنان است، میدان تحقیق شامل 20 فرد نظامی است که پس از سقوط دولت افغانستان به کشور ایران گریختند. پژوهش حاضر به روش تحلیل تماتیک انجام شده است. از مهم‌ترین مفاهیم نظری تحقیق، قشربندی، منزلت، دلهره منزلت، عادت‌واره و خط سیر اجتماعی است. تم‌های فراگیر مقاله به شرح زیرند: کابوسِ انتقام‍گیری؛ کارِ سخت و ملالت‌آور؛ ظهور عادت‌واره‍های ناهمخوان؛ در حسرت ارزش‍های ازدست‌رفته؛ بی‍وطنی و مرگ تدریجی یک نظامی؛ احساس درماندگی و بی معناشدن زندگی و آوارگی و آزردگی اجتماعی. برای نظامیان طیف وسیعی از صدمات و بیماری‍های روحی و روانی وجود دارند که برخلاف جنگ کشنده نیستند؛ اما تروماتیک محسوب می‍شوند. وسعت فروپاشی ناشی از تزلزل ارزش‌های مهم و منزلت آنان یکی از این صدمات تروماتیک است.

برنامه ریزی، رفاه و تعاون

راه‌حل‌های جایگزین تخریب سکونتگاه‌های نابسامان شهری در ایران

دوره 30، شماره 103، زمستان 1402، صفحه 201-223

https://doi.org/10.22054/qjss.2024.81228.2820

مریم زارعیان

چکیده   اوضاع نامناسب در سکونتگاه‌های غیررسمی شامل مسکن نامتعارف، زیرساخت‌های محدود، آسیب‌پذیری بالا در برابر بلایای طبیعی، مسائل زیست‌محیطی و بهداشتی، تراکم زیاد جمعیت، مشکلات اجتماعی، کمبود امکانات و خدمات زندگی، اشتغال غیررسمی و تصرف غیرقانونی زمین، مدیریت شهری را با چالش‌های جدی در ارائه خدمات شهری مواجه می‌کند. همچنین محرومیت این مناطق از تسهیلات رایج در سایر بخش‌های شهر، آن‌ها را به کانون مسائل شهری مرتبط با توسعه پایدار تبدیل می‌کند. تخلیه و تخریب این مناطق از راهکارهای متداولی است که پیش روی مدیران شهری قرار دارد. مقاله حاضر به بررسی تأثیر تخلیه‌های اجباری و پیشنهاد راهکارهای جایگزین با روش اسنادی می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که راهکارهایی مانند تصرف مطمئن مسکن، به اشتراک گذاشتن زمین و اسکان مجدد می‌توانند جایگزین تخریب باشند. بررسی‌ها نشان می‌دهد مواجهه مدیریت شهری با سکونتگاه‌های نابسامان شهری در ایران در قالب راهبرد ارتقای محلات، اسکان مجدد و تضمین امنیت تصرف بوده است.

جامعه شناسی

جنسیت و فهم سوژگی زنان از قرنطینه خانگی در بحران کرونا

دوره 29، شماره 99، زمستان 1401، صفحه 89-132

https://doi.org/10.22054/qjss.2023.76686.2716

محمدتقی کرمی

چکیده خاص‌بودگی پاندمی کرونا به وقوع آن در آغاز دهه دوم قرن 21 با بالاترین حد توسعه‌یافتگی دانش پزشکی و بهداشت و نیز به بازگشت به سنت پزشکی کهن قرنطینه بازمی‌گردد. هدف پژوهش با تأکید بر سویه‌های جنسیتی تجربه بحران کرونا به‌مثابه فاجعه در مفصل‌بندی آن با راهکار قرنطینه خانگی، فهم تجربه جنسیتی زنان است. این تحقیق در پارادایم تفسیری تفهمی به تحلیل مضمون تجربه 23 زن متأهل 52-30 سال از بحران کرونا پرداخته است. چهار الگوی معنایی غالب شناخته‌شده در روایت زنان عبارت‌اند از؛ فاجعه، سوژگی و تاب‌آوری مضاعف زنانه، تعلیق زنانگی و مدیریت بدن در هراس از بیماری، مردانگی و ساخت‌شکنی از تصویر قالبی در فاجعه و بازگشت به اهمیت جایگاه پدری در تجربه فاجعه. به‌طورکلی، فراخوانش زنان به مرکزیت در موقعیت بحران و به‌هم‌ریختگی نظم پیشینی زندگی اجتماعی، هرچند با فشار ذهنی و روانی مضاعف همراه است، اما با قرار دادن زنان در یک موقعیت سوژگی تاریخی، به‌ آن‌ها فرصت برساخت تصویری متمایز از خود زنانه را می‌دهد. هرچند، مطالعه تبار تاریخی پاندمی‌ها نشان می‌دهد که محوریت «زن کدبانو» به‌عنوان گفتمان غالب در شرایط بحران، موقت و گذرا است و با گذر از شرایط بحرانی، جامعه به تبار طرد زنانه باز خواهد گشت.

مشکلات علمی در ایران (بررسی موردی جامعه‌شناسی سیاسی و علوم سیاسی ایران)

دوره 29، شماره 99، زمستان 1401، صفحه 175-215

https://doi.org/10.22054/qjss.2021.46982.2255

ابراهیم صالح آبادی

چکیده این مقاله تلاش دارد تا رساله- کتاب‌های منتشره در ایران در حوزه جامعه‌شناسی سیاسی و علوم سیاسی را نقد و ارزیابی نماید. روش این مقاله مروری و انتقادی است که مرحله مقدماتی در کارهای فراتحلیل است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد مهم‌ترین آسیب‌های پژوهشی در جامعه‌شناسی سیاسی و علوم سیاسی ایران به‌قرار زیر است: برقراری نادرست روابط علی بین متغیرها، نداشتن مسئله به‌عنوان معما و خَلط بین مسئله و سؤال، شیفتگی بیش‌ازحد محقق به نظریه‌ها و عدم ارائه مکانیسم‌های علی، استفاده ناشایست از برقراری روابط علی در تحقیقات. تحقیق نشان داد که گسستگی زمانی بین دوره‌های تحصیلی ارشد و دکترا، گسستگی بین مقاله‌ها منتشرشده و گسستگی دانشگاهی ارشد و دکترای، نوع دانشگاه و رشته تحصیلی محققان بر معایب تحقیق تأثیر دارد. نویسنده مقاله بر این باور است به‌کارگیری راهبردهای زیر آسیب‌های تحقیق را کاهش و وضعیت تحقیقات را بهتر از پیش شکل می‌دهد. 1. برجسته‌سازی ناهماهنگی، ناسازگاری، تناقض و معما در بخش بیان مسئله،2. فراخوانی و بازخوانی سابقه تحقیق در بخش بیان مسئله، یافته‌های تحقیق و کل تحقیق. باوجوداین، کمینه کردن سابقه تحقیق می‌تواند پژوهش را پربارتر سازد، 3. کمینه‌سازی مباحث نظری تحقیق، 4. ارائه استدلال، حجت‌آوری و ارائه مکانیسم‌های علی برای برقرار ارتباط علی و 5. نقد و حذف روابط علی معیوب.

جامعه شناسی

جامعه‌شناسی آموزش پزشکی: زمینه‌های بنیادی، کانون‌های مطالعاتی و چشم‌انداز تحقیقاتی آینده با نگاهی به موضوع در ایران

دوره 29، شماره 97، تابستان 1401، صفحه 117-165

https://doi.org/10.22054/qjss.2023.74502.2660

سیده هاجر حسینی، احمد کلاته ساداتی

چکیده تحقیق حاضر باهدف تحلیل روندها و زمینه‍های بنیادی، آثار برجسته و کانون‍های مطالعاتی و چشم‍انداز تحقیقاتی آینده جامعه‍شناسی آموزش پزشکی با نگاهی نقادانه بر وضعیت این شاخه در ایران انجام شد. روش، مروری از نوع غیرسیستماتیک روایتی است. ابزار گردآوری، فیش‍برداری و تحلیل محتوای اسناد نوشتاری (کتب، مقالات و گزارش‍های چاپی و برخط) در 70 سال گذشته (دهه 1950 تا 2020 میلادی) است. کلیدواژه‍ها در پایگاه‌های اطلاعات علمی جهان و ایران جستجو شد. معیار ورود اسناد به‍صورت تعمّدی و انباشتی، شامل «تطابق کلیدواژه‍ ها»، «پراستنادتر، نمایاتر و معنادارتر»، منحصراً درباره «دانشجویان پزشکی، پزشکان، مؤسسات/نظام پزشکی» با «حداقل یک نویسندۀ جامعه‌شناس یا منصوب در شاخه جامعه‍شناسی» بود. استخراج و ترکیب اطلاعات، بر اساس تحلیل محتوای مضمونی و توالی تاریخی بود. اصالت تحقیق بر اساس اصالت اسناد و رعایت موازین اخلاقی، تأمین شد. نتایج نشان داد که جامعه‍ شناسی آموزش پزشکی از کانون‍های اصلی تولید معرفت جامعه‍شناختی در جهان است که در چند «کانون مطالعاتی» گسترده شده است. واکاوی در میدان آموزش و پایگاه‍های علمی ایران نشان داد که این شاخه در بستر جامعه پزشکی و جامعه‍شناسی کشور، ناشناخته است و به سختی نمونه هایی از آثار نظری و تجربی در آن یافت می‍شود؛ اما امکان حرکت در «کانون‍های مطالعاتی» موجود و چندین «چشم‌انداز معرفت‌شناختی و پژوهشی» بالقوه برای آن متصور است.

ناهمگونی های ناهمگرا در مهاجرت ایرانی؛ دیاسپورا و محدودیت های معنایی و نظری: مورد ایرانی های مقیم فرانسه

دوره 27، شماره 88، بهار 1399، صفحه 71-108

https://doi.org/10.22054/qjss.2020.48805.2187

طاهره خزائی

چکیده واژه دیاسپورا با وجود کاربرد گسترده برای معرفی جمعیت مهاجر دارای ابهام‌های معنایی و نظری است. بر اساس فرضیه پژوهش، واژه دیاسپورا بازنمایانده مهاجرت ایرانی و «ناهمگونی ناهمگرای» آن نیست. هدف این پژوهش آن است تا با به گفت‌وگو گذاردن رویکردهای نظری دیاسپورا و ویژگی‌های کلی مهاجرت ایرانی، با یافته‌های میدانی به‌دست‌آمده در مصاحبه با 40 جوان ایرانی مهاجر در فرانسه، مفهومی متناسب با ویژگی‌های مهاجرت ایرانی بیابد. مطالعه انجام‌شده بر روی مهاجرت ایرانی نشان‌دهنده ناهمگونی مهاجرت ایرانی در دلایل، علت‌ها، فهم از تجربه ترک وطن و همچنین، نداشتن گرایش به ایجاد اجتماع همبسته در کشورهای میزبان است؛ به‌طوری‌که ایرانی‌های بیرون از ایران را به‌سوی تشکیل گروه‌های کوچک و پراکنده و زندگی در جزیره‌هایی منزوی از هم سوق می‌دهد. «مجمع‌الجزایر قومیتی» عبارت پیشنهادی این پژوهش به‌عنوان جایگزین واژه دیاسپورا است که هم نشان‌دهنده ناهمگونی و واگرایی مهاجرت ایرانی در کلیت آن است و هم بازنمایانده «ایرانی بودن» به‌عنوان تنها رشته پیوند‌دهنده میان جزیره‌های پراکنده و منزوی ایرانیان از یکدیگر.

جامعه شناسی

خود زنانه در گذار به زنانگی هژمون؛ فهم بدن زنانه و روایت تنش‌های تجربه‌شده زنان ایرانی مهاجر در فرانسه

دوره 26، شماره 84، بهار 1398، صفحه 155-187

https://doi.org/10.22054/qjss.2019.36624.1953

طاهره خزائی

چکیده هدف این پژوهش فهم تجربه‌ی زن ایرانی مهاجر از بدن زنانه و هنجارهای پوششی او در فرانسه است. چارچوب مفهومی پژوهش بر رویکرد جامعه‌شناسی تفهمی کنشگر در سنت وبری بنا شده و با بهره‌گیری از روش پژوهش تفهمی و تحلیل مضمونی، بر اساس گفتگوهای نیم ساختاریافته‌ی عمیق با ۲۴ زن ایرانی 42-26 ساله باتجربه‌ی بین 15-1 سال زندگی در فرانسه نوشته شده است. تجربه زنان مهاجر نشان‌دهنده‌ی چهار گونه فهم متفاوت آن‌ها از بدن زنانه‌شان یعنی، بدن زنانه به‌عنوان ابژه‌ی زیبایی‌شناختی، جنسی، پیش‌پاافتاده و بی‌اهمیت و رهایی‌بخش و همچنین، به‌کارگیری سه راهبرد ادغام، تمایز و نیز خاص‌بودگی از دیگری در آزمون مهاجرت است. این زنان در گذار به‌سوی زنانگی هژمون، در نشانه‌گذاری‌های پوشش خود، بر طیفی از سازگاری تا درهم‌آمیختگی همساز میان نشانه‌ها و هنجارهای ناهمگون پوششی ایرانی و فرانسوی را تجربه می‌کنند.

بررسی نقش سیاسی روحانیت در دوره رضاشاه

دوره 24، شماره 78، پاییز 1396، صفحه 37-76

https://doi.org/10.22054/qjss.2018.16451.1415

محمدعثمان حسین بر، عبدالرسول حسنی فر

چکیده بررسی رابطه دین و سیاست یا به عبارتی نقش سیاسی روحانیون یا نیروهای مذهبی از مهمترین موضوعات جامعه ایران در سده اخیر می باشد. اهمیت این موضوع در دهه های اخیر که از سویی شاهد پدیده هایی نظیر انقلاب اسلامی ایران و از سوی دیگر رشد بنیادگرایی اسلامی هستیم، با در نظر گرفتن این امر که فرایند مدرنیسم یا نوسازی در اغلب کشورها در جهت تضعیف سنت ها و به ویژه سنت های مذهبی عمل کرده است، دو چندان می شود. این مقاله سعی دارد با نگاهی به تحولات ایران در دوره رضاشاه و بر مبنای نظریۀ جان کنت گالبرایت، به بررسی نقش سیاسی روحانیون در این دوره و نسبت آنها با حکومت رضاشاه بپردازد. در این چارچوب، می‌توان دو دوره متمایز از هم تشخیص داد. در حالی که در دوره‌ای روحانیون نقش فعال و برجسته‌ای در سیاست داشتند و حتی به نوعی در مشروعیت بخشیدن به قدرت و حکومت رضاشاه ایفای نقش کردند، در دوره دیگر و در مقابل حکومت رضاشاه نقش سیاسی روحانیون و نیروهای مذهبی کمرنگ و ضعیف بود. این تفاوت نقش سیاسی روحانیون در دوره رضاشاه رابطه‌ای مستقیم با منابع و ابزارهای اعمال قدرت روحانیون از یک سو و حکومت رضاشاه از سوی دیگر داشته است.
واژگان کلیدی: روحانیون، رضاشاه، قدرت، ایران، نظریه گالبرایت

چالش پایداری در مدیریت منابع آب در ایران

دوره 24، شماره 77، تابستان 1396، صفحه 362-402

https://doi.org/10.22054/qjss.2018.10529.1262

سیدعبدالرضا حسینی

چکیده تحلیل بیلان آب، به عنوان سنگ‌بنای فهم پایداری و مبنای راهبردی مدیریت منابع آب، و پی‌گیری ریشه‌های بحران آب در کمتر از یک سده اخیر، بحث را فراتر از محدوده تخصصی هیدرولوژی برده و در نخستین گام، توزیع فضاییِ جمعیت را در کنار مرزبندی‌های سیاسی به عنوان چالش‌های پایداری ردیابی می‌کند. جریان تمرکزگرای جمعیتی در یک سده اخیر و روند روبه‌رشد شهرنشینی، بخصوص در فلات مرکزی و حوضه آبریز دریاچه نمک، منجر به منفی شدن بیلان آب و برهم‌خوردن تعادلِ میانِ مصرف فزایندة آب و ظرفیتِ مشخصِ منابع در جغرافیای طبیعی شده است. این جریان علاوه بر تحمیل منطق انباشت-مصرفِ بی‌وقفة انسان بر طبیعت، نابرابری را نیز در روند گسترش فقر و دسترسی به نیازهای پایه به همراه داشته است. از سوی دیگر، عدم انطباق مرزبندی سیاسی بر مرزبندی هیدرولوژیک، که در تاریخ بلندمدت ایران ایجاد شده است، با تحمیل منطقِ اسطوره‌ایِ سیاست بر طبیعت، منجر به جابجایی آب بین حوضه‌های آبریز و برهم‌خوردن نظم سابقِ جغرافیای طبیعی شده است. طرح بحث پایداری در این‌راستا از آن‌جهت اهمیت دارد که، چه در نهادهای علمی و سیاسیِ بین‌المللی و چه از سوی گرته‌برداران داخلی، به‌عنوان مهمترین و شاید تنها امکانِ متصورِ برون‌رفت از بحران‌های اجتماعی و زیست‌محیطی شناخته و به‌کارگرفته شده است. آنچه در این مقاله با تمرکز بر روی حوزه آب و با تحلیل آماری-تاریخی وضعیت منابع آبی در ایران و سازوکارهای بحران‌ساز در این حوزه، ارائه شده است، در واقع بررسی و نقد خودِ مسأله پایداری و چالشهای درونیِ آن است، تا بازنگری پایه‌ای در آن را ممکن سازد.

جنبش چپ در بلوچستان ایران در اوایل انقلاب اسلامی- محمدعثمان حسین‌بر* یونس ایرندگانی

دوره 22، شماره 70، پاییز 1394، صفحه 160-198

چکیده هرچند ظهور تحرکات قومی در ایران را نمی‌توان صرفاً به نقش‌آفرینی جنبش چپ فروکاست، اما نقش‌آفرینی جنبش مزبور در مناطق قومی ایران، واقعیتی قابل‌توجه در بررسی تحولات قومی ایران می‌باشد. بلوچستان ازجمله این مناطق قومی است. در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، بلوچستان برای اولین بار شاهد ظهور و فعالیت گروه‌های چپ‌گرا بود. بانیان اصلی این گروه‌ها تحصیل‌کردگان بلوچ بودند. با توجه به نوظهور بودن این گروه‌ها، بانیان و خواسته‌های آن‌ها، ساختارهای اجتماعی - سیاسی دیرپا در بلوچستان، این گروه‌ها در بلوچستان باکم اقبالی مواجه شده و برنامه‌هایشان به شکست انجامید. در این مقاله یک ادبیات قومی برای تبیین نظری گرایش گروه‌های قومی به سمت جنبش چپ در ایران مورد استفاده قرار گرفته و پس ‌از آن، برای درک عوامل شکست جنبش چپ در بلوچستان، ساختارهای اجتماعی – سیاسی بلوچستان به‌عنوان بستر نامناسب فعالیت گروه‌های چپ‌گرا از زمان شکل‌گیری دولت مدرن پهلوی تا وقوع انقلاب اسلامی مورد بررسی قرارگرفته است. در نتیجه‌گیری از  این تحقیق می‌توان گفت قدرت نخبگان و جریانات سنتی، قوت روابط مبتنی بر طایفه و قبیله، سطح نازل آموزش، ضعف شهرنشینی، کوچک بودن طبقه روشنفکر و نخبگان مدرن و استراتژی نامتناسب گروه‌های چپ، باعث ناکامی جنبش چپ در بلوچستان گردید.

جایگاه مدرنیته سیاسی در اندیشه روحانیون موافق و مخالف مشروطه

دوره 21، شماره 65، تابستان 1393، صفحه 117-153

https://doi.org/10.22054/qjss.2015.485

نظام بهرامی کمیل

چکیده چکیده
مدرنیته از موضوعاتی است که می‌توان آن را از ابعاد گوناگون بررسی کرد و یکی از مهمترین این ابعاد، بعد سیاسی مدرنیته است. همان‌طور که نشان داده خواهد شد؛ اهمیت موضوع «مدرنیته سیاسی»[1] در این است که معیار مناسبی برای متمایز کردن ساختار و شرایط سیاسی جوامع و به خصوص دولت‌ها ارائه می‌کند. پرسش اساسی این است که جایگاه مؤلفه‌های مدرنیته سیاسی در اندیشه برخی روحانیون برجسته موافق و مخالف نهضت مشروطه چگونه بوده است؟ در این مقاله برای پاسخ به این پرسش از روش تحقیق تاریخی و روش تحلیل مفهومی استفاده می‌شود. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که روحانیون مخالف مشروطه به شدت با مؤلفه‌های مدرنیته سیاسی ضدیت ورزیدند و روحانیون مشروطه‌خواه هم نتوانستند به تناقض‌های موجود بین این مؤلفه‌ها و ارزش‌های دینی پاسخ دهند و در برخی تلفیق‌های خود دچار تحریف یکی به نفع دیگری شدند.
 


[1]. Political modernity

معنویت‏گرایی نوین به مثابه گفتمان

دوره 20، شماره 62، پاییز 1392، صفحه 213-252

https://doi.org/10.22054/qjss.2013.6770

ابوتراب طالبی

چکیده مقاله پیش‌رو درباره یکی از ابعاد فرقه گرایی جدید در ایران است. توجه ویژه این نوشتار به معنویت‌گرایی جدید است. به لحاظ نظری بر نظریه «انفسی شدن» چارلز تیلور، متفکر کانادایی تکیه دارد. با استفاده از نظریه مزبور و تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، موضوع مورد بررسی قرار گرفت. در این مقاله به تحلیل نشانه‌های معنویت‌گرایی جدید پرداخته و داده‌ها از دو روش بررسی منابع و اسناد موجود و مصاحبه عمیق با حاملان ایرانی این گفتمان جمع آوری شد. بررسی منابع موجود نشان داد که نظام معنایی "معنویت‌گرایی" به مثابه گفتمان بر اساس مضامین و نشانه‌هایی مانند محوریت خود و سفر از زندگی بر اساس انتظارات بیرونی به یک زندگی اصیل درونی، فردگرایی، نگرش کل‏نگرانه، التقاط و استفاده از روانشاسی و فرد‏گرایی استوار است. نتیجه‌ بررسی‌های تجربی، ثابت ‏کرد که پیدایش گفتمان معنویت‏گرایی جدید، نشان از تعارض‌های درونی و ابهامی است که در حوزه معانی گفتمان دینی وجود دارد. این مسئله فرصت بالندگی و موقعیت مسلط گفتمان دینی را با چالش مواجه ‏کرده، زمینه را برای پیدایش گفتمان معنویت‌گرایی در ایران فراهم نمود. بررسی‌ها نشان می‌دهد این گفتمان مرحله پیدایش و قرار‌یابی را در ایران طی ‏می‌کند و هنوز به شفافیت معنایی دست نیافته است و با موانعی جدی برای تبدیل شدن به یک گفتمان هژمونیک مواجه است.

احیای فرهنگ سیاسی پژوهی و جایگاه آن در ایران

دوره 17، شماره 51، زمستان 1389، صفحه 81-106

https://doi.org/10.22054/qjss.2011.6819

احمد گل محمدی

چکیده در سه دهه اخیر که با ارتقاء جایگاه فرهنگ در رشته‌ها و حوزه‌های مطالعاتی مختلف علوم انسانی و اجتماعی ویژگی می‌یابد، رشته علوم سیاسی هم شاهد چنین تحولی بوده است. بارزترین نمود این تحول، احیای فرهنگ سیاسی پژوهی است که در افزایش تأملات نظری و مطالعات تجربی مصداق می‌یابد. بنابراین، تولید داده‌های معتبر، بیشتر درباره فرهنگ سیاسی جوامع رونق فزاینده‌ای گرفته است.
در نوشتار حاضر می‌کوشیم به پرسش‌های مرتبط درباره این تحول پاسخ دهیم: که چرا در سه دهه اخیر فرهنگ سیاسی پژوهی اهمیت روزافزونی یافته است؟ نمودها و مصادیق این اهمیت یابی چیست؟ فرهنگ سیاسی پژوهی در ایران چه جایگاهی دارد؟ سازماندهی کلی مقاله هم با این سه پرسش اصلی تناسب یافته است. بنابراین، نخست پس از نیم نگاهی به شکل گیری و رونق نسبی فرهنگ سیاسی پژوهی روشمند در میانه سده بیستم، عواملی را بازشناسی خواهیم کرد که به نوعی باعث شدند تا این سنت پژوهشی پس از سپری کردن یک دوره نسبتاً طولانی رکود و افول، احیا شود و از اواخر سده بیستم، رونق فزاینده‌ای پیدا کند. سپس به برجسته‌ترین نمودها و مصادیق این رونق اشاره خواهیم کرد. بحث پایانی مقاله هم نوعی همسنجی و ارزیابی آسیب شناسانه وضعیت فرهنگ سیاسی پژوهی در ایران است. 

هویت ملی در ایران فرا تحلیل مقاله‌های فارسی موجود

دوره 17، شماره 50، پاییز 1389، صفحه 1-35

https://doi.org/10.22054/qjss.2010.6810

محمد عبداللهی

چکیده این فراتحلیل دربرگیرنده 50 مقاله فارسی موجود درباره هویت ملی در ایران است، که در کتاب‌شناسی هویت اجتماعی چاپ 1388 ذکر شده اند. برای انجام این فراتحلیل با بینش تلفیقی، فرمی جامع تهیه شد. به واسطه این فرم تمام اطلاعات هر مقاله در ارتباط با 22 متغیر تعریف شده، استخراج و با روش‌های کمی و کیفی تحلیل و بر اساس آن گزارش فراتحلیل مشتمل بر یک مقدمه و 8 بخش تنظیم شد. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که بیشتر مقاله‌ها جنبه تبیینی دارند. ولی در 90 درصد آن‌ها مرور منابع و متون یا صورت نگرفته و یا بسیار سطحی است. پارادایم‌های غالب بر این مقاله‌ها جنبه تقلیل‌گرایانه دارند. روش‌های مورد استفاده بیشتر کیفی ساده و غیر منتظم‌اند. در تعریف هویت ملی به وجود عناصر مشترک و آگاهی افراد از این عناصر و احساس تعهد در برابر آن‌ها اشاره شده است. یافته‌های توصیفی برخی از مقاله‌ها ناظر به اصیل، قدیم و ذاتی بودن هویت ایرانی - اسلامی است. ولی در بیشتر آثار هویت ملی در ایران پدیده‌ای نوظهور است که همزمان با آشنایی ایرانیان با مدرنیته، گسترش جهانی شدن و تشکیل دولت مدرن در ایران شکل گرفته است. امروز این هویت ملی دچار بحران شده و در حال تحول است. در تبیین این بحران و تحول هویت ملی در ایران هر دسته از مقاله‌ها روی عواملی خاص تاکید داشته‌اند که عمدتاً جنبه تقلیل‌گرایانه دارد. مقاله‌ها با وجود نقاط ضعفی چون توصیفی بودن، تقلیل‌گرایی نظری و روشی از نقاط قوتی هم برخوردارند که اهم آن‌ها توجه به ابعاد تاریخی، فرهنگی، دینی، اجتماعی و به ویژه سیاسی هویت ملی، تشریح وضعیت گذشته، حال و سعی در تبیین فرایند تحول آن در ایران می‌باشد.

کاربرد رویکرد رولان بارت برای تحلیل نشانه شناختی بازنمایی گفتمان ایرانی – اسلامی در آگهی های تجاری تلویزیونی در ایران

دوره 16، شماره 47، زمستان 1388، صفحه 125-165

حمید عبداللهیان، حسین حسنی

چکیده هدف این مقاله مطالعه نحوه بازنمایی گفتمان ایرانی – اسلامی در آگهی های تجاری تلویزیونی در ایران است. در واقع مساله پژوهشی این مقاله آن است که با توجه به تاکید قوانین نظام سیاسی ایران برای گنجاندن ارزش ها و باورهای دینی و نیز نمادها و نشانه های فرهنگ و تمدن ایرانی، نیاز است تا میزان پیروی از این قوانین اندازه گیری شود. این وجه از فعالیت های تلویزیون ایران به لحاظ پژوهشی تا به امروز ناشناخته مانده و در این مقاله مورد توجه قرار گرفته است. ما در این مقاله با مد نظر قرار دادن آگهی های تجاری به مثابه یک متن فرهنگی بر اساس رویکرد نشانه شناختی رولان بارت، آنها را مورد تحلیل قرار داده ایم. تحلیل های آگهی های نمونه در این مقاله نشان می دهند که گرچه در محتوای آگهی های پخش شده از تلویزیون ایران، از مفاهیم دینی به شکل استفاده ابزاری بوده است و نه محتوایی. همچنین این تحلیل ها نشان می دهند اگر چه نمادهای فرهنگ ایرانی و مفاهیم ملی گرایانه و میهن پرستانه بازنمایی شده اند اما این بازنمایی گاهی اوقات به شکل شعاری و کلیشه صورت گرفته است. در مجموع می توان گفت آگهی های تلویزیونی ایران، به عنوان یکی از ژانرهای تلویزیونی در بازنمایی گفتمان ایرانی-اسلامی چندان موفق نبوده اند و اهداف مورد انتظار و تعریف شده دست نیافته اند.

مقایسه نظام طبقاتی (کاست) از دیدگاه ریگفت ودا و شاهنامه

دوره 16، شماره 46، پاییز 1388، صفحه 161-186

سید محسن سعیدی مدنی

چکیده هاتف از این مقاله، مقایسه نظام طبقاتی کاست در ریگ ودا و شاهنامه فردوسی است که دو ساختار اجتماعی که در دو جامعه هند - و ایران را به وجود آورده است. اگر چه آریایی هایی که به هند مهاجرت کرد نام مردمانی صحرانشینی بودند؛ ولی تصور این که بین آنها هیچ گونه طبقات اجتماعی وجود نداشت، مشکلی به نظر میرسید ؛ چون سروده های ریگ ودا به طور مشخص و مختصر به سه طبقه مختلف اشاره دارد. این طبقات در ریگ ودا با عنوان های برهمنی (روحانیان)، راجانیه (پادشاهان و اشراف)، وایزیه ( وایسیاها، کشاورزان و صنعتگران) که اساس توسعه طبقات بالاتر را تشکیل می دادند از آن ها نام برده شده است. همچنین شاهنامه فردوسی این تقسیم بندی را با نامهای کارتوریان (روحانیان)، نیساریان (ارتشیان)، پسودی (کشاورزان و گله پرور) و اهتو خوشسی (صنعتکاران) بیان کرده است. تقسیمات کاست ریگ ودایی توانست خط موازی بسیار نزدیکی را با نظام طبقاتی ایران تشکیل دهد. البته توجیه های فراوانی وجود دارد، که نشان می دهد. هر دو نظام، منشا مشترکی داشته اند و ثابت می شود که مهاجرت آریایی ما به هند، مهاجرتی تدریجی از ایران به هند بوده است.

بررسی تطبیقی ساختار مطالب نشریه های ایران و امریکا درباره جنگ دوم نیروهای ائتلاف علیه عراق

دوره 13، شماره 36، زمستان 1385، صفحه 145-161

علی اصغر کیا، حسین زارعی

چکیده مقاله حاضر، خلاصهای از پایان نامه کارشناسی ارشد است که در آن، نشریه های ایران و امریکا به روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی پژوهش، شناخت ساختار و شیوه انعکاسی رویدادهای عراق به لحاظ بی طرفی یا -جانبداری در ارایه اخبار و بررسی همسویی یا عدم همسویی این نشریه ها با دیدگاهسیاسی حاکم در کشور متبوع خود است.بدین منظور، تمام مطالب مربوط به حوادث عراق از زمان انتقال قدرت به دولت موقت در طول دو ماه، یعنی از ۱۱ تیر ۱۳۸۳ تا ۱۱ شهریور ۱۳۸۳ (اول -جولای ۲۰۰۴ تا اولی سپتامبر ۲۰۰۴) در کلیه شماره های تایم و نیوزویک (از آمریکا) و کیهان و شرقی (از ایران) مورد بررسی قرار گرفته است.حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا و حمله این کشور به افغانستان و عراق، نقش رسانه ها و از جمله مطبوعات را در انعکاس وقایع و ارایه اطلاعات، از یک سو و کنترل افکار عمومی، یا به گفته " ادوارد ال برنیز"، «مهندسی رضایت»، در هم سویی با اقدامات سیاسی و نظامی دولت ها را از سوی دیگر، مشخص تر نمود.مطبوعات دو کشور ایران و آمریکا نیز هر کدام از دیدگاه خود به ارایه اطلاعات در مورد وقایع مذکور پرداختند. حمله نیروهای ائتلاف به عراق در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ و سرنگونی حکومت صدام حسین ، یکی از این حوادث بود که در مطبوعات دو کشوربازتاب های مختلفی داشت .نتایج این پژوهش نشان می دهد که روزنامه کیهان و هفته نامه نیوزویک، در موارد مختلفی نزدیک به هم عمل کردهاند. به عنوان مثال، در مواردی مانند جهتگیری منفی در تیتر و لید، استفاده از تیترهای اقناعی، استفاده از صفات ارزشی در تیتر، گرایش بهتنش زایی و ارایه رویکردی معیوس کننده و بدبینانه، درصدهای بالاتری در مقایسه با شرق و تایم داشتهاند. اگر چه میزان هماهنگی یا هم سویی کیهان با دیدگاه سیاسی حاکم در ایران، به مراتب بیش تر از هماهنگی یا هم سویی نیوزویک با دیدگاه سیاسی حاکم در آمریکا بوده است.

برای پدر علوم ارتباطات ایران

دوره 12، شماره 28.29، بهار 1384، صفحه 1-6

مهدی محسنیان راد

چکیده وقتی در سال ۱۳۴۶، با سرمایه و همت روزنامه کیهان آن روزگار، «مؤسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی» تأسیس شد و پذیرفته شدگان اولین امتحان ورودی آن در یک صبح پاییزی، خیابان فرعی و خاکی سه راه ضرابخانه را طی کردند، عابران به وضوح د و دسته دانشجو را تشخیص می دادند: یکی آدم های نسبتاً مسنی که روزنامه نگار بودند، یا در رادیو و تلویزیون ملی ایران کار می کردند و حالا می خواستند در اولین شبه دانشکده ارتباطات درس های حرفه تجربی شان را بخوانند، و دسته دوم جوانان کم سن و سالی که تا پارسال محصل دبیرستان بودند و حالا آمده بودند که روزنامه نگاری، روابط عمومی، سینما، عکاسی و مترجمی در رسانه ها را بخوانند. گروه دوم مشکل پنهانی داشتند که اگر چه درباره آن با یکدیگر صحبت نمی کردند، اما از آن رها نیز نمی شدند. این مشکل وقتی خود را نشان می داد که در و همسایه و همکلاسی های سابق و فامیل درباره محل تحصیلشان سؤال می کردند و آنها با پاسخ هایی درگیر می شدند که کاملا فاقد هر نوع مباهات بود.

فاصله قومی و عوامل مؤثر بر آن در ایران

دوره 10، شماره 24، زمستان 1382، صفحه 1-36

محمد عبداللهی، امید قادر زاده

چکیده وجود احساس نزدیکی و پذیرش اجتماعی در بین اقوام ایرانی، یکی از مطمئن ترین راههای نیل به همبستگی و وفاق اجتماعی در ایران به شمار می آید. این مقاله با اتخاذ رویکردی جامعه شناختی، به بررسی میزان فاصله اجتماعی ساکنان شهر بانه (که به لحاظ قومیتی کرد هستند) از اقوام ایرانی و عوامل مؤثر بر آن می پردازد. در این پژوهش، منظور از فاصله اجتماعی، گرایش اعضای یک قوم به پذیرش یا طرد اعضای اقوام دیگر است. این گرایش ابعاد شناختی، عاطفی و آمادگی برای عمل را شامل می شود. بنابراین برای تحلیل آن با مرور دیدگاه ها و نظریه های سطح خرد جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی و منابع تجربی موجود، چارچوب مفهومی مناسبی تنظیم گردیده است. در اجرای تحقیق از روش پیمایشی و برای گردآوری داده ها نیز از پرسشنامه استفاده شده است. مصاحبه با نمونه ۳۹۹ نفری از ساکنان شهر بانه نشان می دهد که پاسخگویان، کمترین فاصله اجتماعی را با قوم فارسی و بیشترین فاصله را با قوم عرب دارند. در جمع بندی سلسله مراتب ترجیحات قومی، در بین پاسخگویان به ترتیب اقوام فارس، آذری، بلوچ، لر و عرب قرار میگیرند. یافته های تحقیق، ناکافی بودن رویکردهای مبتنی بر جامعه شناسی خرد را در مطالعه و بررسی فاصله قومی در ایران نشان می دهد. با توجه به این که مسئله فاصله قومی و به تبع آن تعاملات اقوام در ایران، متأثر از فضای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور و تحولات تاریخی مرتبط با آن است، توجه به دیدگاه ها و نظریه های سطح کلان نظیر نظریه استعمار داخلی هشتر، که بر متغیرهایی نظیر میزان محرومیت، میزان تبعیض و نابرابریهای اقتصادی در بین اقوام در شکل گیری هویت و بسیج قومی تأکید دارد و تلفیق آنها با نظریه های سطح خرد، ضروری به نظر می رسد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مسئله فاصله اجتماعی بین اقوام در ایران وجود دارد و لذا اهمیت و ضرورت اتخاذ و تدوین سیاست قومی مناسب در ایران در جهت کاهش این فاصله ها مورد توجه و تأکید خاص قرار گرفته است.

بهره مندی جوانان روستایی ایران از تلویزیون

دوره 8، شماره 13.14، تابستان 1380، صفحه 125-143

عزت الله سام آرام

چکیده این مقاله نتیجه تحقیقی است که در سال ۱۲۷۹ با هدف کسب شناخت نسبت به میزان و چگونگی استفاده جوانان روستایی از تلویزیون توسط محقق انجام شد. در این تحقیق که با روش پیمایشی و پرشی از8710 جوان ۱۵ تا ۲۴ ساله ساکن در روستاهای ۲0 استان کشور انجام شد، مشخص گردید که ۹ / ۹۵ درصد جوانان روستایی در خانه خودشان تلویزیون دارند : 2/49 درصد تلویزیون رنگی و 8/50 درصد تلویزیون سیاه و سفید. در جامعه مورد مطالعه 7/41 درصد بیش تر شبکه سیما را تماشا می کنند؟ 2/33 درصد پیش تر از شبکه یک سیما استفاده می کنند؛ 9/16 درصد عموماً شبکه دو سیما را تماشا می کنند؟ و در مورد سایر شبکه های سیما گرایش غالب کمتر از ۲ درصد است. دوازده درصد جامعه مورد مطالعه ساکن استان های مرزی کشور هستند که به شبکه های خارجی نیز دسترسی دارند. ولی کسانی که شبکه های خارجی را به شبکه های داخلی ترجیح می دهند. کمتر از یک درصد کل جامعه مورد مطالعه هستند که عمدتا ساکن جنوب کشورند و از شبکه های تلویزیونی کشورهای عربی استفاده می کنند. فیلم های سینمایی روزهای جمعه در بین جوانان روستایی کشور5/81 درصد تماشاچی دارد. برنامه های ورزشی 2/56 درصد و اخبار 1/28 درصد. میزاد رضایت از صداوسیما در این جوانان روستایی بدین شرح است1/47 درصد « رضایت زیاد» ، 5/37 درصد «رضایت متوسط » و 4/15 درصد، رضایت کم یا ناراضی ». این میزان در بین زنان جوان روستای بیش تر از مردان جوان روستایی است. میزاد رضایت جوانان روستایی از صداوسیما در روستاهای دور از شهر بیش تر است تا روستاهای نزدیک شهر. مردان جوان روستایی بیشتر شبکه سه سیما را انتخاب می کنند، ولی انتخاب اول زنان روستایی بیشتر شبکه یک سیماست.

عوامل مرتبط با موفقیت تعاونی سپه

دوره 8، شماره 13.14، تابستان 1380، صفحه 173-203

نادر سالار زاده

چکیده شرکت های تعاونی مصرف « سپه » یکی از انواع مهم تعاونی در ایران به شمار می روند که نقش مهمی در ارائه خدمات گوناگون در کوتاه مدت به اعضای خود و در بلندمدت به کل جامعه ایفا می کنند. شرکت های مزبور به واسطه ویژگی های فیزیکی فروشگاه، سازماندهی نیروی انسانی کارآمد، با انواع کالاها و میزان ارائه آن ها و بالاخره با قیمت های نسبتاً پایین تر از بازار آزاد توانسته اند منافع اقتصادی اعضای خود را تامین کنند. در عین حال ، از این طریق به سهم خود، به جلوگیری از تمایلات انحصارطلبانه در تولید و فروش محصولات معینی پردازند. به این دلیل و دلایل دیگر، این نوع شرکت های تعاونی مصرف هم از جنبه اقتصادی و هم به لحاظ اجتماعی نقشی هر چند اندک در تعادل و تعدیل ثروت و قدرت به طور کلی در جامعه ایفا می کنند و به همین جهت به منزلة الگوی موفق برای سایر تعاونی های مصرف در سطح کشور می توانند مطرح شوند.

بررسی زمینه ها و اهداف انقلاب اسلامی ایران بر اساس شعارهای انقلاب

دوره 7، شماره 11.12، زمستان 1379، صفحه 63-84

محمد حسین پناهی

چکیده یکی از منابع مهم برای مطالعه انقلابات، شعارهای آن هاست. این منبع در مورد انقلاب اسلامی ایران دارای ابعاد گسترده ای است که تاکنودن مورد مطالعه جدی جامعه شناختی قرار نگرفته است. هدف این مقاله بررسی اهداف و زمینه های وقوع انقلاب اسلامی براساس شعارهای آن است. برای این کار ابتدا روش جمع آوری و جداسازی شعارهای انقلاب اسلامی توضیح داده شده که حاصل آن ۴۱۵۲ شعار انقلابی بوده است. سپس با ارائه جداولی از نتایج تحلیل محتوای شعارهای مربوط به وضعیت رژیم گذشته زمینه های وقوع انقلاب اسلامی از منظور شعارها بررسی شده است، و سرانجام نتایج تحلیل محتوای شعارهای مربوط به اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی ارائه گردیده است. بر اساس این بررسی وضعیت نامطلوب فرهنگی و سیاسی رژیم پهلوی از مهمترین عوامل وقوع انقلاب اسلامی بوده است.