دوره و شماره: دوره 31، شماره 106، پاییز 1403 
جامعه شناسی

چرخش از نظم حقوقی سلطانی (اتحادیه‌ای- قبیلگی) به نظم حقوقی فقاهتی (اثنی‌عشری)

صفحه 1-44

https://doi.org/10.22054/qjss.2025.83074.2853

احمد رضا (سمکو) برزیده، محمد تقی کرمی، محمد ملاعباسی

چکیده این پژوهش به بررسی چرخش در نظم حقوقی ایران در دورة صفویه می‌پردازد؛ دوره‌ای که در آن، مرجعیت حقوقی از ساختار سلطانی و دیوانی به سوی نظمی فقاهتی و فقه‌محور منتقل شد. برخلاف رویکردهای توصیفی یا تک‌عاملی که این تحول را صرفاً ناشی از پیوند میان دولت صفوی و علمای شیعه دانسته‌اند، این تحقیق با اتکا به چارچوب مفهومی تلفیقی، شامل نظریه قواعد ثانویه هربرت هارت، تحلیل مشروعیت در اندیشه ماکس وبر، و نظریه میدان حقوقی پیر بوردیو، می‌کوشد این دگرگونی را به‌مثابه بازآرایی نیروهای اجتماعی، نهادهای حقوقی، و سازوکارهای مشروعیت تحلیل کند. تحلیل منابع تاریخی، فرمان‌های سلطنتی و ساختار نهادی دوره صفوی نشان می‌دهد که این چرخش، نتیجه انتقال تدریجی سرمایه نمادین و اقتدار حقوقی از سلطنت به فقه اجتهادی بوده و در نهایت، به تثبیت الگویی از نظم حقوقی انجامید که آثار آن در نظام حقوقی معاصر ایران نیز قابل پی‌گیری است. این پژوهش با صورت‌بندی مسئله در سطح قواعد، مشروعیت و میدان، تبیینی چندساحتی از این تحول ارائه می‌کند و از این طریق، فراتر از مطالعات پیشین به فهم ریشه‌های تاریخی نهاد فقه در قانون رسمی ایران یاری می‌رساند.

جامعه شناسی

تشخیص سلامت اجتماع از چشم‌انداز جامعه‌شناسی حقوق: ارزیابی وضعیت رعایت قانون در ایران

صفحه 45-76

https://doi.org/10.22054/qjss.2025.82117.2836

روح الله اسلامی، علی انتظاری

چکیده چکیده
از خلال مطالعه زمینه اجتماعی تکوین نظام حقوق جدید ایران و تلاش برای کاربست رویکرد جامعه‏شناسی حقوق دورکیم، این درک نظری آشکار می‏شود که بیان مسأله اجتماعی قانون در ایران با تاکید بر مفهوم آنومی و تلقی از وضعیت چونان آسیب و بیماری با رویکرد نظری دورکیم نسبت به حقوق ناسازگار است. در مقاله حاضر برای عبور از این ناسازگاری نظری، ضمن معرفی قواعد تشخیص بیماری و سلامت اجتماع نزد دورکیم، برای ارزیابی وضعیت از منظر جامعه‌شناسی حقوق سه معیار شناسایی می‏شود: 1) میزانی از عدم رعایت قانون، بهنجار و نیز ضروری و سودمند است؛ 2) دولت در وضع قانون، کارگزار وجدان جمعی است و وضع قانون برآمده از وجدان جمعی بهنجار است؛ و 3) قواعد هنجاری در وجدان جمعی به‏هم‏پیوسته است و پیوند قانون وضعی با دیگر قواعد هنجاری در منظومه نظارت اجتماعی بهنجار است. سپس به روش تحلیل مضمون، تحقیقات پیشین مرتبط با رعایت قانون در ایران، و همچنین تحقیقات پیشین مرتبط با تغییرات زمینه اجتماعی قانون بررسی شده‏ و مشاهده می‏شود که وجود انواع سه‏گانه عدم رعایت قانون وضعی را نمی‏توان نابهنجار دانست. پس اگر شواهد عدم رعایت قانون را چونان نشانه سلامت اجتماع تفسیر کنیم آن‌گاه می‏توان با شناسایی عوامل مؤثر بر بروز هر کدام از انواع عدم رعایت قانون، ضمن عبور از بیان عوامل کلی (به عنوان مثال دسته‏بندی رایج عوامل پنج‏گانه فردی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) پیشنهادها و توصیه‏های سیاستی مشخص برای اصلاح قانون مشخص به قانون‏گذاران ارائه داد. دستاورد این مقاله مسیری است که با نشان دادن وضعیت سلامت اجتماع برای انجام مطالعات تجربی جامعه‏شناسی حقوق ایران در آینده هموار شده است و از این طریق می‏توانیم بیماری‏های احتمالی را تشخیص داده و برای درمان آن‌ها بکوشیم.
واژه‏های کلیدی: رعایت قانون، بی‌هنجاری، نظارت اجتماعی، سلامت اجتماع، و جامعه‌شناسی حقوق.

درآمدی بر موضع انتقادی هابرماس بر پوزیتیویسم منطقی

صفحه 77-106

https://doi.org/10.22054/qjss.2021.33463.1844

غلامرضا لطیفی

چکیده  
رشد علوم تجربی و تأثیرات آن مرزبندی بین علم و غیر علم را به همراه داشت. حلقه وین با محدود کردن علم به علوم تجربی و طرد سایر معارف، راه حصول به علم را مشاهده و آزمون فرضیه قلمداد نمود.دامنه این دیدگاه به علوم انسانی نیز کشیده شد و مطالعه مسائل انسانی با رویکرد تجربی دنبال گردید. پوپر، کوهن و لاکاتوش با تعدیل وجه افراطی دیدگاه علم تجربی، آن را از حالت تجربی محض به سوی انسانی شدن سوق دادند. آیا با استفاده از آثار کانت،فیخته و مارکس را میتوان بازسازی،و نقش آن در تکوین نظریه برای روان کاوی فرویدی را نشان داد؟ آیا کنشگری از نظر مارکس و تقلیل آن به کنش هدفمند عقلانی در اقتصاد قابل نحقق است؟ آیا کنش عقلانی هدفمند با رعایت قواعد فنی به کنش ارتباطی با تأکید بر هنجارهای وفاقی وزبان مشترک دست یافتنی است؟ به لحاظ روش شناسی آثار هابرماس دردوره اول به نقد مکتب فرانکفورت،بازسازی دیدگاه مارکس و نقد روش شناسی پوزیتیویسم اختصاص دارد و زمینه عملگرایانه لازم برای دوره چرخش زبانی را که به نظریه کنش ارتباطی منتهی شد، فراهم آورد. این مقاله ضمن تحلیل دستاوردهای نظری هابرماس در دوره اول، تلقی معرفت شناختی او در مورد علوم انسانیرا تبیین میکند.

مطالعات فرهنگی

زیبایی و جنسیت در فضای مجازی ایرانی: تداوم نابرابری یا قدرت‌بخشی؟

صفحه 107-158

https://doi.org/10.22054/qjss.2025.83663.2855

محمدسعید ذکایی، سیمین ویسی

چکیده چکیده:
مجال ابرازگری در فضای مجازی همزمان فرصت­هایی را برای برابری و قدرت­بخشی و نیز انقیاد زنان به­وجود آورده است. مقالۀ حاضر با استفاده از روش­های تحلیل متنی در فضای مجازی به­دنبال فهم نوع مواجهه و گفتگوی کاربران ایرانی نسبت به مقولۀ زیبایی و آثار فرهنگ دیجیتال بر درک و نمایش آن است. یافته­ها در مجموع بیانگر غلبه نگرش­های فردگرایانۀ کاربران نسبت به بدن خویش است. با این حال اهمیت تمایز در جامعۀ ایرانی و نیز استانداردهای زیبایی تحمیل­شده از طرف خانواده و محیط کار (فشار و رقابت ناشی از تنگنای ازدواج و نیز فضای شرکت­های خصوصی)، زنان ایرانی را متمایل به کلیشه­های زیبایی ساخته است. ارائۀ مداوم محصولات جدیدتری برای تکمیل زیبایی و نیز نداشتن سرمایۀ مادی کافی برای ایجاد سرمایۀ فرهنگی جسمانی سبب اضطراب مداوم و بسط علاقه به زیبایی شده است؛ مردان، قومیت­ها و حتی افرادی که دچار نقص­هایی هستند نیز می­توانند خود را زیبا بدانند، اما همچنان مخرج مشترک زیبایی، ارزش­های طبقۀ متوسط و تبلیغ الگوهای آن توسط فرهنگ مصرفی مسلط غربی صورت می­گیرد. در فضای مجازی ایرانی، مصرف آشکار و فزایندۀ زیبایی و یا مقاومت­ در برابر آن در هم ­تنیده­اند و انواع هویتی متناقضی را بوجود آورده است.
واژگان کلیدی: زیبایی، سرمایۀ زیبایی، زیبایی استاندارد، اضطراب زیبایی، دموکراسی زیبایی، بریکولاژهای زیبایی

روش شناسی علوم اجتماعی

چیستی، چرایی و آسیب‌شناسی نظامی‌سازی پلیس

صفحه 159-194

https://doi.org/10.22054/qjss.2025.84925.2872

سعیده سلیمانی، عظیم آقابابایی طاقانکی

چکیده نظامی‌سازی پلیس به عنوان سازوکار مقابله با جرایم پیچیده، سازمان‌یافته و تهدیدات امنیتی، در سال‌های اخیر مورد توجه بسیاری از کشورها از جمله ایران به‌خصوص در سیاست‌جنایی افتراقی امنیت‌مدار در برخی جرایم خاص، قرار گرفته است. این پژوهش، به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، با بررسی مبانی، دلایل و پیامدهای اجتماعی-سیاسی نظامی‌سازی پلیس و با تکیه بر مطالعه‌ی پژوهش‌های انجام شده بر روی پلیس نظامی کشورهایی مانند ایالات متحده، مکزیک و ایران انجام شده است. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهند اگرچه موافقان، مزایایی همچون پاسخ سریعتر به تهدیدات مسلحانه، افزایش بازدارندگی از جرم و تقویت امنیت روانی را مطرح میکنند، اما نظامی‌سازی پلیس در عمل با پیامدهای بسیاری همراه است. ازجمله این پیامدها می‌توان به افزایش خشونت متقابل بین پلیس و شهروندان، کاهش محبوبیت نهادهای انتظامی، تضعیف اعتماد عمومی و تشدید شکاف‌های طبقاتی اشاره کرد. همچنین، تجهیزات نظامی پرهزینه و تمرکز بر راهکارهای سرکوبگرانه، نه‌تنها در کاهش نرخ جرایم موفق نبوده، بلکه کیفیت دموکراسی و مشروعیت سیستم عدالت کیفری را تحت تأثیر قرار داده است. نتایج این پژوهش بیانگر ضرورت بازنگری در سیاستهای امنیتی و اولویتدهی به تعادل بین امنیت و حقوق شهروندی و استفاده از برنامه‌های اجتماع‌محور، فرهنگ‌محور و اقتصادمحور است.

جامعه شناسی

برساخت معنا پیرامونِ محلۀ جعفرآباد

صفحه 195-230

https://doi.org/10.22054/qjss.2025.78460.2766

سیاوش قلی پور، نادر امیری، زیبا احمدی

چکیده این مقاله فرآیند برساخت معنا در محله جعفرآباد در کلانشهر کرمانشاه را بررسی می‌کند. چهارچوب نظری پژوهش مبتنی بر آرای راب شیلدز در باب «فضاسازی اجتماعی» است. روش پژوهش مردم‌نگاری و فنون گردآوری داده‌ها شامل مصاحبه و مشاهده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که فقر تأسیسات زیرساختی و خدماتیِ محله به همراه فعالیت‌های گوناگون اهالی در زندگی روزمره سبب نوعی «فضاسازی اجتماعی» پیرامون محله شده است که ایماژه‌های متعددی آن را پشتیبانی می‌کنند. 1. مواجهه جعفرآبادی‌ها با لات‌ها در ابتدای شکل‌گیری محله سبب برساخت اسطوره-فضای «تهور» و «شجاعت» در محله شد؛ 2. نزاع‌های دسته جمعی مکرر به مرور مفهوم «خشونت» را نیز بدان اضافه کرد. 3. کمبود فضاهای عمومی به همراه کوچه نشینی زنان، سبب ظهور ایماژه‌ «روستایی» در محله شد. 4. در چهار دهۀ اخیر اقتصاد پویا و خودبنیادی در حوزۀ ضایعات، فروش دام و فروش مرغ در محله پا گرفتند که به لحاظ ریخت‌شناسی چهره محله را نازیبا کردند. بنابراین به مرور معانیِ محلۀ «خودبنیاد و پویا»، «آشفتگی منظر»، مردمان «سختکوش» و «خدمات ارزان و در دسترس» و «بهداشت ناکافی» در برخی معابر تجاری نیز به شبکه معانی قبلی اضافه گردید.