دوره و شماره: دوره 29، شماره 98، پاییز 1401 

کنارگذاری آموزشی در نظام آموزش عالی ایران؛ علل و زمینه‌ها

صفحه 1-42

https://doi.org/10.22054/qjss.2020.47651.2160

زینب بیلکی، علی اکبر تاج مزینانی

چکیده   کنارگذاری اجتماعی گاه در بعد آموزشی و در سطح بالای آن یعنی نظام آموزش عالی اتفاق می‌افتد. آنچه در این کنارگذاری نقش محوری ایفا می‌کند آن است که افراد در دسترسی به حقوق و فرصت‌ها با موانعی روبرو می‌شوند که یا از ادامه حضور در نظام آموزشی عالی بازمی‌مانند یا در عین حضور به حاشیه رانده می‌شوند. در این مطالعه سعی بر این بوده است که بررسی کنارگذاری آموزشی در نظام آموزش عالی ایران فرآیندهایی را که موجب شکل‌گیری زمینه‌ها و علل کنارگذاری دانشجویان شده است توجه شود. همچنین ابعاد گوناگون کنارگذاری آموزشی با استفاده از نظریه مبنایی پرداخته‌شده و در پی ارائه‌ی توصیفی فربه از آن است. در تحقیق حاضر با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساخت‌یافته (با دانشجویان و متخصصان) مصاحبه انجام شد تا از این راه جلوه‌های کنارگذاری آموزشی، عوامل تأثیرگذار بر آن شناسایی شوند. زمینه‌ها و علل کنارگذاری که در این مقاله به‌دست‌آمده، ازاین‌قرارند: زمینه‌ها؛ وضعیت بغرنج خانوادگی، عوامل بازدارنده‌ی ارتباط مناسب، تعاملات آکادمیک، ساختار اجتماعی و علل؛ فقدان منابع مالی، معلولیت، سیاست‌گذاری آموزشی نامناسب، سیاست‌های آموزش عالی به‌مثابه بی‌عدالتی آموزشی.

جامعه شناسی

نیازسنجی و سنخ‌شناسی نیازهای نخبگان جوان دانشگاهی

صفحه 43-80

https://doi.org/10.22054/qjss.2023.75302.2683

بهنام لطفی خاچکی، منصوره مهدی زاده

چکیده   تحقیق حاضر باهدف شناخت و اولویت‌گذاری نیازهای نخبگان جوان و سنخ‌شناسی این گروه، در چارچوب روش کیو ضمن مصاحبه عمیق با نخبگان و بررسی منابع موجود، نیازهای نخبگان را شناسایی نمود. در بخش دوم 62 نفر از نخبگان جوان دانشگاهی پرسشنامه نیازها را تکمیل نمودند. سپس چهار عامل یا الگوی ذهنی به دست آمد. طبق یافته‌ها «نخبگان حمایت‌طلب» بیشتر به دنبال حمایت‌ها و تسهیلات معیشتی، پژوهشی، جذب و ... بوده و برای کسب حمایت‌ها و تسهیلات به‌خوبی خود را با ملاک‌های کمّی انطباق می‌دهند. «نخبگان مشارکت‌جو» عقیده دارند حمایت‌های موجود باید متناسب با شأن و منزلت و شرایط خاص هر یک از نخبگان باشد. این گروه نیاز دارند که زمینه اثرگذاری آن‌ها از طریق تعامل با سطوح مختلف حاکمیتی و با سایر نخبگان  فراهم شود. «نخبگان فردگرا» به دنبال حمایت‌های عمومی در زمینه‌های معیشتی، پژوهشی و تجهیزات بوده و حمایت‌های کوتاه‌مدت و مادی را به تسهیلات بلندمدت و هدف‌گذاری شده ترجیح می‌دهند. «نخبگان عملیاتی» نیز عمدتاً به دنبال حمایت‌های خاص و هدفمند مانند تجاری‌سازی محصولات، ایجاد کسب‌و‌کارهای دانش‌بنیان و کاربردی ساختن پژوهش‌ها هستند. درنهایت پیشنهادهای عملیاتی و سیاست‌گذارانه برای رفع این نیازها ارائه شد.

مطالعات زنان

ناباروری و رنج زنان (مروری بر مشکلات روانشناختی، اجتماعی و اقتصادی نازایی)

صفحه 81-119

https://doi.org/10.22054/qjss.2023.72483.2610

حمیده دباغی، زینب رفیعی پور

چکیده   مادری، یکی از انتظارات جنسیتی معاصر از زنان و به‌عنوان امری بدیهی، مقدس و انگاره‌ای قوام‌یافته در جامعه‌پذیری جنسیتی زنان تبلور دارد. برمبنای چنین باور قوی و ارزش محوری پیرامون مادری، ناباروری در نقطه مقابل، به‌مثابه یک نقص برای زن است. بر این اساس، زنان نابارور، با چالش‌ها و مشکلات اجتماعی متعددی مواجه می‌شوند که فراتر از ناباروری به‌مثابه یک امر بیولوژیکی و پزشکی است و درواقع نوعی تجربه زیسته متفاوتی را برای آنان رقم می‌زند. پس از مروری بر نظریات هویت، کنش متقابل و رویکردهای فرهنگی و رویکرد زیستی-روانی- اجتماعی، از 4 مفهوم برساخت ناباروری، انگ (داغ) ناباروری، فقدان و اندوه و هویت نقش استفاده شد. بر این اساس سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که زنان نابارور چه ناکامی‌هایی را در طی تجربه ناباروری خود درک می‌کنند و برای آن‌ها چه معنایی دارد؟ این پژوهش مبتنی بر رویکرد کیفی و روش تحلیل تماتیک به‌وسیله نرم‌افزار کیفی  Max Q.D.A. بر روی مصاحبه‌های نیمه عمیق و نیمه ساختمند با 20 زن نابارور است که در مشهد ساکن هستند. بر اساس یافته‌های تحقیق، تجربه زنان از ناباروری به 3 مضمون اصلی: هویت مادری تعلیق یافته، ادراک بدن ناقص و درمان ناتمام اشاره دارد.

جامعه شناسی

انباشت و استفاده از «سرمایه زیباشناختی بدن» برحسب معیارهای هنجاری جنسیتی

صفحه 121-159

https://doi.org/10.22054/qjss.2023.73443.2640

بهرام نیک بخش

چکیده   ظاهر فیزیکی به‌عنوان شکلی از سرمایه در سال‌های اخیر موردتوجه جامعه شناسان قرار گرفته است. چراکه «سرمایه زیبایی‌شناختی»، مانند سایر اشکال سرمایه، می‌تواند انباشته و در تبادلات اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد. هدف کلی این پژوهش، جمع‌آوری اطلاعات در مورد ابعاد و معنای ظاهر آرائی و استفاده از آن با ابزار پرسشنامه بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه افراد واقع در سنین 15 تا 60 سال در یک نمونه آماری 384 نفری در شهرستان اهواز تشکیل دادند. در این راستا، اقدامات آماری برای هر دو بعد «انباشت» و «استفاده» از «سرمایه زیباشناختی» بر اساس طرح نظرسنجی موازی با استفاده از رگرسیون لجستیک ترتیبی (مدل o-logit)، موردمطالعه قرار گرفت. یافته‌ها، نشان داد که معیارهای دوگانه‌ای بر اساس هنجارهای خاص در مورد «انباشت» و «استفاده» از «سرمایه زیبایی‌شناختی» وجود دارد. همچنین، وجود معیارهای هنجاری دوگانه وابسته به «زمینه» جامعه است، به‌گونه‌ای که این معیارها در «انباشت سرمایه» به معنای تأیید بیشتر رفتار زنان است، درحالی‌که معیار دوگانه در «استفاده سرمایه»، به معنای تأیید بیشتر رفتار مردان است. درنتیجه «سرمایه زیبایی‌شناختی»، به‌عنوان چیزی که وابسته به «زمینه است»، هنجارهای جنسیتی را تنظیم می‌کند.

روش شناسی علوم اجتماعی

شناسایی مؤلفه‌های تجاری شدن ورزش فوتبال در ایران

صفحه 121-196

https://doi.org/10.22054/qjss.2023.68203.2654

زهره مهدوی فر، باقر ساروخانی، امیر مسعود امیرمظاهری

چکیده   این تحقیق باهدف شناسایی مؤلفه‌های تجاری شدن ورزش فوتبال در ایران، با استفاده از روش آمیخته اکتشافی (تحلیل مضمون و دلفی)، انجام شده است. اعضای پانل بر اساس روش نمونه­گیری هدفمند تعداد 42 نفر می­باشند. یافته­­ها نشان داد: تعداد 8 مضمون به­عنوان تم­های نهایی شناسایی شدند که عبارت‌اند از: 1. رواج خریدوفروش و قیمت­گذاری فوتبالیست­ها؛ 2. مادی شدن اکثر فعالیت­ها در جامعه؛ 3. تأمین منابع مالی برای فعالیت­های مرتبط با فوتبال؛ 4. انگیزه­های فردی فوتبالیست­ها؛ 5. انگیزه­های سودجویانه دلالان؛ 6. رسانه­ها و فضای مجازی؛ 7. بُعد سوداگری فوتبال و 8. پیامدهای تجاری شدن فوتبال. سپس این مضامین در دو راند (دلفی) مورد داوری متخصصان و خبرگان قرار گرفت و نتایج نشان داد: برای مؤلفه‌های تجاری شدن فوتبال تعداد 12 مؤلفه؛ برای مؤلفه‌های انگیزه باشگاه­ها و مؤسسات ورزشی در تجاری­سازی فوتبال تعداد 14 مؤلفه؛ برای مؤلفه‌های انگیزه فوتبالیست­ها در تجاری­سازی فوتبال تعداد 12 مؤلفه؛ برای مؤلفه‌های انگیزه مؤسسات و شرکت­های رسانه­ای در تجاری­سازی فوتبال تعداد 11 مؤلفه؛ برای مؤلفه‌های نتایج تجاری­سازی فوتبال تعداد 17 مؤلفه موردتوافق کارشناسان و متخصصان قرار گرفت. یافته­ها نشان داد: اکثر فعالیت­های مرتبط با فوتبال صرفاً به­خاطر کسب درآمد و جنبه اقتصادی انجام می­گیرد و امر تجاری­سازی فوتبال بی‌تأثیر از عامل اقتصادی و مالی نیست.

جامعه شناسی

تجارب زنان جوان از تماشای سریال‌های کره جنوبی

صفحه 197-233

https://doi.org/10.22054/qjss.2023.75228.2682

فاطمه محمدی، طیبه فرج زاده

چکیده   بسیاری از جوانان امروزی هوادار صنعت فیلم‌سازی کشور کره جنوبی هستند که این مسئله برای بسیاری از والدین نگران‌کننده است. این پژوهش در پی فهم تجارب هواداری در زنان جوان ایرانی از سریال‌های کره‌ای و نسبت آن با فضای مجازی است. این پژوهش با روش کیفی از نوع تحلیل مضمون و با ابزار مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و از کدگذاری برای تحلیل داده استفاده شده است. جامعه افراد تحقیق 23 نفر از زنان جوان 19 تا 27 ساله ساکن شهرهای مختلف ایران هستند که عضو پیج‌های هواداری در تلگرام هستند. یافته‌های این پژوهش تأیید می‌کند که همه هواداران دوام هواداری خود را به دلیل وجود فضای مجازی می‌دانند هرچند بسیاری از آن‌ها شروع هواداری خود را به زمان پخش سریال‌های مشهور کره‌ای از تلویزیون نسبت دادند. همچنین 5 مضمون اصلی برای هواداری این زنان جوان از پاسخ‌های آن‌ها احصا شد: تنوع ژانر در محصولات، دوری از نمایش صحنه‌های اروتیک، تشابهات فرهنگی، آموزش فضیلت اخلاقی و عاشقانه‌های جذاب ازجمله دلایل هواداری آن‌ها از این سریال‌ها بوده است.