دوره و شماره: دوره 26، شماره 84، بهار 1398 
مطالعات زنان

موانع ارتقاء شغلی زنان در ایران: الزامات نقشی یا محدودیت‌های ساختاری (فراتحلیل کیفی مطالعات دهۀ اخیر)

صفحه 9-40

https://doi.org/10.22054/qjss.2019.33428.1842

علی جنادله، زهرا پویا

چکیده عدم تناسب حضور زنان در سطوح مدیریتی، با توزیع جنسیتی جمعیت و تحصیلات، زمینه‌ساز پژوهش‌هایی درخصوص بررسی موانع دستیابی زنان به سطوح مدیریتی شده است. در این مطالعه با بهره‌گیری از چارچوب کرومی، نظریه‌های مطرح درخصوص موانع ارتقاء شغلی زنان در دو دسته موانع درونی و بیرونی صورت‌بندی شده و سپس مطالعات تجربی داخلی صورت گرفته در این زمینه، طی بازۀ زمانی سال‌های 1385 تا 1395 براساس این چارچوب مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نظریه‌های موانع درونی به طور عمده، موانع دستیابی زنان به مناصب مدیریتی را در الزامات نقشی زنان و میزان دل‌بستگی شغلی آن‌ها جستجو می‌کنند. در مقابل، در نظریه‌های موانع بیرونی، بر عوامل نگرشی همچون کلیشه‌های جنسیتی و عوامل ساختاری همچون سقف شیشه‌ای و تبعیض جنسیتی تأکید می‌شود. روش تحقیق در این مطالعه فراتحلیل بوده و مطالعات مورد بررسی براساس جستجوی سیستماتیک در چهار پایگاه داده‌های علمی داخلی انتخاب شده‌اند. نتایج فراتحلیل 20 مطالعۀ انتخاب شده، نشان می‌دهد که یافته‌های این مطالعات در مجموع تأییدکنندۀ موانع بیرونی هستند. همچنین در برخی از مطالعات، تفاوت معنی‌داری بین زنان و مردان درخصوص ارجحیت موانع درونی یا بیرونی مؤثر بر دست‌یابی زنان به مناصب مدیریتی وجود دارد.

مطالعات زنان

چالش‌های زندگی خوابگاهی دانشجویان دختر در خوابگاه‌های دانشگاه‌های سراسری شهر تهران

صفحه 41-67

https://doi.org/10.22054/qjss.2019.44811.2139

نجمه گودرزی، فاطمه قاسم پور، سید مهدی اعتمادی فرد

چکیده یکی از قسمت‌های مهم زندگی دانشجویی، زندگی خوابگاهی است. با توجه به اینکه معتبرترین دانشگاه‌های ایران در شهر تهران متمرکز شده است، داوطلبان تلاش دارند تا پای خود را به دانشگاه‌های تهران باز کنند و با اقامت در خوابگاه‌های دانشگاهی فصل جدیدی از زندگی را آغاز کنند. در این پژوهش با رویکرد کیفی سعی در درک چالش‌ها و سختی‌های زندگی خوابگاهی در خوابگاه‌های دخترانه را داریم. کوشیده‌ایم که بدانیم دانشجویان دختری که در دانشگاه‌های تهران مشغول به تحصیل هستند با چه مشکلاتی دست و پنچه نرم می‌کنند. سبک زندگی خوابگاهی برای دختران مختصات و قوانینی دارد که سیاست‌های دانشگاه در آن دخیل است. در این فرصت با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمونی و با ابزار مصاحبه نیمه ساخت یافته و عمیق با 12 دانشجوی 21 تا 41 ساله سعی در درک مشکلات و دغدغه‌های آن‌ها داشتیم. از تحلیل مصاحبه‌ها ده مقوله اصلی استخراج شد که از میان آن‌ها می‌توان به زوال حریم خصوصی، تنگنای فراغت، فقدان عاملیت انتخاب، بازتولید نقش‌های جنسیتی، قانون به‌مثابه دال اعظم و ... اشاره کرد.

مطالعات فرهنگی

گرایش زنان به جراحی‌ زیبایی به مثابه مقبولیت اجتماعی (نمایش برخورداری از رفاه عینی)

صفحه 69-96

https://doi.org/10.22054/qjss.2019.45120.2136

رضا صفری شالی

چکیده مقاله حاضر با هدف مطالعه جامعه‌شناختی تعیین رابطه میان دو متغیر «پذیرش اجتماعی بدن» و «سرمایه فرهنگی» با «گرایش به جراحی زیبایی» انجام‌شده است. تحقیق به روش پیمایشی به اجرا درآمده است. جامعه آماری آن شامل کلیه زنان 15 تا 54 سال ساکن در شهر ملایر در سال 1394 است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 656 نفر است. نتایج توصیفی نشان می‌دهد که زنان در سطح زیاد تمایل به جراحی زیبایی (5/46) دارند. همچنین در سطح متوسط برخوردار از سرمایه فرهنگی (63/37) و در سطح متوسط و رو به بالا (7/39) طالب موردپذیرش قرار گرفتن هستند. نتایج رگرسیونی نشان داد که از بین متغیرهای مستقل، ابعاد سرمایه فرهنگی (سرمایه عینیت یافته، تجسم‌یافته، نهادی شده) و ابعاد پذیرش اجتماعی بدن (پذیرش عمومی، سازمانی، همسالان)، متغیرهای سرمایه عینیت یافته با مقدار بتای (51/0)، پذیرش اجتماعی عمومی (49/0)، سرمایه فرهنگی نهادی شده (26/0) و پذیرش همسالان (22/0) بیش‌ترین سهم را در تبیین متغیر وابسته داشته‌اند. در ضمن معادله پیش‌بینی میزان تمایل زنان به جراحی زیبایی می‌تواند 1/58 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کند. نتیجه نشان می‌دهد که بیشترین دلیل انجام جراحی زیبایی با اهداف مصرف تظاهری و برخورداری از رفاه عینی و دریافت مقبولیت اجتماعی است.

مطالعات زنان

روابط زناشویی از منظر زنان متأهل طبقه متوسط شهر تهران در سال 1397-1396

صفحه 97-125

https://doi.org/10.22054/qjss.2019.40081.2055

عاطفه آقایی، محمدتقی کرمی

چکیده فهم رابطۀ جنسی در این دوره تاریخی جز با تأمل در تاریخ شکل‌گیری جامعه مدرن و تغییر مفهوم عشق، رابطه و صمیمیت امکان‌پذیر نیست. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که زنان طبقه متوسط شهر تهران، به‌مثابه زنانی مدرن چه فهمی از روابط جنسی خود با همسرانشان دارند و آن را چطور معنا می‌کنند؟ در این مقاله از مفاهیم «رابطه ناب» ِ گیدنز و «عشق سیال» ِ باومن یاری گرفتیم و درنهایت برای تبیین مسأله تحقیق در سطح کلان به تاریخ سکسوالیته از منظر فوکو تکیه کردیم. همچنین برای پاسخ به سؤال تحقیق از روش پدیدارشناسی استفاده کرده و با 28 نفر از زنان طبقه متوسط شهر تهران در سال‌های 1397-1396 مصاحبه عمیق انجام دادیم. یافته‌ها نشان داد مشارکت‌کنندگان روابط جنسی با همسرشان را تحت مقوله‌های «وظایف زن»، «معامله با همسر»، «کنترل همسر»، «تضمین زندگی زناشویی» و «لذت دوجانبه» معنا کرده‌اند و موانع تحقق آن را «کم‌توانی جنسی مردان»، «ناآگاهی همسران از رابطه جنسی مناسب»، «سرخوردگی به دلیل ازدواج زودهنگام»، «عدم برقراری رابطه کلامی» و «روابط فرازناشویی مرد» می‌دانند. سازو کار‌های جبرانی زنان شامل «جبران مالی»، «روابط فرازناشویی» و «جایگزینی روابط عاطفی با دوستان» بوده است.

جامعه شناسی

تجربه زیسته دختران کار خیابانی؛ در بستر ملاحظات جنسیتی و تفاوت‌های قومیتی

صفحه 127-154

https://doi.org/10.22054/qjss.2019.42831.2105

زهرا میرحسینی، الهه قربانی

چکیده پدیده‌ی کودکان کار ازجمله مسائل اجتماعی است که در چند سال اخیر موردتوجه عده‌ی زیادی از محققین و پژوهشگران قرارگرفته، این در حالی است که در بسیاری مواقع این تحقیقات با غفلت از دختران کار صورت پذیرفته است؛ در این پژوهش تلاش شده تا با استفاده از روش تحقیق کیفی و انجام مطالعات پدیدارشناسانه، تجربه‌ی زیسته‌ی دختران کار مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. بدین منظور با 23 دختر 6 تا 16 ساله که تجربه‌ی زیسته‌ی مشترک کار و زندگی در خیابان دارند، مصاحبه‌های عمیق کیفی شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، درک و توصیف دختران از کار درخیابان و فهم روایت‌های آن‌ها در چهار مضمون اصلی «ویژگی‌های زمینه‌ای و قومیتی»، «سنخ‌شناسی فعالیت‌های روزمره مبتنی بر جنسیت»، «حیطه‌های فضایی و مکانی کار» و «مهارت‌ها و ترفندها» قابل مقوله‌بندی است. همچنین یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، زمینه‌ها و بسترهای کار دختران در خیابان، در چهار مقوله‌ی «زندگی در خانواده‌های از هم گسیخته»، «فرودستی و درماندگی»، «کار دختران به‌مثابه حمایت از خانواده» و «استثمار مضاعف و کنترل شدید دختران کار» قابل مقوله‌بندی است.

جامعه شناسی

خود زنانه در گذار به زنانگی هژمون؛ فهم بدن زنانه و روایت تنش‌های تجربه‌شده زنان ایرانی مهاجر در فرانسه

صفحه 155-187

https://doi.org/10.22054/qjss.2019.36624.1953

طاهره خزائی

چکیده هدف این پژوهش فهم تجربه‌ی زن ایرانی مهاجر از بدن زنانه و هنجارهای پوششی او در فرانسه است. چارچوب مفهومی پژوهش بر رویکرد جامعه‌شناسی تفهمی کنشگر در سنت وبری بنا شده و با بهره‌گیری از روش پژوهش تفهمی و تحلیل مضمونی، بر اساس گفتگوهای نیم ساختاریافته‌ی عمیق با ۲۴ زن ایرانی 42-26 ساله باتجربه‌ی بین 15-1 سال زندگی در فرانسه نوشته شده است. تجربه زنان مهاجر نشان‌دهنده‌ی چهار گونه فهم متفاوت آن‌ها از بدن زنانه‌شان یعنی، بدن زنانه به‌عنوان ابژه‌ی زیبایی‌شناختی، جنسی، پیش‌پاافتاده و بی‌اهمیت و رهایی‌بخش و همچنین، به‌کارگیری سه راهبرد ادغام، تمایز و نیز خاص‌بودگی از دیگری در آزمون مهاجرت است. این زنان در گذار به‌سوی زنانگی هژمون، در نشانه‌گذاری‌های پوشش خود، بر طیفی از سازگاری تا درهم‌آمیختگی همساز میان نشانه‌ها و هنجارهای ناهمگون پوششی ایرانی و فرانسوی را تجربه می‌کنند.

مطالعه‌ی تله بی‌قدرتی در فرآیند یک بیماری هویتی (مورد کاوش: زنان مبتلا به اچ آی وی/ ایدز در شهر کرمان)

صفحه 189-209

https://doi.org/10.22054/qjss.2019.44784.2131

داریوش بوستانی، فاطمه حیدری نژاد

چکیده هدف از انجام این مطالعه بررسی جامعه‌شناختی زنان مبتلا به بیماری اچ آی وی/ ایدز با رویکرد امیک است. این پژوهش از روش پژوهش نظریه زمینه‌ای بهره می‌برد. میدان مطالعه نیز شهر کرمان است و مشارکت‌کنندگان نیز زنان مراجعه‌کننده به مرکز مشاوره بیماری رفتاری مرجع شهر کرمان است. داده‌ها به‌وسیله تکنیک مصاحبه‌ی متوالی عمیق با پانزده زن جمع‌آوری گردید. تجزیه‌وتحلیل داده­ها منجر به خلق پنج مقوله و یک مقوله هسته گردید که عبارت‌اند از: طرد حمایت، گسست زندگی‌نامه‌ای، حقوق بیمار در ابهام، بی‌قدرتی مضاعف و از دست دادن خود. مقوله هسته نیز عبارت است از: تله بی‌قدرتی زنان در فرایند یک بیماری هویتی. به‌طورکلی یافته‌ها نشان می‌دهند که بی‌قدرتی زنان نتیجه طرد و گسست زندگی‌نامه‌ای آن‌هاست درروند بیماری است. همچنین بی‌قدرتی در همراهی با بی‌قدرتی جنسیتی، منجر به ضعف عاملیت بیمار در فرآیند بیماری می‌شود.