جامعه شناسی
احمد رضا (سمکو) برزیده؛ محمد تقی کرمی؛ محمد ملاعباسی
چکیده
این پژوهش به بررسی چرخش در نظم حقوقی ایران در دورة صفویه میپردازد؛ دورهای که در آن، مرجعیت حقوقی از ساختار سلطانی و دیوانی به سوی نظمی فقاهتی و فقهمحور منتقل شد. برخلاف رویکردهای توصیفی یا تکعاملی که این تحول را صرفاً ناشی از پیوند میان دولت صفوی و علمای شیعه دانستهاند، این تحقیق با اتکا به چارچوب مفهومی تلفیقی، شامل نظریه ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی چرخش در نظم حقوقی ایران در دورة صفویه میپردازد؛ دورهای که در آن، مرجعیت حقوقی از ساختار سلطانی و دیوانی به سوی نظمی فقاهتی و فقهمحور منتقل شد. برخلاف رویکردهای توصیفی یا تکعاملی که این تحول را صرفاً ناشی از پیوند میان دولت صفوی و علمای شیعه دانستهاند، این تحقیق با اتکا به چارچوب مفهومی تلفیقی، شامل نظریه قواعد ثانویه هربرت هارت، تحلیل مشروعیت در اندیشه ماکس وبر، و نظریه میدان حقوقی پیر بوردیو، میکوشد این دگرگونی را بهمثابه بازآرایی نیروهای اجتماعی، نهادهای حقوقی، و سازوکارهای مشروعیت تحلیل کند. تحلیل منابع تاریخی، فرمانهای سلطنتی و ساختار نهادی دوره صفوی نشان میدهد که این چرخش، نتیجه انتقال تدریجی سرمایه نمادین و اقتدار حقوقی از سلطنت به فقه اجتهادی بوده و در نهایت، به تثبیت الگویی از نظم حقوقی انجامید که آثار آن در نظام حقوقی معاصر ایران نیز قابل پیگیری است. این پژوهش با صورتبندی مسئله در سطح قواعد، مشروعیت و میدان، تبیینی چندساحتی از این تحول ارائه میکند و از این طریق، فراتر از مطالعات پیشین به فهم ریشههای تاریخی نهاد فقه در قانون رسمی ایران یاری میرساند.
جامعه شناسی
میثم شمسی گوشکی؛ وحید شالچی؛ محمدتقی کرمی قهی
چکیده
قرائت پرنفوذی از تاریخ مشروطه ارائه شده که به موجب آن مشروطیت برابر عدالتطلبی، آزادیخواهی، قانونخواهی قلمداد شده است. بسیاری تاریخنگاران اندیشه نیز تحولات این دوره تاریخی را با مقوله بحران هویت توضیح میدهند. پژوهش حاضر در تمایز از این بینشها، با کاربست روش دیرینهشناسانه و تبارشناسنه میشل فوکو، دو رخداد بزرگ جنگهای ...
بیشتر
قرائت پرنفوذی از تاریخ مشروطه ارائه شده که به موجب آن مشروطیت برابر عدالتطلبی، آزادیخواهی، قانونخواهی قلمداد شده است. بسیاری تاریخنگاران اندیشه نیز تحولات این دوره تاریخی را با مقوله بحران هویت توضیح میدهند. پژوهش حاضر در تمایز از این بینشها، با کاربست روش دیرینهشناسانه و تبارشناسنه میشل فوکو، دو رخداد بزرگ جنگهای ایران و روس و گسترش بیماریهای مسری و مرگآور وبا و طاعون را بدل به مسئله کرده و به زمینهای پرداخته است که ذیل آن گفتمان سیاسی حاکم و نظم معنایی و نمادین مستقر در جامعه فروپاشید. چنین تبیینی از سویی با مقولات و تبیینهای هویتی همخوان نیست؛ از سویی دیگر با بررسی رسالات روشنفکران قاجاری این نتیجه حاصل آمد که نه عدالتطلبی و نه آزادیخواهی دالهای مرکزی گفتمان مشروطه نبوده و اینها دالهای شناوری هستند که به خدمت دال مرکزی در میآیند که همانا «انتظام دولت» است. یافتههای پژوهش بیانگر این هستند که مشروطهخواهی بیش از آنکه گفتاری در رهایی و آزادی باشد گفتاری در نظم است و خواهان دولتی است که بتواند بیش از پیش بر مردم حکومت کند و وجوه متعدد زیست آنها را رصد نماید. دولتی که بیشتر به مردم شکل دهد تا بهتر به خدمت دولت درآیند.