زمینههای نهادی بروز نگرانی در تجربه زیسته ایرانیان -وحید شالچی*
صفحه 1-47
چکیده روند تحولات در جامعه ایرانینشان از پررنگ شدن «نگرانی» در زیست جهان ایرانیان دارد. ما جامعهشناسان به نگرانی درباره مسائل اجتماعی خو گرفتهایم اما اینک این خود نگرانی است که تبدیل به مسئله شده است. مراحل اصلی چرخه زندگی بهویژه پس از نوجوانی در ایران امروز بهگونهای روزافزون نگران زا گردیده است. کنکور، شغل یابی، ازدواج، خرید مسکن، فرزند زایی، تربیت فرزند، سلامتی، بازنشستگی، مرگ و.... در تجربه معاصر ایرانیان با نگرانیهایی زیادی همراه است که امنیت روانی را سلب نموده و اخلاق فردی و اجتماعی را به مخاطره انداخته است. این مقاله با بهرهمندی ازنظریات باربالت، بک، گیدنز و باومن در پی تبیین زمینههای ساختاری ایجاد نگرانی است. روش این مقاله تحلیل ثانویه است و از آمارها و دادههای نهادی موجود استفاده مینماید. به نظر میرسد در ایران «تزلزل نهادی» زندگی را پیشبینیناپذیر و نگرانکننده ساخته است. مقاله با مرور شاخصهایی در نهادهای مهم کشور مانند اقتصاد، خانواده
و بوروکراسی نشان میدهد که چگونه این ساختارها زندگی روزمره را پیشبینیناپذیر ساخته و از اینرو سبب ناامنی هستی شناختی گشتهاند. ناامنی هستی شناختی نگرانی را در تجربه زیسته ایرانیان تشدید کرده است. این وضعیت نگران زا را فقدان نهادها و سازمانهای رفاه اجتماعی کارآمد تشدید کرده است.
تحلیل جامعهشناسی حوزه عمومی در ایران پس از انقلاب (1357-1394) -محمدتقی سبزهای
صفحه 48-89
چکیده هدف اصلی مقاله حاضر معرفی و تحلیل جامعهشناختی ابعاد، مؤلفهها، کارکردها و آسیبهای حوزه عمومی ایرانی است. چارچوب نظری مقاله بر نظریههای ارسطو، جان راولز، چارلز تیلور، هانا آرنت، اُلریش رُدل، کُنتن فرانکن برگ، هلموت دُبیل، یورگن هابرماس، آندره آرهتو و جان کوهن استوار است. روششناسی این مقاله مطالعه کتابخانهای، خوانش تاریخی و استناد به شواهد، دادهها و آمارهای تجربی معتبر و مطالعات تاریخی معاصر است.نتایج این مطالعه نشان میدهد حوزه عمومی در ایران وجود دارد و از مکانهای عمومی، «فضای اجتماعی واقعی» (رسانههای جمعی داخلی و خارجی و مطبوعات) و «فضای مجازی» (اینترنت و شبکههای اجتماعی جدید)، فضای گفتمانی، فضایی برای فعالیت نهادهای غیردولتی و فضای کنشگری اجتماعی (جنبشهای اجتماعی و تظاهرات خیابانی) تشکیل شده است. مهمترین کارکردهای حوزه عمومی ایرانی شکلگیری و تنویر افکار عمومی، کنشگری محدود در قالب جنبشهای اجتماعی و تظاهرات خیابانی و فعالیت محدود برخی از سازمانهای مردم نهاد است. حوزه عمومی از محدودیتهایی رنج میبرد: از سوی دولت نظارت میشود، بر روی همه اقشار و گروههای گوناگون اجتماعی، بهویژه زنان، و برای طرح همه موضوعات باز نیست، تا اندازه انحصاری و ایدئولوژیک است، خواستها و نیازهای چندفرهنگی جامعه ایران را نمایندگی نمیکند و انعکاس دهنده صدای مردم به دولت و مجلس نیست. با وجود این، حوزه عمومی ایرانی روز به روز رشد میکند و از کنترل دولت خارج و متکثرتر میشود و نقش و اهمیتش در سیاست افزایش مییابد
الگوی رفتار اشتراک دانش در شبکه اجتماعی
صفحه 90-125
https://doi.org/10.22054/qjss.2016.4851
سید علی اکبر افجه، اردشیر انتظاری، نجمه سادات مرتجی
چکیده چکیده
شبکههای اجتماعی و مشارکت، مفاهیمی بهشدت رایج در جهان معاصر بهویژه در میان دانشگاهیان است. اهمیت اشتراک دانش در این است که موجبات یادگیری را فراهم می سازد. در این میان نقش یادگیری به عنوان ظرفیتی بالقوه برای ایجاد توسعه پایدار جوامع انسانی در عصر فناوری دیجیتالی مورد توجه است. در این میان نقش یادگیری به عنوان ظرفیتی بالقوه برای ایجاد توسعه پایدار جوامع انسانی در عصر فناوری دیجیتالی مورد توجه است. هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی رفتار اشتراک دانش دانشجویان در شبکه اجتماعی است. این پژوهش از نوع توصیفی- اکتشافی است و از روش پیمایش الکترونیک بهره مند است. 203 نفر از اعضای شبکه اجتماعی از جمعیت آماری شبکه اجتماعی دانشگاه تهران نمونه اتفاقی این پژوهش را تشکیل می دهد. پرسشنامه استاندارد رفتار اشتراک دانش از دو طریق ارسال ایمیلی و نمایش لینک پرسشنامه بر روی صفحه وب شبکه اجتماعی در مدت زمان 3 ماه و در دو نوبت توزیع گردید. برای بررسی کفایت حجم نمونه از شاخص KMO استفاده شده است. داده های به دست آمده از پیمایش، توسط تحلیل عاملی تاییدی با استفاده از نرم افزار LISREL مورد پردازش قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که به ترتیب عوامل گروهی، عوامل فردی و عوامل محیطی بر اشتراک دانش دانشجویان در شبکه اجتماعی اثرگذار هستند. بعلاوه، از عوامل گروهی: ارتباطات؛ از عوامل فردی: نگرش به منظور اشتراک دانش؛ و از عوامل محیطی: عامل محیط فرهنگی (آموزشی) بیشترین تاثیرگذاری را بر رفتار اشتراک دانش دانشجویان در شبکه اجتماعی داشته اند.
بررسی نگرش نسبت به ادامه تحصیل پس از ازدواج و تأثیر آن بر تصمیم گیری درباره فرزندآوری (مطالعه زنان در شرف ازدواج شهرستان نیشابور)
صفحه 126-162
https://doi.org/10.22054/qjss.2016.4850
زهرا شاه آبادی، حسن سرایی، فریده خلج آبادی فراهانی
چکیده هدف این مقاله، تعیین نقش نگرش نسبت به تحصیلات و تصمیم به ادامه تحصیل بر تصمیم گیری درباره فرزندآوری در بین زنان در شرف ازدواج شهرستان نیشابور می باشد. روش تحقیق: این مقاله بر اساس داده های یک پیمایش بر روی 415 نفر از زنان در شرف ازدواج 10 تا 39 ساله که برای انجام آزمایشات و شرکت در کلاس های مشاوره ی قبل از ازدواج در آبان و آذرماه سال 1392 به آزمایشگاه مرجع سلامت این شهرستان مراجعه نموده و ازدواج اول آنها بوده، صورت گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای ساخت یافته است. متغیر وابسته قصد فاصله گذاری از ازدواج تا تولد فرزند اول، متغیر مستقل نگرش نسبت به تحصیلات و قصد ادامه تحصیل و متغیرهای مخدوش کننده عبارتند از مقیاسهای نگرشی و برخی متغیرهای جمعیت شناسی.
یافته ها: نگرش زنان نسبت به تحصیلات و تصمیم آنها درخصوص ادامه تحصیل پس از ازدواج بعنوان یک متغیر مهم و تأثیرگذار بر قصد فاصله گذاری از ازدواج تا تولد فرزند اول می تواند در برنامه ریزی ها مورد توجه قرار گیرد. چرا که نگرش مثبت زنان نسبت به تحصیلات و تصمیم آنها برای ادامه تحصیل پس از ازدواج به رقم سن پایین ازدواج در جامعه ی مورد بررسی، رفتار باروری را از طریق فاصله گذاری بین ازدواج تا تولد فرزند اول تحت تأثیر قرار می دهد. به عبارتی تداخل بوجود آمده بین تحصیلات زنان و باروری آنها معمولاً با فاصله انداختن از ازدواج تا تولد فرزند اول پاسخ داده می شود که این پاسخ مستقیماً بر میزان و رفتار باروری جامعه مورد نظر اثر می گذارد. بنابراین سیاست های جمعیتی اگر بتوانند برنامه هایی را اجرایی کنند که موجب سازگاری نقش مادری با ادامه تحصیلات زنان پس از ازدواج شود می توانند بسیار مؤثرتر باشند.
آسیبشناسی تاریخی- اجتماعی کار در ایران - مهدی عباسی
صفحه 163-192
چکیده کهن قاره آسیا بهویژه خاورمیانه و ایران از نخستین جوامع تولیدکننده جهان بودهاند و به همین نسبت دارای فرهنگ تولیدی و بخشی از آن فرهنگ کار پیچیده بودهاند. اما باوجود چنین به نمایش گذاردن پیوسته تجدید حیات مناسبات اقتصادی و اجتماعی، در دوران معاصر این وضعیت با رکود شگفتآوری مواجه شده است. این وضعیت رکود در آثار نویسندگان ایرانی با تعابیر متفاوت و از منظرهای گوناگون صورتبندی و بازنمایی شده است که این امر حاکی از اهمیت داشتن این مسئله و ضرورت توجه به شناخت زمینه و بسترهای گوناگون نضج این وضعیت میباشد.
در مقاله حاضر که مبتنی بر تحقیق کیفی است با استفاده از مصاحبه با برخی از استادان علوم اجتماعی به بررسی زمینههای اجتماعی -تاریخی شکلگیری این وضعیت رکود البته با تأکید بر دو عنصر «کار و تولید» پرداخته شده است. نتایج حاصل از بررسیهای کیفی نشان میدهد که زمینههای شکلگیری چنین وضعیت رکودی، خصلتی درونی و هم بیرونی دارد. زمینههای درونی شامل زیستبوم، ترویج ارزشهای نامولد و در آخر بهعنوان اساسیترین زمینه داخلی در وقوع این مسئله، ساختارهای مصرفی میباشد، که وظیفه مهیا نمودن شرایط نرمافزاری و سختافزاری هرگونه کنش و سلوک افراد جامعه را بر عهده دارد. اما زمینههای بیرونی این مسئله را میتوانیم متأثر از مقوله روابط سلطه بگنجانیم، عاملی مهم که با تأثیر گذاشتن در عناصر ساحت درونی بهخصوص مقوله ساختارهای مصرفی، نقش بیبدیل خود را در این میان به نمایش گذاشته است
بازشناسی طبقه متوسط جهانی (با توجه به طبقه متوسط آسیایی) -طاهره قادری* سجاد کاوه**
صفحه 199-240
طاهره قادری، سجاد کاوه
چکیده در دهه های اخیر، با افزایش شمار خانوارهای طبقۀ متوسطِ مصرف گرا در کشورهای در حال توسعه، خاصه ناحیۀ آسیا و رشد بنگاه های آسیایی که عرضه کننده کالاهای مصرفی غیر ضروری و بازاری اند، مفهوم پر طمطراق "طبقۀ متوسط نوین آسیایی" به جای"طبقۀ متوسط جهانی" مورد توجه قرار گرفته و بدنۀ وسیعی از تحقیقات و ادبیات را به خود اختصاص داده است. مقالۀ حاضر، با روش مطالعۀ اسنادی کتابخانه ای، و بررسی جدیدترین پژوهش ها، درصدد است تا ماهیت و ابعاد گوناگون این جریان نوین را واشکافی کند و تصویر جامع و نسبتا کاملی از این موضوع به دست دهد. این مقاله، نخست، حجم عظیم خانوارهای طبقۀ متوسط نوینِ آسیایی را که در پرتو رفرم های سیاسی اقتصادیِ حکومت ها در آن ناحیه ظهور یافتند، مورد بررسی قرار می دهد و سپس، با بررسی معیارهای گوناگونِ سنجش طبقۀ متوسط جدید، یک سنجۀ دقیق تر و جامع تری را پیش نهاد می کند. در پایان نیز، واکنش های مختلف اعضای این طبقه را که بسته به زمینه های اجتماعی- سیاسی و اجتماعی- اقتصادیِ کشورها گوناگون است، مورد بررسی قرار می دهد و نشان می دهد که مترتب کردن رسالت هایی بس انتزاعی و بزرگ به طبقۀ متوسط جدید مصرف گرا ، بی آنکه بسترهای تاریخی و مراحل رشد اقتصادی درون کشورها را لحاظ کند، تا چه اندازه شکننده خواهد بود.
کلیدواژگان: طبقۀ متوسط جهانی، طبقۀ متوسط نوین آسیایی، اقتصادهای نوظهور، مصرف گرایی.
تأثیر تماشای فیلمهای خشن بر انگیختگی فیزیولوژیک و احساسات پرخاشگرانه -سیاوش صلواتیان سیدمحسن بنی هاشمی کاثوم محمدی
صفحه 239-275
سیاوش صلواتیان، سید محسن بنی هاشمی، کلثوم محمدی
چکیده این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با هدف بررسی تأثیرات تماشای فیلمهای خشن بر انگیختگی فیزیولوژیک و احساسات پرخاشگرانه دانشجویان دانشگاههای تهران است. برای این منظور از یک طرح آزمایشی «گروه کنترل تنها با پسآزمون» استفاده شد. از میان دانشگاههای تهران به روش نمونهگیری دردسترس دانشگاه صداوسیما و از بین دانشجویان این دانشگاه به روش نمونهگیری تصادفی ساده 60 دانشجوی 18 تا 25 سال، شامل 30 دختر و 30 پسر انتخاب شدند. این 60 آزمودنی به دو گروه 30 نفره آزمون و کنترل تقسیم شدند. برای گروه آزمون 15 دقیقه از بخشهای از چند فیلم خشن و برای گروه کنترل 15 دقیقه از بخشهایی از یک مستند حیاتوحش نمایش داده شد. همزمان با تماشا، شش شاخص انگیختگی فیزیولوژیک شامل تعداد ضربان قلب، تغییرات نرخ ضربان قلب، تعریق پوست، تنش عضلانی، تعداد تنفس و درجه حرارت پوست آزمودنیها اندازهگیری و پس از پایان فیلم به کمک پرسشنامه مقیاس وضعیت خصومت، احساسات پرخاشگرانه ایشان سنجیده شد. مقایسه نتایج گروه آزمون و کنترل نشان داد تماشای فیلمهای خشن باعث افزایش معنادار شاخصهای تعداد تنفس، تنش عضلانی و تعریق پوست و همچنین افزایش جدی و معنادار احساسات پرخاشگرانه آزمودنیها شده بود؛ اما شاخصهای ضربان قلب، تغییرات نرخ ضربان قلب و درجه حرارت پوست تغییر معناداری را نشان ندادند.
مقالهشناسی هفتاد شمارة فصلنامه علوم اجتماعی -مرتضی سالمی قمصری*
صفحه 277-327
چکیده در این نوشتار به مقاله شناسی هفتاد شماره علوم اجتماعی پرداخته شده است.
