دوره و شماره: دوره 23، شماره 75، زمستان 1395، صفحه 1-194 

سخن آغازین

صفحه 1-3

https://doi.org/10.22054/qjss.2017.7591

محمدحسین پناهی

چکیده  
 
 
 
 
 
 
 
سخن آغازین
 
اززمانیکهدولت- ملتهمراهباشکل‌گیریمدرنیتهدراروپاتشکیلشد، یکیاز مهمترینموضوعاتمورد مطالعهعلومسیاسی مدرن و جامعهشناسی سیاسی رابطه متقابلدولتوملتبودهاست. باشکل­گیریدولت-ملت درجوامع غیراروپایی در قرون 19 و 20،  موضوعِنوعمناسبرابطهمتقابلدولتو ملت  اولویت بیشتری پیدا کرد. البته باید توجه داشت که با وجود اختلافات شرایط تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جوامع بشری، تکوین دولت ملت در جوامع مختلف دینا فرایندیکسانی نداشته است، بلکهانواعدولت- ملت‌هاباویژگی‌هایمختلفتشکیلشدهاست. بعلاوه، دراغلبکشورهایبهاصطلاح «جهان سومی» یا «در حال توسعه» در فرایند تکوین دولت- ملت‌هاعلاوهبرعواملنامساعد داخلی، عوامل خارجینیزاثرگذاشتهو سبب شدهدولتایجادشده رابطهمتوازنومتناسبیباملتوسایرنهادهایاجتماعی برقرار نکردهو انواعکژریختی‌ها، ناکارکردی‌هاوکژکارکردی‌هارابه وجودآورد. در نتیجه، به سبب فرایند مختلف تکوین و اختلاف در شرایط اجتماعی- تاریخی دولت- ملت‌ها، نمی­توان بطور کلیشه‌ای رابطه مناسب یکسانی بین همه دولت‌ها و ملت‌ها یافت و آن را برای همه دولت- ملت‌ها تجویز کرد؛ بلکه باید برای هر دولت- ملتی متناسب با شرایط خاص آن جامعه موضوع مورد مطالعه قرار گرفته و روابط مناسب و کارآمدی شناسایی و تجویز گردد.  
 
این وضعیت شامل تکویندولت- ملتدرایراننیز می­باشد. عوامل داخلی نامساعدوعواملخارجیمداخله­گرسببشده­اندرابطهمتقابل دولتوملتدر ایران درابعادمختلفسیاسی،اقتصادی،فرهنگیواجتماعی متوازنومتناسبنباشد. در دورهپهلویشکافبزرگ و رابطه ناکارآمدیبیندولتوملت درهمهزمینه­هاوجود داشت،کهسبببحرانمشروعیترژیم پهلویودرنهایت انقلاباسلامیوسقوط آنشد. پسازانقلاباسلامیبادگرگونی‌هاو اصلاحاتیکهدراینرابطهانجامشد رابطهدولتوملتهماهنگ­ترو متوازن­ترگردید. امابخشیاز کژریختی‌هاو کژکارکردی‌هایِدورهقبلبه دورهجدیدمنتقلشدهوعواملداخلیوخارجیِجدید نیزبهآنافزوده شده،وسببشدهاستکههنوزدربعضیاززمینه­هارابطهمتقابل دولتو ملتوسایرنهادهایاجتماعیومدنیکارآمدیلازمرانداشتهوشکاف‌هایی وجودداشتهباشد،ودر نتیجهآنآسیب­هایجدیدربعضیاززمینه­های اقتصادی، سیاسی،فرهنگیواجتماعیبه وجودآید،کهلازماستبا بررسیومطالعهعالمانهو واقع بینانه اینروابطازمنظرعلوماجتماعی مختلفشکاف‌هایموجودشناختهشدهو راهکارهایمناسبجهترفع وکاهشآنهاپیشنهادشود. ازآنجاکه، همچنان که اشاره رفت،برایشناختوضعیتاینروابطو راهکارهایکارآمدجهترفعآنهافرمول استانداردوازپیش ساختهشده مناسبیوجودندارد،ضرورتدارداندیشمندانعلوم اجتماعیمختلف کشورباپژوهشورهیافتودیدگاه‌هایبومیموضوعرابررسی کردهو پیشنهادهایکاربردیوقابلاجرادرشرایطایرانمطرحکنند،ومسئولان جامعهنیزبابه­کارگیریراهکارهایپیشنهادیوانجاماصلاحاتلازم، هماهنگی، توازن،وهمدلیوهمزبانیبیشتریبیندولتودولتمرداناز یکطرف،وملت، شهروندان و نهادهای اجتماعیازطرفدیگربرقرارکنند،تاآسیب‌های اجتماعیموجود، ازجملهفقر،بیکاری،اعتیاد،فسادوغیرهکهغالباًنتیجه اینشکاف‌هااستکاهشیافتهوکیفیتزندگیمادیومعنویملت صبوروبردبارایرانافزایشیابد.
 
همایش «بررسی نظری و عملی روابط دولت و ملت در ایران» به این منظور برگزار گردید که  نخبگان علمی کشور به این موضوع مهم توجه خاصی نموده و در این زمینه تامل و تفکر و تحقیق کنند تا شناخت بهتری از نوع روابط موجود دولت و ملت در ایران حاصل شود، شکاف‌ها و آسیب های احتمالی موجود شناخته شود، و سیاست‌های مناسبی برای ترمیم و اصلاح و کارآمد کردن این روابط پیشنهاد شود. این ویژه نامه فصلنامه علوم اجتماعی حاوی تعدادی از مقالات ارائه شده در همایش است، که امید است بتواند حساسیت بیشتر متخصصان کشور را به این موضوع اساسی جلب کند، تا علاوه بر ملاحظه تنوع موضوعات موجود در این زمینه و بهره‌برداری از این مقالات، تحقیقات بیشتری را در این حوزه به انجام رسانند. بدیهی است که سایر مقالات ارائه شده در کنفرانس در مجموعه مقالات کنفرانس به طبع خواهد رسید.
 
 
 
                                                 دکتر محمد حسین پناهی
 
                                             مدیر مسئول فصلنامه علوم اجتماعی
 
                                       و دبیر همایش بررسی نظری و عملی رابطه دولت و ملت در ایران 
 

روابط دولت و ملت در فرمان مشروطیت

صفحه 5-36

https://doi.org/10.22054/qjss.2017.7592

علیرضا ملائی توانی

چکیده  
 
روابط دولت و ملت در فرمان مشروطیت
علیرضا ملائی توانی*
                                                                                                                 تاریخ دریافت: 15/10/94
                                                                                                                                                 تاریخ پذیرش: 20/3/95
 
چکیده
فرمان مشروطه نخستین متن رسمی معاصر در تعریف مناسبات دولت و ملت در تاریخ ایران است که به تغییر روابط دولت و ملت و نیز دگرگونی نهادهای سیاسی منجر شد و دوره تازه‌ای را در حیات و پویش سیاسی ایرانیان رقم زد. از سه فرمان صادر شده، دو فرمان نخستین با اعتراض مشروطه‌خواهان لغو شد، اما فرمان سوم مورد تأیید قرار گرفت. به دنبال آن تحصن در سفارت و مهاجرت علما پایان یافت. اما مسئله این است که چرا سه فرمان متفاوت صادر شد و بر سر محتوای آن‌ها کشمکش درمی‌گرفت؟ نوع و ماهیت مناسباتی که این فرمان‌ها در روابط دولت و ملت رقم می‌زدند چه بود؟ این مقاله با تحلیل مضمون این فرمان‌ها و بررسی مناسبات قدرت بین دولت و ملت، به این نتیجه می‌رسد که راز اصلی صدور سه فرمان متفاوت جدال بر سر تعیین جایگاه ملت در متن این سند مهم و تعیین نوع رابطه دولت و ملت در متن این فرمان‌ها بود که برای نخستین بار حق ایرانیان را برای مشارکت در قدرت به رسمیت می‌شناخت.



*دانشیار تاریخ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.        alireza mollaiynet@yahoo.com

رابطه دولت و جامعه روستایی در دوره نوگرایی، نقد سیاست‌گذاری‌های توسعه در ارتباط با جامعه روستایی

صفحه 37-69

https://doi.org/10.22054/qjss.2017.7593

محمود جمعه پور

چکیده چکیده
جایگاه کنونی و وضعیت موجود جامعه روستایی، را می‌توان برآیند روابط کارکردی و عملکردی این جامعه در ارتباط با عوامل بیرونی یعنی دولت و شهر دانست که به دگرگونی نهاد اجتماعی، اقتصادی و تولیدی روستا منجر شده است. در این روند دگرگونی جامعه روستایی سنتی از یک جامعه بسته، خودکفا، خودگردان و تاب آور، مبتنی بر تولید و ارزش کار، همکاری جمعی و نهادهای مشارکتی و محلی به جامعه‌ای غیر سنتی، وابسته، مصرفی، آسیب‌پذیر، بر محور فردگرایی و ارزش پول با نهادهای رسمی تبدیل‌شده است. ایده این مقاله بررسی و نقد جریان حرکت از جامعه سنتی به جامعه شبه مدرن و ضرورت اصلاح مسیر حرکت به‌سوی جامعه پایدار اکولوژیک است. این روند در چارچوب رابطه دولت و ملت در قالب مفاهیم حکمروایی محلی، حاکمیت دولتی و حکمروایی خوب موردبحث و بررسی قرار می‌گیرد. به نظر ما جریان کارکردی و عملکردی جامعه در ارتباط با دولت، جریان انتقال از حاکمیت محلی به حاکمیت دولتی است. برای تغییر وضعیت موجود و ایجاد جامعه مطلوب باید به‌سوی حکمروایی خوب حرکت کنیم. مبنای نظری این بحث در ایده حکمروایی خوب و دیدگاه‌های اجتماعی و اکولوژیک برای ایجاد جامعه پایدار اکولوژیک است. روش این مقاله بررسی روند و توصیف و تحلیل مبتنی بر آرا و دیدگاه‌های نظری و تجارب عملی است

معضله پدیده حاجب در رابطه مردم و نخبگان سیاسی در ایران ابراهیم برزگر

صفحه 71-92

https://doi.org/10.22054/qjss.2017.7594

ابراهیم برزگر

چکیده  
جامعه در یک تقسیم‌بندی به دو طبقه سیاسی حاکمان و حکومت‌کنندگان و طبقه غیرسیاسی حکومت شوندگان تقسیم می‌شود. روابط این دو همواره یکی از پرسش‌های پایدار و همیشگی فلسفه سیاسی و علوم سیاسی بوده است. روابط موجود بین مردم و حاکمان موضوع جامعه‌شناسی سیاسی و روابط مطلوب آنان موضوع فلسفه سیاسی بوده است. حتی در مقاطعی از تاریخ که حاکمان اخلاقی به قدرت رسیده‌اند و کوشیده‌اند که این رابطه را بسامان کنند؛ در کشاکش محذورات عینی واقعیت‌های تلخ به‌ناچار واقعیت‌های خشن خود را بر هنجارهای اخلاقی غالب نموده‌اند و به‌سرعت ماه‌عسل رابطه موقت مناسب حاکمان و مردم به پایان رسیده است. روابط بهینه حاکمان با مردم موجب کسب آگاهی‌های شناختی از وضعیت مردم و کاستی‌های آنان یا رضایت آنان (بینشی) و موجب درک احساس و عواطف؛ دعا یا نفرین آنان و درد و رنج و شادی آنان می‌شود (گرایشی). این دو پیش‌نیاز موجب می‌شود تا سیاستمداران در رفتار سیاسی معطوف به رعیت (یعنی کسانی که مراعات حال آنان از سوی حکومت لازم است) رفتار معقول و مناسبی از خود بروز دهند.
این نوشتار می‌کوشد تا روابط مردم و حاکمان را در تاریخ ایران و اسلام بررسی و با آسیب‌شناسی، راه‌کارهای مناسب ارائه دهد. روش جمع‌آوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و روش تجزیه‌وتحلیل، تحلیل محتوای کیفی و تفسیری است.

سیاست اجتماعی در ایران، شکاف دولت – ملت

صفحه 93-118

https://doi.org/10.22054/qjss.2017.7595

معصومه قاراخانی

چکیده سیاست‌های اجتماعی با تأمین رفاه و تحقق عدالت اجتماعی، نقش «ملات اجتماعی» را داشته و یکی از ابزارهای پیوند میان دولت و ملت هستند. سیاست اجتماعی در طیف گسترده‌ای از رژیم‌های سیاسی از اقتدارگرا تا دموکراتیک تجربه شده است و تنها محدود به دولت‌های رفاه نیست. با توجه به این پیش فرض که توسعه سیاست اجتماعی به عنوان بخشی از وظایف نظام سیاسی برای ایجاد عدالت توزیعی و عدالت رویه‌ای در کنار خصلت پاسخگویی و کارایی، می‌تواند به عنوان یکی از ابزارهای پیشران دولت ملت‌سازی در ایران تلقی شود، پرسش مقاله این است که آیا سیاست اجتماعی در ایران ظرفیت پیشران دولت ملت سازی را داشته است؟ برای پاسخ به این پرسش با استفاده از روش کیفی و تحلیل تطبیقی داده‌های ثانویه بر مسئله‌مندی سیاست اجتماعی در ایران هم در گفتمان نظری و هم کاربردی اشاره می‌شود.  این تحلیل نشان می‌دهد  در شرایطی که دولت وظیفه تأمین خدمات اجتماعی و رفاهی برای تحقق شهروندی اجتماعی را دارد، با وجود یک سیاست اجتماعی که «رهاشده»، «روزمره» و دچار «عدم‌توازن» است، کارایی نظام سیاسی در وظایف حکمرانی‌اش مخدوش شده و به طور بالقوه چالشی برای مشروعیت نظام سیاسی خواهد بود. وضعیتی که با کاهش تأمین خدمات اجتماعی، به تعمیق شکاف میان دولت و ملت  انجامیده و فرایند دولت ملت‌سازی در ایران را با تأخیر و دشواری روبرو کرده است.

بررسی تطبیقی وضعیت اجتماعی زنان در دولت‌های دو دهه اخیر

صفحه 119-150

https://doi.org/10.22054/qjss.2017.7596

سعیده امینی

چکیده  
در هم تنیدگی امر سیاسی و اجتماعی، نیروهای اجتماعی را به عرصه سیاست پیوند می‌دهد. زنان از مهم‌ترین نیروهای اجتماعی‌اند، در ایران پس از انقلاب اسلامی، دولت‌های مختلف تلاش‌هایی در حوزه‌های مختلف اجتماعی- فرهنگی در رابطه با زنان صورت داده‌اند. مقاله حاضر در صدد است تا به بررسی وضعیت اجتماعی زنان در عرصه مدیریت مناصب دولتی، اشتغال و بیکاری، آموزش و تحصیلات و سرپرستی خانوار از دولت‌های پنجم تا یازدهم جمهوری اسلامی ایران بپردازد. برای نیل به این هدف از روش تحلیل ثانویه استفاده شده و نتایج ذیل حاصل گردیده است؛ حضور زنان در عرصه مدیریت مناصب دولتی طی دو دهه روند صعودی داشته اما این رشد در سطوح پایه و میانی مدیریت بوده است. از نظر اشتغال وضعیت زنان در دهه هفتاد نسبتاً بهتر از دهه هشتاد بوده و روند بیکاری برای زنان از دهه 80 سیر صعودی داشته است. از سوی دیگر روند اشتغال و تحصیلات زنان هماهنگ با یکدیگر پیش نرفته است. تحصیلات و اشتغال زنان در دوره دوم آقای خاتمی و دوره اول آقای احمدی نژاد از وضعیت بهتری نسبت به دوره‌های قبل و بعد برخوردار بوده است و پیش از این دوره زمانی اشتغال بر تحصیلات پیشی گرفته و از دوره دوم آقای احمدی نژاد تا دولت آقای روحانی این روند معکوس شده و تحصیلات از اشتغال سبقت گرفته است.در عرصه سرپرستی خانوار، درصد زنان سرپرست خانوار از 7.5 درصد در دولت اول آقای‌هاشمی رفسنجانی به 12.9 درصد در دولت آقای روحانی رسیده است و طی این دوره زمانی هویت زنان سرپرست خانوار دستخوش تحول شده است بطوری که طی یک دهه اخیر عمده زنان سر پرست خانوار را زنان خودسرپرست و بی همسر در اثر طلاق تشکیل داده‌اند.

مطالعه تطبیقی قدرت دولت – ملت در کشورهای در حال گذار

صفحه 149-176

https://doi.org/10.22054/qjss.2017.7597

مهدی مالمیر

چکیده  
چکیده
در این مقاله تلاش می‌شود تا با ارائه یک مدل عمومی و تکیه بر مفهوم چندبعدی قدرت، میزان قدرت عاملیت دولت و قدرت عاملیت ملت اندازه‌گیری و رابطه دولت-ملت بر مبنای آن مشخص گردد. با استفاده از الگوی شکاف قدرت سعی شده است که جایگاه کشورهای در حال گذار اقتصادی و سیاسی بر روی یک پیوستار درجه‌بندی گردد. در یک سر این پیوستار کشورهای با شکاف حداقلی قرار دارند و در سر دیگر کشورهایی هستند که پیوستگی ضعیف و شکننده‌ایی بین دولت و ملت آن‌ها وجود دارد.
همچنین با استفاده از فضای خاصیت طراحی شده بر مبنای دو بعد قدرت دولت و قدرت ملت، الگوهای متفاوتی از رابطه بین دولت و ملت در کشورها شناسایی شده است. این مقاله در واقع بدون این که بخواهد ادعای علت کاوی الگوهای متفاوت رابطه دولت ملت را داشته باشد، یک مقاله توصیفی است در پاسخ به این سؤال که چگونه می‌توان رابطه دولت با ملت را به صورت تجربی و کمّی به توصیف کشید